Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (28 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lanyard
U
طناب کوتاه برای کشیدن چیزی
lanyards
U
طناب کوتاه برای کشیدن چیزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
towrope
U
طناب مخصوص یدک کشیدن چیزی
towropes
U
طناب مخصوص یدک کشیدن چیزی
painters
U
طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
painter
U
طناب کوتاه وصل به قایق برای بستن به ساحل
clear for running
U
طناب برای کشیدن ازاد است
mooring penant
U
طناب کوتاه وصل به گوی شناور برای بستن قایق به ساحل
cable
U
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled
U
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
laniard
U
طناب کوتاهی که برای نگاه داشتن چیزی بکار میرود
bouse
U
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
lanyards
U
طناب کوتاه طناب کمر
lanyard
U
طناب کوتاه طناب کمر
strop
U
طناب کوتاه
tail on
U
کشیدن طناب
tows
U
با طناب کشیدن
tow
U
با طناب کشیدن
track
U
با طناب کشیدن راه
tracked
U
با طناب کشیدن راه
rouse in
U
کشیدن طناب با دست
tracks
U
با طناب کشیدن راه
boom vang
U
طناب کوتاه وصل به پایین تیرتا عرشه قایق
downhaul
U
طناب مخصوص کشیدن بادبان کشتی
heave around
U
شروع به کار کشیدن طناب با دوار
Please allow for at least two weeks' notice
[to do something]
[for something]
[prior to something]
.
U
درخواست می شود که لطفا دو هفته برای پیشگیری
[کار]
اعطاء کنید
[تا ما ]
[برای چیزی]
[قبل از چیزی]
.
weight
U
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
to draw cuts
U
بوسیله چوبهای کوتاه وبلندقرعه کشیدن
to scramble for something
U
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
towline
U
طناب یا ریسمانی که بوسیله ان چیزی را می کشند
signal
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signalled
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
to sniff something
U
بو کشیدن چیزی
to have a sniff of something
U
بو کشیدن چیزی
unstring
U
نخ چیزی را کشیدن
to appreciate something
U
قدر چیزی را دانستن
[سپاسگذار بودن]
[قدردانی کردن برای چیزی]
dump
U
رها کردن گوی بولینگ از انگشت و شست باهم بطوریکه گوی پیچ نخورد کشیدن طناب یا سیم بازکننده چتر
via
U
حرکت به سوی چیزی یا استفاده از چیزی برای رسیدن به مقصد
carabiner
U
قلاب برای وصل طناب به محل اتکا
mooring line
U
طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
underlined
U
زیر چیزی خط کشیدن
To set fire to something.
U
چیزی را به آتش کشیدن
underlines
U
زیر چیزی خط کشیدن
lay out
<idiom>
U
نقشه چیزی را کشیدن
underline
U
زیر چیزی خط کشیدن
sheet
U
طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
sheets
U
طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
platinize
U
پلاتین روی چیزی کشیدن
To stop coveting something.
