Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
nand operator
U
عملگر نقیض و
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
contradictory
U
ضد و نقیض
contra
U
نقیض
nand
U
نقیض و
anti thesis
U
نقیض
nand
U
نقیض "و"
nor
U
نقیض یا
contradictory judgement
U
نقیض
contrariety
U
ضدو نقیض
nand operation
U
عمل نقیض و
not gate
U
دریچه نقیض
antithesis
U
پادگذاره ضد و نقیض
antitheses
U
پادگذاره ضد و نقیض
nand element
U
عنصر نقیض و
nor gate
U
دریچه نقیض یا
nand gate
U
دریچه نقیض و
antonyms
U
ضد و نقیض متضاد
paradox
U
قیاس ضد و نقیض
not
U
نقیض نقض
paradoxes
U
قیاس ضد و نقیض
antonym
U
ضد و نقیض متضاد
not
U
نفی منطقی نقیض
exclusive nor gate
U
دریچه نقیض یای انحصاری
boolean operation
U
عمل منط قی روی فقط یک کلمه مثل " NOT ". نقیض
operators
U
عملگر
operator
U
عملگر
dyadic operator
U
عملگر دوتایی
laplace operator
U
عملگر لاپلاس
logical operator
U
عملگر منطقی
relational operator
U
عملگر رابطهای
monadic operator
U
عملگر تکین
actuator
U
عملگر مکانیکی
n ary operator
U
عملگر N تایی
unary operator
U
عملگر یگانی
conditional operator
U
عملگر شرطی
aggregate operator
U
عملگر جمعی
operator
U
عملگر
[ریاضی]
assignment operator
U
عملگر جایگزینی
binary operator
U
عملگر دوتایی
annihilation operator
U
عملگر نابودی
boolean operator
U
عملگر بولی
boolean operator
U
عملگر بول
comparison operator
U
عملگر مقایسه
concatenation operator
U
عملگر الحاقی
binary operator
U
عملگر دودوئی
differential operator
U
عملگر دیفرانسیلی
[ریاضی]
redirection operator
U
عملگر تعیین جهت
boolean operation
U
عملگر منط قی مثل " و" و " یا " و...
boolean operator
U
عملگر جبر بول
Laplacian
U
عملگر لاپلاس
[ریاضی]
[فیزیک]
notation
U
که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
Laplace operator
U
عملگر لاپلاس
[ریاضی]
[فیزیک]
arithmetic operator
U
نشان حسابی عملگر ریاضی
notations
U
که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
not stage
U
مدار یا جزئی در یک سیستم لاجیک که وجود یا عدم وجودخروجی برعکس حالت ورودی و یا نقیض ان میباشد
arguments
U
متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
argument
U
متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
attended operation
U
فرآیندی که در صورت وقوع مشکل یک عملگر آماده دارد
nor
U
عملگر بولی که یک جدول صحت تولید میکند نایا
logical
U
تابعی که از چندین عملگر منط قی مثل AND و OR تشکیل شده است
arithmetic
U
دستورالعمل برنامه که در آن عملگر عمل مورد نظر را برای اجرا مشخص میکند
postfix
U
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند به طوری که عملگر پس از عملوند می آید
notations
U
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation
U
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
prefix notation
U
عملیات ریاضی به صورت منط ق به طوری که عملگر پیش از عملوندها فاهر میشود و نیازی به کروشه نیست
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com