English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to lodge a complaint U عرضحال گله گذاری تسلیم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lodgement U تسلیم عرضحال
petition U عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
petitioning U عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
petitions U عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
petitioned U عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
to give up the ghost U جان تسلیم کردن روح تسلیم کردن
pleads U لابه کردن عرضحال دادن
pleaded U لابه کردن عرضحال دادن
plead U لابه کردن عرضحال دادن
delivery U تسلیم در CL یکی ازشرایط اساسی اعتبار سند این است که پس از تنظیم و امضاو مهر به طرف " تسلیم "شود
deliveries U تسلیم در CL یکی ازشرایط اساسی اعتبار سند این است که پس از تنظیم و امضاو مهر به طرف " تسلیم "شود
fuze U ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
request for discharge U عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
submits U تسلیم کردن
committed U تسلیم کردن
infeoff U تسلیم کردن
submitted U تسلیم کردن
to fork over U تسلیم کردن
commit U تسلیم کردن
commits U تسلیم کردن
betrays U تسلیم کردن
betrayed U تسلیم کردن
betraying U تسلیم کردن
to give in charge U تسلیم کردن
consign U تسلیم کردن
consigned U تسلیم کردن
committing U تسلیم کردن
betray U تسلیم کردن
consigns U تسلیم کردن
submit U تسلیم کردن
consigning U تسلیم کردن
hand over U تسلیم کردن
hand on U تسلیم کردن
to deliver up U تسلیم کردن
give up U تسلیم کردن
submitting U تسلیم کردن
betrayment U تسلیم به دشمن کردن
cede U تسلیم کردن صرفنظرکردن از
betrays U تسلیم دشمن کردن
yield U تسلیم کردن یا شدن
lodge U گذاشتن تسلیم کردن
ceding U تسلیم کردن صرفنظرکردن از
lodged U گذاشتن تسلیم کردن
betraying U تسلیم دشمن کردن
yields U تسلیم کردن یا شدن
lodges U گذاشتن تسلیم کردن
to give up U تسلیم کردن امیدبریدن از
betrayed U تسلیم دشمن کردن
yielded U تسلیم کردن یا شدن
jurisdiction U تسلیم دادگاه کردن
betray U تسلیم دشمن کردن
cedes U تسلیم کردن صرفنظرکردن از
to muddle on U با تسلیم به پیشامد زندگی کردن
so strike one's flag U کشتی یادژی رابدشمن تسلیم کردن
to starve into surrender U گرسنگی دادن وناگزیربه تسلیم کردن
referred U ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
refer U ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
refers U ارجاع کردن تسلیم کردن عطف کردن
To submit something to someone. U چیزی را به کسی تسلیم کردن (ارائه دادن )
fuzing U چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
declarations U عرضحال
declaration U عرضحال
petitioned U عرضحال
petitioning U عرضحال
petitions U عرضحال
petition U عرضحال
application U عرضحال
applications U عرضحال
stripping U نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
pooled U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pools U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool U ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
petition to court of first instance U عرضحال بدوی
implead U عرضحال دادن
petition to court of appeal U عرضحال استینافی
pleader U عرضحال دهنده
lodge an a appeal U عرضحال دادن
suited U دادخواست عرضحال
suits U دادخواست عرضحال
suit U دادخواست عرضحال
load U پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
loads U پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
synthesises U هم گذاری کردن
synthesized U هم گذاری کردن
synthesizes U هم گذاری کردن
synthesize U هم گذاری کردن
synthesised U هم گذاری کردن
synthesising U هم گذاری کردن
synthesizing U هم گذاری کردن
plaint U شکوائیه دادخواست عرضحال
suitors U عرضحال دهنده مدعی
petitioner U متظلم دادخواه عرضحال
to lodge an a U عرضحال استیناف دادن
petitioners U متظلم دادخواه عرضحال
plaints U شکوائیه دادخواست عرضحال
pleadable U قابل عرضحال دادن
suitor U عرضحال دهنده مدعی
sue for dawages U عرضحال خسارت دادن
cost U قیمت گذاری کردن
invested U سرمایه گذاری کردن
funded U سرمایه گذاری کردن
deposits U سرمایه گذاری کردن
punctuate U نقطه گذاری کردن
invest U سرمایه گذاری کردن
deposit U سرمایه گذاری کردن
load U خرج گذاری کردن
load U ذخیره گذاری کردن
fund U سرمایه گذاری کردن
loads U ذخیره گذاری کردن
