Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (24 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
prolongate
U
طولانی کردن امتداد دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
elongating
U
دراز کردن امتداد دادن
elongates
U
دراز کردن امتداد دادن
elongate
U
دراز کردن امتداد دادن
to spin out
U
امتداد دادن مفصلا درست کردن
to eke out
U
امتداد دادن
eke out
U
امتداد دادن
extension
U
امتداد دادن
extend
U
امتداد دادن
fine draw
U
امتداد دادن
extends
U
امتداد دادن
extensions
U
امتداد دادن
prolong
U
امتداد دادن
prolonging
U
امتداد دادن
extending
U
امتداد دادن
prolongs
U
امتداد دادن
nose ribs
U
تیغه هایی در امتداد وتر که در تمام طول بال و تا تیرک جلویی امتداد میابند
extension
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
to give a long recital of something
U
دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
accost
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
accosts
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
accosted
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
accosting
U
در امتداد چیزی حرکت کردن
extend
U
طولانی تر کردن
prolong
U
طولانی کردن
prolongs
U
طولانی کردن
elongation
U
طولانی کردن
prolonging
U
طولانی کردن
extending
U
طولانی تر کردن
extends
U
طولانی تر کردن
lengthening
U
طولانی کردن کشیدن
lengthened
U
طولانی کردن کشیدن
prolongation
U
طولانی کردن تطویل
lengthen
U
طولانی کردن کشیدن
lengthens
U
طولانی کردن کشیدن
To live a long life .
U
عمر طولانی (زیاد ) کردن
macrobiotics
U
دانش طولانی کردن عمر
go baseline
U
حرکت کردن در امتداد خط پایانی برای دریافت پاس
outstay
U
بیش از حد لزوم ماندن اقامت طولانی کردن
extension
U
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extensions
U
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
skip breathing
U
حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
fibre
U
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber
U
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibres
U
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
tabulation
U
1-مرتب کردن جدول اعداد.2-حرکت نوک چاپ یا نشانه گر در یک فاصله معین شده در امتداد یک خط
longed
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
building line
U
امتداد
in range with
U
در امتداد
extensiveness
U
امتداد
alignment
U
امتداد
tension
U
امتداد
alignments
U
امتداد
tensions
U
امتداد
protraction
U
امتداد
runs
U
امتداد
extensions
U
امتداد
extension
U
امتداد
direction
U
امتداد
run
U
امتداد
elongation
U
امتداد
disciplines
U
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
discipline
U
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplining
U
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
along line
U
در امتداد خطوط
protractile
U
امتداد پذیر
flushes
U
هم سطح یا در یک امتداد
flush
U
هم سطح یا در یک امتداد
trailed
U
خط ی در امتداد چیزی
trail
U
خط ی در امتداد چیزی
trailing
U
خط ی در امتداد چیزی
to be prolonged
U
امتداد یافتن
cutting stroke
U
امتداد برش
extension
U
ملحقه امتداد
good continuation
U
امتداد خوب
prolonger
U
امتداد دهنده
flushing
U
هم سطح یا در یک امتداد
protend
U
امتداد یافتن
trails
U
خط ی در امتداد چیزی
extensions
U
ملحقه امتداد
prolong
U
امتداد یافتن بتاخیرانداختن
extend the life of the company
U
امتداد مدت شرکت
contour bund
U
بند در امتداد خط تراز
endarch
U
از مرکزبخارج امتداد یافته
prolonging
U
امتداد یافتن بتاخیرانداختن
endarchy
U
امتداد از مرکز به خارج
prolongs
U
امتداد یافتن بتاخیرانداختن
inextension
U
عدم امتداد یا توسعه
to depict somebody or something
[as something]
U
کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن
[وصف کردن]
[شرح دادن ]
[نمایش دادن]
abeam
U
امتداد عمود برمحور طولی
rate of sideslip
U
همنه تندی در امتداد محورعرضی
fore and aft
U
امتداد سینه تا پاشنه ناو
duplex
U
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
duplexes
U
ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
