Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
rain water head
U
طشتک بالای ناودان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
trough
U
طشتک
troughs
U
طشتک
overhead clearance
U
حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
overhead cover
U
پوشش بالای سر روپوش بالای سر
pops
U
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pop
U
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped
U
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
crest clearing
U
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
trough gutter
U
سر ناودان
cullis
U
ناودان
tubes
U
ناودان
kennel
U
ناودان
rainwater pipe
U
ناودان
spout
U
ناودان
stacks
U
ناودان
rainspout
U
ناودان
stack
U
ناودان
spouted
U
ناودان
rainpipe
U
ناودان
kennels
U
ناودان
spouting
U
ناودان
guttering
U
ناودان
spouts
U
ناودان
gutter
U
ناودان
downpipe
U
ناودان
gutter
U
ناودان
stacked
U
ناودان
channel
U
ناودان
gutters
U
ناودان
tube
U
ناودان
down pipe
U
ناودان
feeders
U
ناودان
feeder
U
ناودان
card hopper
U
ناودان کارت
waterspouts
U
ناودان گرداب
halfround gutter
U
ناودان دورتمام
diversion flume
U
ناودان انحرافی
exhaust chute
U
ناودان تخلیه
down pipes
U
لوله ناودان
gutter bracket
U
بست ناودان
pouring spout
U
ناودان ریزش
spout
U
ناودان فواره
scuppered
U
مجرای ناودان
spouts
U
ناودان فواره
spouting
U
ناودان فواره
sike
U
ناودان خندق
scuppering
U
مجرای ناودان
scupper
U
مجرای ناودان
spouted
U
ناودان فواره
scuppers
U
مجرای ناودان
waterspout
U
ناودان گرداب
channeling
U
ناودان فولاد "یو" شکل
feed hopper
U
ناودان پیش بری
halfround gutter
U
ناودان نیم گرد
chute
U
ناودان یامجرای سرازیر
chute
U
شیب تند ناودان
chutes
U
شیب تند ناودان
channels
U
ناودان فولاد "یو" شکل
channelled
U
ناودان فولاد "یو" شکل
chutes
U
ناودان یامجرای سرازیر
scupper lip
U
ناودان پاشوره ناو
flume
U
ناودان جوی اسیاب
channel
U
ناودان فولاد "یو" شکل
channeled
U
ناودان فولاد "یو" شکل
The rain gutter is blocked up with leaves.
U
برگ ها ناودان باران را مسدود کرده اند.
transom
U
پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
cheneau
U
[ناودان با نیم نمایی از قرنیز پیچ در پیچ]
overhead
U
در بالای سر
overhead
U
بالای سر
atop of
U
بالای
atop of
U
در بالای
at the top of
U
در بالای
above
U
بالای
into the bargain
U
بالای ان
outreach
U
بالای سر
above
U
بالای سر
upping
U
بالای
up
U
بالای
upped
U
بالای
over-
U
بالای سر
oer
U
بالای
over-
U
بالای
over
U
بالای
over
U
بالای سر
in
U
بالای روی
up the street
U
بالای خیابان
in-
U
بالای روی
mean high water
U
اب بالای میانگین
roof tree
U
کش بالای شیروانی
rooftop
U
بالای بام
on
U
بالای در باره
rooftops
U
بالای بام
fan light
U
پنجره بالای در
run over
<idiom>
U
حرکت از بالای
It passed over my head.
