English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hall U عمارت
halls U عمارت
edifice U عمارت
edifices U عمارت
construction U عمارت
constructions U عمارت
imaret U عمارت
mansion house U عمارت
diwan U عمارت
divan U عمارت
imaret U عمارت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
guildhall U عمارت شهرداری
guildhalls U عمارت شهرداری
a building of small scale U عمارت کوچک
the interior of a building U اندرون عمارت
fenestration U روزنههای عمارت
town hall U عمارت شهرداری
gazeboo U عمارت تابستانی
mansions U عمارت بزرگ
building U عمارت دیسمان
flat U قسمتی از یک عمارت
mansion U عمارت بزرگ
flattest U قسمتی از یک عمارت
town halls U عمارت شهرداری
perron U پلکان جلو عمارت
Capitol U عمارت کنگره درشهرواشینگتن
mansion U عمارت چند دستگاهی
mansions U عمارت چند دستگاهی
pavilion U عمارت کلاه فرنگی
pavilions U عمارت کلاه فرنگی
gloriette U عمارت کلاه فرنگی
Capitol U عمارت پارلمان ایالتی
insula U دستگاه عمارت اجاره نشینی
soffite U سقف قسمت پایین عمارت
soffit U سقف قسمت پایین عمارت
indoors U در داخل عمارت در زیر پناه یا سقف
interfenestration U فاصله میان روزنه ها یاپنجرههای عمارت
gazebo U عمارت تابستانی که چشم اندازخوبی داشته باشد
guild hall U عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
acroterium U یکی از زوایای رئوس مثلثی شکل سردر عمارت
entresol U طبقه میان طبقه اول عمارت وطبقهای که باکف زمین برابراست
His new luxury mansion is a dar cry from the one bedroom cottage he lived in as a child. U عمارت لوکس جدیدش کجا و کلبه یک خوابه ای که کودکی اش را در آن به سر برد کجا.
lazar housek U عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com