English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 193 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
public U عامه اشکار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
disruptive pattern U اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
manifest U اشکار اشکار ساختن
manifesting U اشکار اشکار ساختن
manifested U اشکار اشکار ساختن
manifests U اشکار اشکار ساختن
plebs U عامه
public U عامه
omnibus U عامه
omnibuses U عامه
the public U عامه
the common people U عامه
public interest U منافع عامه
lowest common denominators U عامه پسند
lowest common denominator U عامه پسند
public interests U مصالح عامه
public works U فواید عامه
folkway U عقیده عامه
endowments to the public U اوقاف عامه
popularity U جلب محبوبیت عامه
endowment for the benefit of the public U وقف بر مصالح عامه
popularity U قابل قبول عامه
conventional U مورد قبول عامه
putative U مفروض مورد قبول عامه
ochlocracy U حکومت عامه یا گروهی ازمردم
plebiscitary U وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
jack johnson U د راصطلاح عامه سربازها نارنجک بزرگ المانی
newsworthy U قابل توجه عامه برای درج درروزنامه
public information U اطلاعات مورد نیاز عامه مردم وافکار عمومی
utilitarianism U بدی هرچیزی بسته بدرجه سودمندی ان برای عامه مردم است
popularizing U مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularising U مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularize U مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularized U مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularises U مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularised U مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularizes U مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
opened U اشکار
crying U اشکار
open U اشکار
burning disgrace U اشکار
uncovered U اشکار
inapparent U نا اشکار
open and shut U اشکار
opens U اشکار
overt U اشکار
open-and-shut U اشکار
out U اشکار
out- U اشکار
outed U اشکار
evident U اشکار
conspicuous U اشکار
clear U :اشکار
clears U :اشکار
clearest U :اشکار
clearer U :اشکار
patents U اشکار
patenting U اشکار
patented U اشکار
inevidence U اشکار
apparent U اشکار
obvious U اشکار
semblable U اشکار
explicit U اشکار
flagrant U اشکار
plains U اشکار
plainest U اشکار
plainer U اشکار
plain U اشکار
patent U اشکار
dedications U اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication U اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
self-explanatory U واضح اشکار
market overt U بازار اشکار
revealed preference U رجحان اشکار
revealed preference U ترجیح اشکار
revealer U اشکار کننده
self evident U خود اشکار
detects U اشکار کردن
self explanatory U واضح اشکار
flagrantly U باوقاحت اشکار
to lay open U اشکار ساختن
to make known U اشکار ساختن
to reveal itself U اشکار شدن
transpicuous U فرا اشکار
transpicuous U روشن اشکار
visible balance U تراز اشکار
evident to any one U نزدهمه اشکار
manifestation U اشکار سازی
explicit behavior U رفتار اشکار
overt behavior U رفتار اشکار
explicit cost U هزینه اشکار
frequency demodulation U اشکار ساختن
it will manifest it self U اشکار خواهد شد
kithe U اشکار ساختن
lay open U اشکار کردن
let out U اشکار ساختن
manifest need U نیاز اشکار
manifestative U اشکار سازنده
decryption U اشکار سازی
decrypt U اشکار ساختن
conspicuous defect U عیب اشکار
manifester U اشکار کننده
amende honorable U عذرخواهی اشکار
manifestations U اشکار سازی
self explaining U واضح اشکار
undisguised U اشکار بی تلبیس
avowals U افهار اشکار
known U اشکار ساختن
axiom U حقیقت اشکار
axioms U حقیقت اشکار
open U ازاد اشکار
opened U ازاد اشکار
opens U ازاد اشکار
avowal U افهار اشکار
explicit U اشکار صاف
signal U اشکار مشخص
signaled U اشکار مشخص
reveals U اشکار کردن
revealed U اشکار کردن
reveal U اشکار کردن
patently U بطور اشکار
notoriously U بطور اشکار
roundly U بی پرده اشکار
glaring U اشکار مشهور
signalled U اشکار مشخص
baring U ساده اشکار
barest U ساده اشکار
displayed U اشکار کردن
detecting U اشکار کردن
detected U اشکار کردن
detection U اشکار سازی
detect U اشکار کردن
displays U اشکار کردن
displaying U اشکار کردن
visible U مرئی اشکار
display U اشکار کردن
unfold U اشکار کردن
unfolds U اشکار کردن
bare U ساده اشکار
bared U ساده اشکار
unfolding U اشکار کردن
bares U ساده اشکار
barer U ساده اشکار
unfolded U اشکار کردن
plain text U متن واضح و اشکار
overt homosexuality U همجنس خواهی اشکار
to make public U اشکار یا علنی کردن
manifesting U صورت بار اشکار
manifests U صورت بار اشکار
self revelation U خود اشکار سازی
manifested U صورت بار اشکار
the secret will open to me U ان راز بمن اشکار
manifest U صورت بار اشکار
open to the public U اشکار در نزد همه
untold U بی حساب اشکار نشده
obviously U بطور اشکار یا معلوم
it is obvious that U اشکار یا بدیهی است که
palpably U بطور محسوس یا اشکار
manifest anxiety scale U مقیاس اضطراب اشکار
manifest dream content U محتوای اشکار رویا
palpable U قابل لمس اشکار
apparent electromotive force U نیروی برقرانی اشکار
revelations U اشکار سازی افشاء
revelation U اشکار سازی افشاء
unfolding U فاش کردن اشکار شدن
peeps U جوانه زدن اشکار شدن
oscillation U تفکیک امواج اشکار سازی
oscillations U تفکیک امواج اشکار سازی
peeping U جوانه زدن اشکار شدن
unfolded U فاش کردن اشکار شدن
unfold U فاش کردن اشکار شدن
quarrying U اشکار کردن معدن سنگ
taylor manifest anxiety scale U مقیاس اضطراب اشکار تیلور
unfolds U فاش کردن اشکار شدن
peep U جوانه زدن اشکار شدن
to breathe one's simplicity U بسادگی کسی اشکار شدن
quarry U اشکار کردن معدن سنگ
peeped U جوانه زدن اشکار شدن
quarries U اشکار کردن معدن سنگ
to speak one's mind U اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
noise U اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
cold fault U نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
noises U اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
ultrasonic inspection U متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
federal privacy act U قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
it was publicly known U همه میدانستند در نظر همه اشکار بود
uncover U اشکار کردن کشف کردن
uncover U اشکار کردن برهنه کردن
uncovers U اشکار کردن برهنه کردن
uncovers U اشکار کردن کشف کردن
uncovering U اشکار کردن برهنه کردن
uncovering U اشکار کردن کشف کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com