English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
out bound U عازم بیرون رفتن از بندر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
outward bound U عازم بیرون روانه بیرون
bound U عازم رفتن مهیا
mog U عازم شدن دزدانه رفتن
to strain at a gnat U ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
extravasate U ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
to go off U بیرون رفتن
to pass off U بیرون رفتن
push off U بیرون رفتن
exits U بیرون رفتن
exit U بیرون رفتن
get out U بیرون رفتن
to go out U به بیرون رفتن
get the push U بیرون رفتن
go off U بیرون رفتن
go out U بیرون رفتن
pass off U بیرون رفتن
to turn out U بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
to ride out U سالم بیرون رفتن از
cabotage U کشتیرانی و حمل کالا از یک بندر به بندر دیگر بدون دورشدن از ساحل
to leave school U ازاموزشگاه یامدرسه بیرون رفتن
to push off U شروع کردن بیرون رفتن
let out <idiom> U اجازه بیرون رفتن یا فرارکردن
extravagate U ازحداعتدال بیرون رفتن منحرف شدن
to step out U برای مدت کوتاهی بیرون رفتن
to show one out U راه بیرون رفتن را بکسی نشان دادن
show one out U راه بیرون رفتن را به کسی نشان دادن
he is out and a bout U از بستر برخاسته و اماده بیرون رفتن است
cabotage U کشتیرانی از یک بندر به بندر دیگردرامتداد ساحل
terminal port U بندر بارانداز اخرین بندر حرکت
to date U باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
turn out <idiom> U بیرون کردنکسی ،کسی را مجبور به ترک یا رفتن کردن
to go out U باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
keelage U حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
he set out for the village U عازم ده شد
goer U عازم
westbound U عازم
skiddoo U عازم شدن
embarked U عازم شدن
set out U عازم شدن
pull-outs U عازم شدن
skidoo U عازم شدن
going U رایج عازم
embarks U عازم شدن
leave U عازم شدن
leaving U عازم شدن
embarking U عازم شدن
off U عازم بسوی
embark U عازم شدن
off U مقابل عازم
stouten U عازم شدن
pull-out U عازم شدن
northbound U عازم شمال
pull out U عازم شدن
destined U عازم براه
southbound U عازم جنوب
leadoff U عازم شدن
witjout U بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
earth-bound U عازم کرهی زمین
vamoose U بسرعت عازم شدن
put out U از ساحل عازم شدن
we left for paris U عازم پاریس شدیم
to set out U عازم شدن [گردش]
to head off U عازم شدن [گردش]
to start on a journey U عازم سفری شدن
start on the journey U عازم سفر شدن
ocean bound U عازم دریا یااقیانوس
outstand U عازم دریا شدن
head U عازم شدن سرپل گرفتن
put U تعبیرکردن عازم کاری شدن
puts U تعبیرکردن عازم کاری شدن
putting U تعبیرکردن عازم کاری شدن
outbound U عازم ناحیه دور دست
homecomings U عازم میهن مراجعت به وطن یامحل تحصیل
homecoming U عازم میهن مراجعت به وطن یامحل تحصیل
ejects U بیرون راندن بیرون انداختن
ejecting U بیرون راندن بیرون انداختن
ejected U بیرون راندن بیرون انداختن
eject U بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion U بیرون اندازی بیرون امدگی
pussyfoot U دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step U رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
harbourless U بی بندر
harbored U بندر
harbour U بندر
harboring U بندر
cril U سد بندر
harbors U بندر
port U بندر
wayside U بندر
harboured U بندر
harbours U بندر
seaports U بندر
seaport U بندر
harbouring U بندر
you have no option but to go U چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
Sydney U بندر سیدنی
on berth U در داخل بندر
Douala U بندر دوالا
ports of call U بندر لنگراندازی
ports of call U بندر توقف
aport U بسوی بندر
Plymouth U بندر پلیموت
Calcutta U بندر کلکته
outer harbor U پیش بندر
Bissau U بندر بیسائو
treaty port U بندر پیمانی