U
دندان طمع چیزی را کشیدن
houseline
U
رسن سه لا مخصوص کشیدن چیزی
rest stroke
U
کشیدن سیم گیتار
[کلاسیک]
[انگشت به روی سیم همسایه کوتاه مدت تکیه میکند]
marlinespike
U
وسیله نوک تیزی برای جداکردن رشتههای طناب قایق
topping lift
U
طناب وصل به دکل برای نگهداری تیر اصلی افقی
to lay down ones hopes
U
از چیزی امید بریدن یا دست کشیدن
in the short term
<adv.>
U
برای دوره کوتاه مدت
feedback
U
اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
cross (something) out
<idiom>
U
حذف کردن یاخط کشیدن روی چیزی
to torch something
U
چیزی را آتش زدن
[سوزاندن]
[زبانه کشیدن ]
change of pace
U
جهشهای کوتاه برای استراحت بازو
change up
U
جهشهای کوتاه برای استراحت بازو
traveler
U
میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
short ski
U
اسکی کوتاه پهن برای مبتدیان و سالمندان
fastest
U
حافظه سریع و با دستیابی کوتاه برای CPU
fasted
U
حافظه سریع و با دستیابی کوتاه برای CPU
fasts
U
حافظه سریع و با دستیابی کوتاه برای CPU
short iron
U
چوبهای شماره 7 و 8 و 9گلف برای ضربههای کوتاه
fast
U
حافظه سریع و با دستیابی کوتاه برای CPU
balestra
U
پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله
paragraphist
U
کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
hachures
U
خطوط مقطع کوتاه برای سایه زدن بعکس
To make advance
[overtures]
منت کشیدن
[برای آشتی]
draw weight
U
نیروی لازم برای کشیدن زه
carry through
<idiom>
U
برای کاری نقشهای کشیدن
stack the cards
<idiom>
U
برای کسی نقشه کشیدن
click
U
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicks
U
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
flu flu
U
تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
floo floo
U
تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
clicked
U
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
jeheemy
U
جرثقیل سنگین برای بیرون کشیدن قایقها از گل
checkerein
U
لگام برای بالا یا عقب کشیدن سر اسب
key signature
U
گامهای کوتاه و بلندی که پس ازکلیدموسیقی برای نشان دادن نوع ک لیدنوشته میشود
chopped
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
chop
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
extensions
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
pay out the rope
U
طناب را شل کنیدتاباز شود طناب رابدهیدبیاید
typhoons
U
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
typhoon
U
نوعی موشک زمین به هوای دریایی برای هواپیماهای سریع السیر درفواصل کوتاه
windlass
U
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
scribing
U
روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت
windlasses
U
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
dumb well
U
چاهی که برای کشیدن ابهای روی زمین کنده میشود
tug of war
U
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن
pre fetch
U
دستورات CPU ذخیره شده در صف کوتاه موقت پیش از پردازش برای افزایش سرعت اجرا
In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover.
U
برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند.
winch
U
پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
winching
U
پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
winched
U
پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
winches
U
پیچ هرنوع ماشین یا دستگاهی که برای کشیدن بکار رود هندل
shroud
U
طناب از دکل به عرشه برای کمک به دکل
shrouded
U
طناب از دکل به عرشه برای کمک به دکل
warm standby
U
وسیله پشتیبان جانبی که قابل تنظیم برای روشن شدن است در یک لحظه کوتاه پس از خرابی سیستم
to frisk
[a person]
U
دست روی بدن کسی کشیدن
[در جستجو برای اسلحه یا مواد مخدر]
cargo sling
U
طناب بستن محمولات به زیرهلی کوپتر طناب باربندی هلی کوپتر یا خودرو
straddle trench
U
خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
trick ski
U
اسکی کوتاه برای انجام حرکات نمایشی اسکی روی اب
tapes
U
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
tape
U
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
taped
U
پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
short lunge
U
نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blasts
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
blast
U
منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
to grieve over anything
U
برای چیزی
stubs
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stub
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
how long is the rope
U
درازی طناب چقدر است طناب چند متر است
requesting
U
تقاضا برای چیزی
inclinable to something
U
مساعد برای چیزی
look to
<idiom>
U
آمادگی برای چیزی
to grumble at any thing
U
برای چیزی غرغرکردن
request
U
تقاضا برای چیزی
requests
U
تقاضا برای چیزی
requested
U
تقاضا برای چیزی
I'd like something to eat.
چیزی برای خوردن میخواهم.
I'd like something to drink.