greatest
U
طولانی
longsome
U
طولانی
longed
U
طولانی
prolongs
U
طولانی
prolonging
U
طولانی
agelong
U
طولانی
longer
U
طولانی
of long standing
U
طولانی
great-
U
طولانی
long
U
طولانی
protracted
U
طولانی
prolong
U
طولانی
shorter
U
طولانی نه
great
U
طولانی
prolix
U
طولانی
longs
U
طولانی
long-
U
طولانی
short
U
طولانی نه
longest
U
طولانی
shortest
U
طولانی نه
periphrastically
U
بطور طولانی
telephoning
U
در یک مسافت طولانی
longest
U
طولانی طویل
telephoned
U
در یک مسافت طولانی
telephone
U
در یک مسافت طولانی
long-
U
طولانی طویل
telephones
U
در یک مسافت طولانی
longed
U
طولانی طویل
longer
U
طولانی طویل
blue moon
U
مدت طولانی
hold over
<idiom>
U
طولانی نگهداشتن
long
U
طولانی طویل
long play
U
صفحه طولانی
gangling
U
طولانی و دراز
as long as
U
بمدت طولانی
longs
U
طولانی طویل
cicycle
U
ارابه فرودی با دو پایه اصلی در امتداد خط مرکز
center of thrust
U
امتداد اثر برایند تمام نیروهای جلوبرنده
slots
U
سوراخ طولانی و باریک
prolegomenous
U
دارای مقدمه طولانی
long-drawn-out
U
بیش از اندازهی طولانی
symphonies
U
قطعه طولانی موسیقی
slotting
U
سوراخ طولانی و باریک
strip
U
ماده طولانی نازک
marathons
U
جلسه گروهی طولانی
symphony
U
قطعه طولانی موسیقی
gabfest
U
محاوره طولانی و مفصل
protracted war
U
استراتژی نبرد طولانی
long tail liability
U
تعهد طولانی مدت
long thrust
U
تک نفوذی طولانی یادوردست
slot
U
سوراخ طولانی و باریک
heatwave
U
هوای گرم طولانی
heatwaves
U
هوای گرم طولانی
scroll
U
نوشته یافهرست طولانی
long recoil
U
عقب نشینی طولانی
degressive burning
U
سوختن طولانی خرج
livelong
U
طولانی وخسته کننده
scrolls
U
نوشته یافهرست طولانی
marathon
U
جلسه گروهی طولانی
conducts
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conduct
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducted
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
dogtooth
U
ناپیوستگی در ناحیه داخلی لبه حمله در امتداد وتر
swiped
U
حرکت جاروبی جرعه طولانی
swig
U
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
T link
U
اتصال سریع و طولانی داده
long game
U
بازی با لزوم ضربههای طولانی
go long
U
تلاش درپاس طولانی بجلو
prolonger
U
تاخیر دهنده طولانی کننده
streams
U
جریان طولانی داده سری
streamed
U
جریان طولانی داده سری
stream
U
جریان طولانی داده سری
swigged
U
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
trenches
U
استحکامات خندقی شیار طولانی
trench
U
استحکامات خندقی شیار طولانی
swipe
U
حرکت جاروبی جرعه طولانی
long distance
U
با شعاع عمل زیاد طولانی
swigs
U
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
We have a long journey before us .
U
مسافرت طولانی در پیش داریم
swigging
U
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swiping
U
حرکت جاروبی جرعه طولانی
long-distance
U
با شعاع عمل زیاد طولانی
to picture
U
شرح دادن
[نمایش دادن]
[وصف کردن]
feeds
U
سوراخهای دندانه دار پانچ شده در امتداد لبه کاغذ
feed
U
سوراخهای دندانه دار پانچ شده در امتداد لبه کاغذ
notch
U
بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
notches
U
بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
bi directional
U
انتقال داده که در یک وسیله در امتداد یک کانال مشخص انجام میشود
worded
U
کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
word
U
کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
long iron
U
چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
dromos
U
[راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
stalling
U
حفظ گوی برای مدت طولانی
stall
U
حفظ گوی برای مدت طولانی
grand touring car
U
نوعی اتومبیل مسابقه مسافتهای طولانی
The outcome of the long struggle .
U
نتیجه این مبا رزه طولانی
packets
U
کامپیوتر مخصوص که داده سریال را از ترمینال آسنکرون به حالی که در امتداد بسته ها
packet
U
کامپیوتر مخصوص که داده سریال را از ترمینال آسنکرون به حالی که در امتداد بسته ها
storage
U
ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
phoning
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com