Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
hawser
U
طناب فولادی مخصوص نگاهداشتن کشتی در حوضچه
hawsers
U
طناب فولادی مخصوص نگاهداشتن کشتی در حوضچه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
downhaul
U
طناب مخصوص کشیدن بادبان کشتی
lyle gun
U
تفنگ مخصوص پرتاب طناب از کشتی
hawse hole
U
سوراخ دماغه کشتی مخصوص عبور طناب
steel wire rope
U
طناب فولادی
flexible steel wire rope
U
طناب فولادی خم شو
flexible mild steel wire rope
U
طناب فولادی نرم
extra special flexible wire rope
U
طناب فولادی ویژه
dry dock
U
کشتی را در حوضچه تعمیرگذاردن
dry docks
U
کشتی را در حوضچه تعمیرگذاردن
ship
U
کشتی را در حوضچه تعمیرگذاردن
floating dock
U
حوضچه شناور تعمیر کشتی
hawse
U
سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
docking plan
U
نقشه مسیر ورود کشتی به حوضچه تعمیر نقشه ساختمان قسمت زیر ناوlongshoreman
quarterdecks
U
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdeck
U
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
towline
U
طناب مخصوص صیدبالن
cartel ship
U
کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
forward bow spring
U
طناب مهار کشتی
towrope
U
طناب مخصوص یدک کشیدن چیزی
grab rope
U
طناب مخصوص اویزان شدن از ناو
towropes
U
طناب مخصوص یدک کشیدن چیزی
sheet bend
U
گره مخصوص وصل دو طناب قایق
rigging
U
مجموع طناب و بادبانهای کشتی
shrouded
U
طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
shroud
U
طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
timberhead
U
انتهای تیر کشتی که طناب بدان اویزند
coasters
U
کشتی مخصوص کشتیرانی در کنارساحل
coaster
U
کشتی مخصوص کشتیرانی در کنارساحل
hatch way
U
روزنه عرشه کشتی مخصوص پایین فرستادن بار
kentledge
U
چدن یااهن ریخته مخصوص سنگین کردن ته کشتی یابالون
graving dock
U
اسکله مخصوص تمیز کردن ویا تعمیر نمودن کشتی
lubber's hole
U
سوراخی در نوک کشتی نزدیک دگل که طناب دگل بوسیله ان بالا وپایین میرود
ferret
U
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferrets
U
هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
pay out the rope
U
طناب را شل کنیدتاباز شود طناب رابدهیدبیاید
topgallant
U
سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
craters
U
حوضچه
basin
U
حوضچه
crater
U
حوضچه
lanyard
U
طناب کوتاه طناب کمر
lanyards
U
طناب کوتاه طناب کمر
flush tank
U
حوضچه شستشو
arctic basin
U
حوضچه قطبی
impact basin
U
حوضچه ارامش
resting pool
U
حوضچه ارامش
boat pool
U
حوضچه قایق
receiving basin
U
حوضچه ابگیر
settling basin
U
حوضچه رسوب
laver
U
اب انبار حوضچه
settling basin
U
حوضچه تهنشینی
sedimentation basin
U
حوضچه رسوبگیر
setting basin
U
حوضچه رسوب
recharge basin
U
حوضچه تغذیه
equalizing basin
U
حوضچه توزیع اب
graving dock
U
حوضچه تعمیرکشتی
sedimentation pond
U
حوضچه ته نشینی
trap box
U
حوضچه رسوب
cargo sling
U
طناب بستن محمولات به زیرهلی کوپتر طناب باربندی هلی کوپتر یا خودرو
floating drydock
U
حوضچه شناور خشک
impact basin
U
حوضچه بار شکن
stilling basin
U
حوضچه ارام کننده
docked
U
حوضچه تعمیر ناو
trap box
U
حوضچه رسوب زهکشها
brine pan
U
حوضچه نمک گیری
cistern
U
حوضچه ارامش منبع
cisterns
U
حوضچه ارامش منبع
dock
U
حوضچه تعمیر ناو
docks
U
حوضچه تعمیر ناو
docking report
U
گزارش عملیات تعمیراتی در حوضچه
sealing basin
U
حوضچه ایجاد هوابند ابی
how long is the rope
U
درازی طناب چقدر است طناب چند متر است
lutes
U
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute
U
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write
U
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes
U
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
U
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
steel dam
U
سد فولادی
typeface
U
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces
U
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
bight
U
حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
preserve
U
نگاهداشتن
preserving
U
نگاهداشتن
preserves
U
نگاهداشتن
to hold fast
U
نگاهداشتن
steel wire
U
سیم فولادی
steel square
U
گونیای فولادی
steel cap
U
کلاه فولادی
steel chimmey
U
دودکش فولادی
steel facing membrane
U
پرده فولادی
armature
U
میله فولادی
steel sheet piling
U
سپرکوبی فولادی
steel sheet
U
ورق فولادی
steel construction
U
ساختمان فولادی
steel pipe
U
لوله فولادی
steel jacket
U
پوشش فولادی
steel framed structured
U
سازه فولادی
steel framed structured
U
ساختمان فولادی
grating
U
شبکه فولادی