چیزی برای نوشیدن میخواهم.
to look at the black side
[about something]
U
بدبین بودن
[برای چیزی]
demands
U
تقاضا برای انجام چیزی
to atone for something
U
کفاره دادن برای چیزی
to get something to somebody
U
برای کسی چیزی را آوردن
asks
U
برای چیزی بی تاب شدن
ask
U
برای چیزی بی تاب شدن
asked
U
برای چیزی بی تاب شدن
in defence of somebody
[something]
U
برای دفاع از کسی
[چیزی]
asking
U
برای چیزی بی تاب شدن
demanded
U
تقاضا برای انجام چیزی
to try something on
U
چیزی را برای امتحان پوشیدن
approval
U
توافق برای استفاده از چیزی
security blanket
<idiom>
U
استفاده از چیزی برای راحتی
application
[for something]
U
درخواست نامه
[برای چیزی]
to give reasons for a thing
U
دلیل برای چیزی اوردن
steeper
U
فرف برای خیساندن چیزی
catch at
U
برای گرفتن چیزی کوشیدن
demand
U
تقاضا برای انجام چیزی
take for
<idiom>
U
اشتباه شخصی برای چیزی
to make amends for something
U
کفاره دادن برای چیزی
spats
U
زنگار کوتاه برای کفش زنگار
broach
U
برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
pull up point
U
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
broaching
U
برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broaches
U
برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
broached
U
برای نخستین بار بازکردن بازکردن یامطرح نمودن بسیخ کشیدن
bight
U
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
baseband transmission
U
روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
to save for something
U
پس انداز کردن
[اندوختن ]
برای چیزی
anthropomorphism
U
تصور شخصیت انسانی برای چیزی
to graps at anything
U
برای گرفتن چیزی کوشش نمودن
to save up for something
U
برای چیزی صرفه جویی کردن
to make a study of something
U
برای بدست اوردن چیزی کوشیدن
to make a r for something
U
برای رسیدن به چیزی نقاش کردن
to negotiate for something
U
گفتگو و معامله کردن برای چیزی
to set measures to anything
U
برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
stepper
U
چیزی که برای پله بکار می رود
demands
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demand
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
make room for someone or something
<idiom>
U
برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
sexualize
U
جنس برای چیزی تعیین کردن
To set a limit to everything.
U
برای هر چیزی حدی قائل شدن
impetrate
U
برای چیزی لابه واستغاثه کردن
spoon-feed
<idiom>
U
ساده کردن چیزی برای کسی
to atone for something
U
جلب رضایت کردن برای چیزی
nothing remains to be told
U
چیزی برای گفتن باقی نمیماند
demanded
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
I have nothing to declare.
چیزی برای گمرک دادن ندارم.
to make amends for something
U
جلب رضایت کردن برای چیزی
to refuse somebody admittance to something
U
پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
within reach of gunshot
U
کوشش کردن برای رسیدن به چیزی
cellarage
U
حق انبارداری برای نگاه داشتن چیزی
to store up something
U
انباشتن چیزی برای استفاده در آینده
consign
U
یا فرستادن چیزی برای کسی به منظورفروش
consigned
U
یا فرستادن چیزی برای کسی به منظورفروش
consigning
U
یا فرستادن چیزی برای کسی به منظورفروش
consigns
U
یا فرستادن چیزی برای کسی به منظورفروش
to call somebody to
[for]
something
U
از کسی برای چیزی درخواست کردن
make something out
<idiom>
U
ازپیش بردن برای دیدن یا خواندن چیزی
to go to
U
ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
to e. with person on a thing
U
کسی را دوستانه برای چیزی سرزنش کردن
measure
U
عملیات برای اطمینان یافتن از صحت چیزی
to go away
U
ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
cash on the barrelhead
<idiom>
U
پولی که برای خرید چیزی پرداخت می شود
applies
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
to seek a remedy for something
U
چاره یا درمان برای چیزی جستجو کردن
bring up
<idiom>
U
معرفی چیزی برای بحث (مذاکره)آوردن
Do you have nothing to declare?
U
آیا چیزی برای اعلام به گمرک دارید؟
pay through the nose
<idiom>
U
برای چیزی پول زیادی خرج کردن
apply
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
to open something to
[the]
traffic
U
چیزی را برای
[دسترسی به]
ترافیک باز کردن
represent
U
عمل کردن مانند نشانه برای چیزی
put up to
<idiom>
U
وسوسه کردن کسی برای انجام چیزی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com