English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
phototherapy U معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
transpiration U تعرق
hyperidrosis U تعرق زیاد
briskness U جلدی
tegumental U جلدی
exanthem U جلدی
lupus U سل جلدی
lupus vulgaris U سل جلدی
integumentary U جلدی
cutaneous U جلدی
dermal U جلدی
hyping U زیر جلدی
dermatosis U امراض جلدی
hype U زیر جلدی
hyped U زیر جلدی
dermatopathy U مرض جلدی
cancroid U سرطان جلدی
exanthema U مرض جلدی
hypes U زیر جلدی
hyped up U زیر جلدی
edermical meducation U معالجه جلدی
osmose U نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
hypo U تزریق زیر جلدی
pityriasis U شوره جلدی سبوسه
hypodermic U تزریق زیر جلدی
hypodermics U تزریق زیر جلدی
endermic U انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
hypo U سوزن تزریق زیر جلدی
quarter binding U جلدی که تنهاته ان چرم دارد
the volume that preceded U جلدی که زودتر یاجلوتر منتشر شد
scleroderma U مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
hyodermic needle U سوزن امپول یا تزریق زیر جلدی
dermatological U مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
to scrape down U تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
hypodermic syringe U کوچکی که برای تزریقات تحت جلدی بکار میرود
ratten U بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wiping U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptized U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
skins U پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning U پوست کندن با پوست پوشاندن
skin U پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned U پوست کندن با پوست پوشاندن
wet down U بوسیله اب پاشی خیس کردن
chafes U بوسیله اصطکاک گرم کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
chafing U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafe U بوسیله اصطکاک گرم کردن
semaphore U بوسیله پرچم مخابره کردن
electrotype U بوسیله برق چاپ کردن
latch U بوسیله کلون محکم کردن
step down U کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
shield U بوسیله سپر حفظ کردن
shields U بوسیله سپر حفظ کردن
instantiate U معرفی کردن بوسیله کنسرت
latches U بوسیله کلون محکم کردن
whet U عمل تیز کردن بوسیله مالش
electrolyze U تجزیه کردن بوسیله جریان برق
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
thermostat U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
vector U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectors U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to proclaim meetings U بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
roentgenize U بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
to shield U بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
vectorial U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
faradize U بوسیله القای برق معالجه کردن
polices U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
postcard U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
policed U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
postcards U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
gravitate U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
latensify U بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
gravitating U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitates U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
thermostats U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
police U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
gravitated U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
indurate U پوست کلفت کردن
scalded cream U سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
labiovelar U تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
psychanalyze U بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
talk out U بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
slough U پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
seam U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate U تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
seams U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
callosity U سخت شدن یا پینه کردن پوست
threshes U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
thresh U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshing U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
threshed U از پوست دراوردن خرمن کوبی کردن
maieutics U فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess U حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
dicker U مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
tan U باحمام افتاب پوست بدن راقهوهای کردن
taxidermist U ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
peels U پوست انداختن پوست
tegumnentum U پوست طبیعی پوست
peel U پوست انداختن پوست
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
sifting U روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
to walk the chalk U بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
shell U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shelling U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells U بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
hypodermic injection U تزریق زیر جلدی تزریق پوستی
bouse U بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garotte U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garrote U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
plenum method U طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizon U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizons U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
incrust U با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
xanthochroid U شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
ambulance U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulances U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
croquet U بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
at the hand of U بوسیله
by the instrumentality of U بوسیله
of U بوسیله
perprep U بوسیله
with U بوسیله
via U بوسیله
thruogh the a of U بوسیله
by dint of U بوسیله
whereby U که بوسیله ان
by U بوسیله
wherewithal U که بوسیله ان
per U بوسیله
by depty U بوسیله نماینده
by wire U بوسیله تلگراف
by the f. U بوسیله لمس
hydrolysis U تجزیه بوسیله اب
per pais U بوسیله مملکت
municipally U بوسیله شهرداری
per pais U بوسیله کشور
hydromancy U تفال بوسیله اب
electrically U بوسیله برق
patenting U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
brew U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
windswept U بوسیله باد جاروشده
semaphore U مخابره بوسیله پرچم
patents U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patented U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
pours U تراوش بوسیله ریزش
aerotherapeutics U معالجه بوسیله هوا
lapped joint U اتصال بوسیله پوشش
sent via e-mail U بوسیله ایمیل فرستاده شد
pour U تراوش بوسیله ریزش
in propria persona U بوسیله خود شخص
poured U تراوش بوسیله ریزش
brews U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
pouring U تراوش بوسیله ریزش
brewed U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
leaching U تصفیه بوسیله شستشو
churn U بوسیله اسباب گردنده
patent U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
aeromancy U تفال بوسیله هوا
electromotive U متحرک بوسیله برق
pipe down U بوسیله شیپور یا نای
to pick thanks U بوسیله سخن چینی
infiltration U پالایش بوسیله تراوش
pipeage U ترابری بوسیله لوله
galvanography U روی مس بوسیله اندودکهربایی
radar scan U مراقبت بوسیله رادار
seagirt U محصور بوسیله دریا
to scent out U بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
traingulation U پیمایش بوسیله مثلثات
eluviation U انتقال بوسیله بادوباران
electric chair U اعدام بوسیله برق
diathermy U معالجه بوسیله حرارت
postage U حمل بوسیله پست
dragonnades U بوسیله سواره نظام
intuitively U بوسیله درک مستقیم
phototypography U چاپ بوسیله عکسبرداری
churns U بوسیله اسباب گردنده
photogelatin process U چاپ بوسیله ژلاتین
hydrolyze U بوسیله اب تجزیه شدن
windblown U در حرکت بوسیله باد
hydromancer U تفال زننده بوسیله اب
pipage U ترابری بوسیله لوله
churned U بوسیله اسباب گردنده
skinner U پوست کن
cuticle U پوست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com