steelblue
<adj.>
<noun>
U
آبی فولادی
steel band
U
نوار فولادی
steel bands
U
نوار فولادی
cogged ingot
U
شمشه فولادی
cogged ingot
U
شمش فولادی
steel industries
U
صنایع فولادی
steeliness
U
خاصیت فولادی
gratings
U
شبکه فولادی
jet diffusion basin
U
حوضچه ایکه در اثر پخش فورانی انرژی را کاهش میدهد
graphics
U
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
to whip in
U
باهم نگاهداشتن
humoured
U
راضی نگاهداشتن
to draw rein
U
دهنه را نگاهداشتن
righting
U
قائم نگاهداشتن
forborne
U
دست نگاهداشتن
righted
U
قائم نگاهداشتن
buoying
U
روی اب نگاهداشتن
right
U
قائم نگاهداشتن
clamp
U
باگیره نگاهداشتن
humour
U
راضی نگاهداشتن
humors
U
راضی نگاهداشتن
humoring
U
راضی نگاهداشتن
latch
U
محکم نگاهداشتن
humouring
U
راضی نگاهداشتن
clamped
U
باگیره نگاهداشتن
clamping
U
باگیره نگاهداشتن
clamps
U
باگیره نگاهداشتن
humored
U
راضی نگاهداشتن
isolates
U
درقرنطینه نگاهداشتن
buoy
U
روی اب نگاهداشتن
buoyed
U
روی اب نگاهداشتن
humours
U
راضی نگاهداشتن
isolate
U
درقرنطینه نگاهداشتن
latches
U
محکم نگاهداشتن
refrigerates
U
خنک نگاهداشتن
buoys
U
روی اب نگاهداشتن
refrigerating
U
خنک نگاهداشتن
refrigerated
U
خنک نگاهداشتن
behave
U
ادب نگاهداشتن
refrigerate
U
خنک نگاهداشتن
catch hold of
U
محکم نگاهداشتن
behaved
U
ادب نگاهداشتن
behaves
U
ادب نگاهداشتن
keep up
U
خوب نگاهداشتن
behaving
U
ادب نگاهداشتن
containment
U
محدود نگاهداشتن
impark
U
در اغل نگاهداشتن
isolating
U
درقرنطینه نگاهداشتن
reinforced concrete pipe
U
لوله بتن فولادی
high carbon steel
U
فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
gusset
U
صفحه فولادی اتصال
gussets
U
صفحه فولادی اتصال
tubular steel scaffold
U
داربست لولهای فولادی
reinforced concrete carcase
U
اسکلت بتن فولادی
building steel lathing
U
بافت ساختمان فولادی
reinforced concrete construction
U
ساختمان بتن فولادی
pile planking
U
دیوار سپر فولادی
rolled steel joist
U
تیرچه فولادی نوردشده
steel blue
U
رنگ ابی فولادی
parked
U
درماندگاه اتومبیل نگاهداشتن
demurrage
U
تاخیر کردن نگاهداشتن
To stabilize prices .
U
قیمت ها راثابت نگاهداشتن
to d. oneself up
U
بدن راراست نگاهداشتن
withheld
U
منع کردن نگاهداشتن
withhold
U
منع کردن نگاهداشتن
parks
U
درماندگاه اتومبیل نگاهداشتن
withholding
U
منع کردن نگاهداشتن
withholds
U
منع کردن نگاهداشتن
park
U
درماندگاه اتومبیل نگاهداشتن
scuppers
U
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering
U
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper
U
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered
U
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
ship's manifest
U
صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
load line
U
خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
respondentia
U
وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
steel casting
U
پروفیل فولادی ریخته گری
high quality sheet steel
U
ورق فولادی با کیفیت خوب
stand
U
بستهای فولادی کورهای بلند
styli
U
قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stylus
U
قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
styluses
U
قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stilus
U
قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
carry ship
U
کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
gunroom
U
مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
keel
U
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
dan runner
U
کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
keels
U
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
embarkation
U
بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
waterline
U
خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
lazar housek
U
عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
supercargo
U
نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
bill of health
U
گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
refrigeration
U
خنک کنی نگاهداشتن در یخچال
humor
U
خوشی دادن راضی نگاهداشتن
To bottle up ones anger.
U
خشم خود را دردل نگاهداشتن
hush
U
ارامش دادن مخفی نگاهداشتن
capel
U
سرپوش فلزی انتهای کابلهای فولادی
sheet pile
U
سپر فولادی برای ساختمانهای ابی
concrete steel
U
سلاح یا میله فولادی بتن ارماتور
non rotating wire rope
U
طناب سیمی یک سو با مغزی طناب سیمی نپیچ
usura maritima
U
دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com