English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 115 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
ordinal number U عدد ترکیبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
card U ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است
cards U ترکیبی از سوراخهای پانچ شده که معرف حروف روی پانچ کارت است
character U یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
characters U یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
colour U دو بیت برای چهار رنگ و هشت بیت برای ترکیبی از رنگهاست
colours U دو بیت برای چهار رنگ و هشت بیت برای ترکیبی از رنگهاست
time U روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
timed U روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
times U روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ترکیبی سریع , هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود , گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
distemper U ترکیبی از گچ اب چسب و موادرنگی که در رنگ کردن داخل اطاقها بکار میرود
affinities U میل ترکیبی
affinity U میل ترکیبی
dual U دادههای ترکیبی هر مجموعهای از داده در پاس یا لبه ساعت مختلف آماده و معتبر است
element U دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
elements U دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
silicone U ترکیبی الی بفرمول Sio2R شبیه کتون
syntactic U طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
syntactical U طبق قواعد صرف ونحوی ترکیبی
diphthong U صدای ترکیبی
diphthongs U صدای ترکیبی
mix U مخلوط ترکیبی
mixes U مخلوط ترکیبی
synthetic U ترکیبی
hydrogen bomb U بمب ترکیبی اتمی
hydrogen bombs U بمب ترکیبی اتمی
ingredient U جزء ترکیبی
ingredients U جزء ترکیبی
acid diluent ترکیبی که با قلم زنی سطح فلز باعث اتصال بهتر لایه های پرداخت با سطح فلزمیشود
agglutinative U ترکیبی
basophil U میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
basophile U میل ترکیبی شدیدبا موادقلیایی
BPP U چهار بیت برای ترکیبی از رنگها
BPP U هشت بیت برای ترکیبی از رنگها
carbide U ترکیبی از کربن و چند عنصرفلزی
chemical affinity U میل ترکیبی شیمیایی
chloramine U هرنوع ترکیبی که دارای ازت و کلر باشد
combination bands U نوارهای ترکیبی
combination device U ماسوره ترکیبی مین ماسوره مرکب
combination influence U عامل ترکیبی
combination tone U صوت ترکیبی
combinational U ترکیبی
combinational circuit U مدار ترکیبی
combinative U ترکیبی
combinatorial U ترکیبی
combinatory U ترکیبی
combined transport U حمل و نقل ترکیبی
combined transport document U اسناد حمل ترکیبی
combined transport operator U عامل حمل و نقل ترکیبی
composite casting U ترکیبی
composite metal U فلز ترکیبی
composite symbol U علامت ترکیبی
composite video U تصویر ترکیبی
compound leverage floor jack U اهرم بالابر ترکیبی
consolute U ترکیبی از دو یا چند مایع که بر هر نسبتی در یکدیگر حل شوند
contraction parry U ترکیبی ازدفاع ساده وچرخشی
ct U حمل و نقل ترکیبی
ctd U سند حمل ترکیبی
cto U عامل حمل ونقل ترکیبی
deoxidize U از صورت ترکیبی با اکسیژن دراوردن
diatessaron U ترکیبی ازچهار دارو
elective affinity U میل ترکیبی
fbl U lading of bill combinedtransport FIATA بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
feasion U بمب ترکیبی اتمی
fiata combined transport bill of lading U بارنامه حمل ترکیبی "فیاتا"
hemiterpene U ترکیبی بفرمول 8H5C
hexahydrate U ترکیبی که دارای شش ذره اب باشد
histamine U ترکیبی بفرمول 3N9H5C
hypotaxis U رابطه ترکیبی یا صرف ونحوی کلمه اصلی بامشتقاتش
ingradient U جز جز ترکیبی
iodoform U ترکیبی از ید که برای گندزدایی و مانند انهابکارمیبرند
ketol U ترکیبی مرکب ازالکل و استون
large model U مدل حافظه که کد و داده تا کلید بایت جریان دارند ولی اندازه ترکیبی باید از مگابایت کمتر باشد
latten U ترکیبی مانند فلز برنج
lattin U ترکیبی مانند فلز برنج
mixed cell refernce U ارجاع سل ترکیبی
mixed column line chart U نمودار ستونی- خطی ترکیبی
mixed column line graph U نمودار ستونی- خطی ترکیبی
mixed glue U چسب ترکیبی
mixed strategy U استراتژی ترکیبی
monad U ذره بسیط که نیروی ترکیبی یک هیدروژن است
multiplex U تسهیم مخابره ترکیبی
musicom U یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
octad U جسم بسیط یا ذرهای که قوه ترکیبی ان برابر است با8واحد
opalite U ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
parathesis U ترکیبی بی تغییر
polyamide U پلی امید ترکیبی شامل چند گروه امید
polyene U ترکیبی الی که دارای پیوستگی مضاعف است
protoxide U ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
semisynthetic U نیمه ترکیبی
sequential storage U انباره ترکیبی
shapeliness U خوش ترکیبی
soft return U فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
syntactical analysis U تحلیل ترکیبی
syntax error U اشتباه ترکیبی
synthesic U ترکیبی
synthetic method U روش ترکیبی
synthetic oils U روغنهای مصنوعی روغنهای ترکیبی
synthetic resins U صمغهای مصنوعی صمغهای ترکیبی
synthetical U ترکیبی
to orient compound U نسبت اجزای ترکیبی را بایکدیگر تعیین کردن
Other Matches
trivalence U سه ترکیبی
trivalency U سه ترکیبی
turboramjet U ترکیبی از توربوجت و رم جت
Borromini capital U [نوعی سر ستون ترکیبی]
cob U [ترکیبی از خاک رس، ریگ، شن و کاه و آب]
She has long and shapely legs . U ساق پاهای کشیده وخوش ترکیبی دارد
cannon U [ترکیبی از سبک های امپراتوری ناپلئون و فدرال]
Composite Order U [شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
compound weave U بافت ترکیبی که بجز تار و پود اجزا دیگری نیز مثل دانه مروارید و یا اجسام تزیینی در بافت بکار گرفته شود
mixd weave U بافت ترکیبی [هرگاه در بافت یک فرش از چند روش بافت استفاده شود.]
hooked medallion U ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
gold washing U شستن طلائی [نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
Afshan [all-over pattern] U طرح افشان [با حالت های پیچشی و یا زوایای هندسی و ترکیبی از گل ها و شکوفه ها که نشان دهنده و عدم محدودیت در طرح است. گاه با طرح های دیگر مثل میناخانی، بوته، هراتی، بندی و گل و بته ترکیب می شود]
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com