Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
boolean operator
U
عملگر بول
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
logical
U
تابعی که از چندین عملگر منط قی مثل AND و OR تشکیل شده است
arithmetic
U
دستورالعمل برنامه که در آن عملگر عمل مورد نظر را برای اجرا مشخص میکند
notation
U
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation
U
که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
notations
U
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations
U
که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
operator
U
عملگر
operators
U
عملگر
argument
U
متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
arguments
U
متغیری که یک عملگر یا تابع روی آن اعمال میشود
nor
U
عملگر بولی که یک جدول صحت تولید میکند نایا
aggregate operator
U
عملگر جمعی
annihilation operator
U
عملگر نابودی
arithmetic operator
U
نشان حسابی عملگر ریاضی
assignment operator
U
عملگر جایگزینی
attended operation
U
فرآیندی که در صورت وقوع مشکل یک عملگر آماده دارد
binary operator
U
عملگر دوتایی
binary operator
U
عملگر دودوئی
boolean operation
U
عملگر منط قی مثل " و" و " یا " و...
boolean operator
U
عملگر بولی
boolean operator
U
عملگر جبر بول
comparison operator
U
عملگر مقایسه
concatenation operator
U
عملگر الحاقی
conditional operator
U
عملگر شرطی
dyadic operator
U
عملگر دوتایی
laplace operator
U
عملگر لاپلاس
logical operator
U
عملگر منطقی
monadic operator
U
عملگر تکین
n ary operator
U
عملگر N تایی
nand operator
U
عملگر نقیض و
postfix
U
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند به طوری که عملگر پس از عملوند می آید
prefix notation
U
عملیات ریاضی به صورت منط ق به طوری که عملگر پیش از عملوندها فاهر میشود و نیازی به کروشه نیست
redirection operator
U
عملگر تعیین جهت
relational operator
U
عملگر رابطهای
unary operator
U
عملگر یگانی
Laplace operator
U
عملگر لاپلاس
[ریاضی]
[فیزیک]
Laplacian
U
عملگر لاپلاس
[ریاضی]
[فیزیک]
differential operator
U
عملگر دیفرانسیلی
[ریاضی]
operator
U
عملگر
[ریاضی]
actuator
U
عملگر مکانیکی
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com