U
از بالای سرم رد شد
above the earth
U
بالای زمین
crowns
U
بالای هرچیزی
crown
U
بالای هرچیزی
over the horizon
U
از بالای افق
ridge tree
U
کش بالای شیروانی
ridge piece
U
کش بالای شیروانی
upstream
U
بالای رودخانه
overhead cover
U
حفاظ بالای سر
overhead backhand
U
بک هند از بالای سر
over the horizon
U
بالای افق
aloft
U
در بالای زمین
oer
U
بالای سر روی سر
pressure above the atmosphere
U
فشار بالای جو
mantel board
U
در بالای بخاری
fanlights
U
پنجره بالای در
fanlight
U
پنجره بالای در
uptown
U
بالای شهر
overhead forehand
U
فورهند از بالای سر
knap
U
بالای تپه
plunging fire
U
اتش بالای سر
overhead stroke
U
ضربه از بالای سر
crow's nest
U
بالای بلندی
ridge pole
U
کش بالای شیروانی
bed moulding
U
گچبری بالای کتیبه
referees
U
داور بالای والیبال
intercepting ditch
U
ابرو بالای خاکبرداری
high rate of interest
U
نرخ بالای بهره
head water
U
بالای رودخانه بالارود
overwrite
U
بالای محلی نوشتن
chimney-head
U
[بالای دودکش کوره ای]
bartizan
U
کنگره بالای برج
flews
U
قسمت اویخته لب بالای سگ
aerospace projection operations
U
بالای منطقه عملیات
tree house
U
خانه بالای درخت
the sky is above us
آسمان بالای سر ماست
superlunary
U
واقع بر بالای ماه
spike over the block
U
ابشار از بالای دفاع
aboveground
U
در بالای سطح زمین
on station
U
پروازهواپیما بالای هدف
exoatmosphere
U
ترکش اتمی بالای جو
overhead pass
U
پاس با دو دست از بالای سر
penthouse
U
اطاقک بالای بام
penthouses
U
اطاقک بالای بام
pulpits
U
بالای منبر رفتن
aloft
U
سطوح بالا در بالای
trucked
U
کلاهک بالای دکل
trucking
U
کلاهک بالای دکل
trucks
U
کلاهک بالای دکل
headlines
U
در بالای صفحه ریسمان
headline
U
در بالای صفحه ریسمان
pulpit
U
بالای منبر رفتن
truck
U
کلاهک بالای دکل
refereeing
U
داور بالای والیبال
refereed
U
داور بالای والیبال
referee
U
داور بالای والیبال
dome light
U
چراغ بالای طاق خودرو
header
U
کلمات در بالای صفحه متن
high beam
U
نور بالای چراغ اتومبیل
high frequency region of a spectrum
U
ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
cimborio
U
[برجک نورگیر بالای بام]
upper edge of the net
U
نوار بالای تور والیبال
parhelic circle
U
هاله روشن بالای افق
head
U
دستشویی قایق بالای بادبان
upstages
U
وابسته به عقب یا بالای صحنه
choir-loft
U
[بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
headers
U
کلمات در بالای صفحه متن
upstaged
U
وابسته به عقب یا بالای صحنه
fleche
U
میل بالای مناره مارپیچ
upper class
U
وابسته به طبقات بالای اجتماع
foretoppsail
U
بادبان بالای شراع صدر
on station
U
اماده باش بالای هدف
upstaging
U
وابسته به عقب یا بالای صحنه
upper classes
U
وابسته به طبقات بالای اجتماع
epigastrium
U
فوق المعده بالای شکم
lunette
U
نعل اسب پنجره بالای در
up stream
U
بالارود در قسمت بالای نهر
top
U
ضربه به بالای توپ بیلیارد
Hertfordshire spike
U
[میل بالای مناره مارپیچ]
eyebrows
U
گچ بری هلالی بالای پنجره
letterheads
U
عنوان چاپی بالای کاغذ
gatehouse
U
اطاق یازندان بالای دروازه
tape
U
نوار پهن بالای تور
space above property
U
فضای قسمت بالای ملک
eyebrow
U
گچ بری هلالی بالای پنجره
stratopause
U
لایه اتمسفری در بالای استراتوسفر
gatehouses
U
اطاق یازندان بالای دروازه
crossbar
U
چوب افقی بالای مانع
ascender
U
قسمت بالای حروف کوچک
roof garden
U
تفریح گاه بالای بام
bars
U
چوب افقی بالای مانع
bar
U
چوب افقی بالای مانع
crossbars
U
چوب افقی بالای مانع
taped
U
نوار پهن بالای تور
tapes
U
نوار پهن بالای تور
to crset a hill
U
به بالای تپه ایی رسیدن
letterhead
U
عنوان چاپی بالای کاغذ
black will take no other hue
U
بالای سیاهی رنگی نیست
topsides
U
قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
My bedroom is just above.
U
اطاق خواب من درست بالای اینجاست
warp beam
U
چوب افقی بالای دار
[قالی]
midnight sun
U
خورشید بالای افق در نیمه شب تابستان
intercepting ditch
U
جوی کوهی ابروی بالای کند
minimum clearance
U
حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
aerospace
U
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
vinculum
U
خط ترازی که بالای چند جمله می کشند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com