loads U خرج گذاری کردن
to lay the track U ریل گذاری کردن
point U نقطه گذاری کردن
tracklaying U شنی گذاری کردن
mark U علامت گذاری کردن
primming U چاشنی گذاری کردن
christen U نام گذاری کردن
paragraph U فاصله گذاری کردن
invests U سرمایه گذاری کردن
marks U علامت گذاری کردن
christened U نام گذاری کردن
investing U سرمایه گذاری کردن
to sow mines U مین گذاری کردن
christens U نام گذاری کردن
punctuating U نقطه گذاری کردن
punctuates U نقطه گذاری کردن
paragraphs U فاصله گذاری کردن
punctuated U نقطه گذاری کردن
mining U مین گذاری کردن
paginate U صفحه گذاری کردن
sued U عرضحال دادن عارض شدن
sue U عرضحال دادن عارض شدن
sues U عرضحال دادن عارض شدن
suing U عرضحال دادن عارض شدن
charge U خرج گذاری کردن شارژ کردن
charges U خرج گذاری کردن شارژ کردن
identic notes U منظوریادداشتهایی با مضمون واحداست که چند دولت به یک دولت می دهند . چون این یادداشتها جداگانه تسلیم میشود عمل هر دولت فاهرا"مستقل از عمل دولت دیگراست تسلیم این یادداشتهاعمل غیردوستانه تلقی میشود
residential investments U سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
wattle U نرده گذاری کردن بستن
loading U خرج گذاری کردن سلاح
recapitalize U سرمایه گذاری مجدد کردن
color codig U علامت گذاری کردن مهمات
crowns U تاج گذاری کردن پوشاندن
mark U نمره گذاری کردن علامت
marks U نمره گذاری کردن علامت
pages U صفحات را نمره گذاری کردن
overcapitalize U بیش از حد سرمایه گذاری کردن
paged U صفحات را نمره گذاری کردن
page U صفحات را نمره گذاری کردن
crown U تاج گذاری کردن پوشاندن
point U نقطه گذاری کردن ممیز
solicitor U کسی که اسنادومدارک عرضحال را تهیه میکند
to sue out a writ U حکمی را بوسیله دادن عرضحال گرفتن
solicitors U کسی که اسنادومدارک عرضحال را تهیه میکند
punctuating U نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuates U نشان گذاری کردن نقطه دار
discrete U الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
punctuated U نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuate U نشان گذاری کردن نقطه دار
we cannot trace the petitioner U نمیتوانم سابقه عرضحال دهنده را پیدا کنم
carring over U تعویق تصفیه حساب در خریدو فروش سهام برای انتقال مال یا تسلیم مبیع مهلت تعیین کردن
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
To put money into somethings. U درکاری پول ریختن (سرمایه گذاری کردن )
milestone U بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
milestones U بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
desired investment U سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
overcapitalization U سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
punctuation marks U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
extraditing U مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite U مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited U مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites U مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
cooperative scorer U بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
misprision U گناه فرو گذاری از فاش کردن تبه کاری دیگران
tick mark U علامت گذاری در طول یک ترازو برای معین کردن مقادیر
to space out letters [text] U فاصله گذاری [بین حروف را بیشتر کردن] [رایانه شناسی ] [چاپ]
unintended investment U سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
tetragraph U کلمه رمز چهار حرفی برای اسم گذاری و مشخص کردن وسایل
mined U مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mines U مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mine U مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
public U روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
to sue for damages U عرضحال خسارت دادن دادخواست برای جبران زیان دادن
mine watching U عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
weather board U تخته گذاری کردن تخته بندی کردن
delivery U تسلیم
compromis U تسلیم
surrenders U تسلیم
livery U تسلیم
submission U تسلیم
capitulation U تسلیم
consignation U تسلیم
renditions U تسلیم
surrendering U تسلیم
surrendered U تسلیم
surrender U تسلیم
rendition U تسلیم
quietism U تسلیم
deference U تسلیم
liveries U تسلیم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com