English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
gap marker U علامت مخصوص نشاندادن رخنه در میدان مین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
hasty breaching U نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
signed field U میدان علامت دار
subcaliber range U میدان تیر مخصوص
marque U علامت مخصوص
red carpet U علامت پذیرایی مخصوص
state flower U گل علامت مخصوص هر استان یا کشور
special character U علامت ویژه کاراکتر مخصوص
ideograph U امضاء یا علامت مخصوص شخص
hunting horn U بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
tailor's chalk U گچ یا صابون خیاطی مخصوص علامت گذاری روی پارچه
mark U وسیلهای که داده را کارتهای مخصوص که حاوی علامت هدایت یا مغناطیسی است می خواند
marks U وسیلهای که داده را کارتهای مخصوص که حاوی علامت هدایت یا مغناطیسی است می خواند
breaching U رخنه درمیدان مین رخنه نفوذی مواجه شدن با دشمن درگیری با دشمن
yoicks U علامت تعجب درهیجان و خشم و خوشی ووجد.فریاد تحریک و تشویق برای تازی شکاری مخصوص
shew U نشاندادن
reluct U بی میلی نشاندادن
to be illustrative of U با مثال نشاندادن
rebus U نشاندادن واژه ها بصورت مصور
compound wound generator U ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
grenade court U میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
black designation U علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
silhouettes U نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouette U نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
high intensity magnetic field U میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
lenz' law U جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
battlefield recovery U اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
symbol U اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
closure minefield U میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
symbol U علامت ترسیمی علامت فرمولی
characters U نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
character U نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
penetration U رخنه
breach U رخنه
influx U رخنه
flaws U رخنه
influxes U رخنه
flaw U رخنه
crack U رخنه
cracks U رخنه
breaches U رخنه
breached U رخنه
gaps U رخنه
gap U رخنه
break through U رخنه
leakiness U رخنه
leakages U رخنه
chasms U رخنه
punctures U رخنه
chinked U رخنه
chasm U رخنه
punctured U رخنه
chinks U رخنه
puncture U رخنه
leak U رخنه
leakage U رخنه
chink U رخنه
chinking U رخنه
leaks U رخنه
puncturing U رخنه
leaked U رخنه
gapped U رخنه دار
infiltration U رخنه کردن
penetrate U رخنه کردن
breached U رخنه کردن در
breaches U رخنه کردن در
penetrable U رخنه پذیر
breach U رخنه کردن در
leaky U رخنه دار
insinuation U رخنه یابی
staunch stanch U بی شائبه بی رخنه
penetration U رخنه کردن
to drive a wedding into U رخنه کردن در
penetrates U رخنه کردن
penetrated U رخنه کردن
to fret a passage U رخنه کردن
sta U بی رخنه بی منفذ
to spring a leaguer U رخنه پیدا کردن
poop U از عقب رخنه کردن
to pierce the enemy's line U دشمن رخنه کردن
poops U از عقب رخنه کردن
course U میدان تیر میدان
courses U میدان تیر میدان
coursed U میدان تیر میدان
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
pierce U رخنه کردن فرو رفتن
crevasses U شکاف زدن رخنه کردن
transpiring U فاش شدن رخنه کردن
crevasse U شکاف زدن رخنه کردن
transpired U فاش شدن رخنه کردن
transpire U فاش شدن رخنه کردن
pierces U رخنه کردن فرو رفتن
transpires U فاش شدن رخنه کردن
bingo U علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
penetration aids U وسایل تولید رخنه در صفوف دشمن
inlet U فرورفتگی ورخنه کوچک دریچه ورودی رخنه
transpirable U قابل ترشح فاش شدنی رخنه پذیر
inlets U فرورفتگی ورخنه کوچک دریچه ورودی رخنه
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code U کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
dispersal airfield U فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
holidays U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holiday U تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
bilge U رخنه پیدا کردن تراوش کردن
penetrate U رخنه کردن سوراخ کردن
penetract U رخنه کردن سوراخ کردن
thrusts U سوراخ کردن رخنه کردن در
penetrates U رخنه کردن سوراخ کردن
thrusting U سوراخ کردن رخنه کردن در
thrust U سوراخ کردن رخنه کردن در
penetrated U رخنه کردن سوراخ کردن
arena U میدان
arenas U میدان
line bay U میدان خط
sq U میدان
ring U میدان
forum U میدان
space U میدان
spaces U میدان
aims U میدان
aimed U میدان
ROUNDABOUT U میدان
zero field U بی میدان
piazza U میدان
forums U میدان
frontages U میدان
frontage U میدان
plaza U میدان
places U میدان
plainest U میدان
plainer U میدان
plain U میدان
placing U میدان
place U میدان
line of force U خط میدان
open space U میدان
trone U میدان
field line U خط میدان
aim U میدان
agora U میدان
scope U میدان
plains U میدان
domain U میدان
fielded U میدان
domains U میدان
fields U میدان
reaching U میدان
reach U میدان
reached U میدان
reaches U میدان
field U میدان
squaring U جذر میدان
backs U مدافع خط میدان
back U مدافع خط میدان
champ U میدان جنگ
radiation field U میدان تابش
field [algebraic structure] U میدان [ریاضی]
rink U میدان یخ بازی
electromagnetic spectrum U میدان الکترومغناطیسی
champs U میدان جنگ
champing U میدان جنگ
The Ferdowsi Square . U میدان فردوسی
rinks U میدان یخ بازی
interference field U میدان انترفرنس
electromagnetic field U میدان الکترومغناطیسی
champed U میدان جنگ
card field U میدان کارت
interference field U میدان مزاحم
stray field U میدان هرز
squares U جذر میدان
squared U جذر میدان
field distortion U اعوجاج میدان
high field U میدان قوی
maxwell field U میدان ماکسولی
maxwell field U میدان ماکسول
radar ranging U میدان رادار
field effect U اثر میدان
field energy U انرژی میدان
battleground U میدان جنگ
battlegrounds U میدان جنگ
field equation U معادله ی میدان
field equation U معادلات میدان
field exciation U تحریک میدان
field excitation U تحریک میدان
field flux U شاره میدان
field form U نمودار میدان
field frequency U بسامد میدان
field distortion U انحراف میدان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com