bar U پیش بندر
Abidjan U بندر ابیجان
bars U پیش بندر
way port U بندر سر راه
free port U بندر ازاد
wharfmaster U رئیس بندر
Yangon U بندر یانگون
Tel Aviv U بندر تلآویو
free ports U بندر ازاد
port of call U بندر توقف
port U بندر گاه
naval port U بندر دریایی
minor port U بندر کوچک
malaga U بندر مالاگا
main port U بندر اصلی
inner harbor U بندر داخلی
port of destination U بندر مقصد
terminal port U بندر مقصد
port of embarkation U بندر عزیمت
port of entry U بندر مقصد
seaport U دریا بندر
port watch U نگهبان بندر
harbour master U رئیس بندر
seaports U دریا بندر
seaports U بندر دریایی
registered port U بندر مشخص
destination port U بندر مقصد
seaport U بندر دریایی
port of call U بندر لنگراندازی
longshoremen U باربرلنگرگاه بندر
longshoreman U باربرلنگرگاه بندر
port U بندر ورودی
harbor master U راهنمای بندر
jetty U اسکله بندر
harbour master U متصدی بندر
harbour dues U حقوق بندر
aport U روبه بندر
jetties U اسکله بندر
harbor master U رئیس بندر
secondary port U بندر فرعی
George Town U بندر جرج تاون
jetties U موج شکن بندر
out port U بندر دور از مقصد
embargo U توقیف کشتی در بندر
named port of destination U بندر مقصد مشخص
put into port U وارد بندر شدن
harbourage U پهلو گرفتن در بندر
embargoes U توقیف کشتی در بندر
Georgetown U بندر جرج تاون
harbor control tower U برج مراقبت بندر
Cape Town U بندر کیپ تاون
ex quay U تحویل در بندر مقصد
bender gestalt test U ازمون طرحهای بندر
jetty U موج شکن بندر
cargo handling at port U جابجایی کالا در بندر
cril U مانع دهانه بندر
destination port U بندر تحویل کالا
entry plan U طرح ورود به بندر
port watch U پست نگهبانی بندر
captain of the port U افسر انتظامات بندر
lay day U روز معطلی در بندر
lay an embargo on U در بندر توقیف کردن
controlled port U بندر نظامی کنترل شده
roustabout U کارگر اسکله یا بندر گاه
afloat support U لجستیکی به طورشناور یا خارج از بندر
clearance papers U اسناد خروج کشتی از بندر
to lay one on a ship U کشتی را در بندر توقیف کردن
water bailiffs U مامور تفتیش کشتیها در بندر
harbour master U مسئول بندر متصدی لنگرگاه
portcall U زمان رسیدن وسایل به بندر
named port of shipment U بندر مشخص برای حمل
port of debarkation U بندر مقصد حمل کالا
fast cruise U ازمایش سریع ناو در بندر
Free pree (trade,port). U مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
convoy assembly port U بندر محل تجمع ستون موتوری
bender visual motor gestalt test U ازمون طرحهای دیداری-حرکتی بندر
convoy assembly port U بندر محل تجمع کاروان دریایی
visual bender motor gestalt test U ازمون طرح دیداری- حرکتی بندر
off one's hands U بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
port of embarkation U بندر سوار شدن یا بار کردن کالاها
portcapacity U فرفیت بندر از نظر بارگیری یاتخلیه بار
yhis port is not yet peopled U این بندر هنوز اباد نشده است
mouch U راه رفتن دولادولاراه رفتن
sandbar U جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
free on quay U قراردادی که دران فروشنده کالا رادراسکله بندر مقصد تحویل میدهد
prize of war U کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
portmark U علامت روی بسته که مشخصات بندر مقصد نیز دران ذکر گردیده
transient U پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
transients U پرسنلی که در حال نقل و انتقال می باشند درحال توقف یا لنگر موقت درفرودگاه یا بندر
trots U یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot U یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted U یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting U یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
captain a protest U افهار نامه صادره از طرف مقامات بندر در مورد شرح کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com