Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
international practice
U
طریقه معمول به بین المللی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stereography
U
طریقه برجسته نگاری یا رسم ارتفاعات به طریقه استریوسکوپی
international practice
U
عرف بین المللی روش جاری بین المللی
international loans
U
استقراض بین المللی بدهیهای بین المللی
form
U
طریقه
method
U
طریقه
system
U
طریقه
lins donawitz process
U
طریقه ال دی
systems
U
طریقه
methode
U
طریقه
methods
U
طریقه
genres
U
طریقه
genre
U
طریقه
formed
U
طریقه
forms
U
طریقه
manner
U
طریقه
way
U
طریقه
structure
U
طریقه
process
U
روند طریقه
processes
U
روند طریقه
modes
U
طرز طریقه
mode
U
طرز طریقه
fashions
U
طرز طریقه
fashioning
U
طرز طریقه
absolutism
U
طریقه مطلقه
routine
U
طریقه عادی
routinely
U
طریقه عادی
routines
U
طریقه عادی
fashioned
U
طرز طریقه
fashion
U
طرز طریقه
solemn form
U
طریقه رسمی
shortcut
U
طریقه اقتصادی
method
U
راه طریقه
methods
U
راه طریقه
acoustic
U
به طریقه صوتی
sand cone method
U
طریقه جابجایی ماسه
power press extrusion
U
طریقه اشترانق پرس
contact print
U
چاپ به طریقه تماس
procedure
U
رویه طریقه فرایند
measuring method
U
طریقه اندازه گیری
method of measurment
U
طریقه اندازه گیری
the manner of doing any thing
U
روش یا طریقه کاری
caged storage
U
انبار کردن به طریقه محصور
centralized control
U
انجام کنترل به طریقه تمرکزی
facture
U
عمل یا طریقه ساختن هرچیزی
usages
U
معمول
going
U
معمول
in vogue
U
معمول
in
U
معمول
in-
U
معمول
usage
U
معمول
usual
U
معمول
acoustical surveillance
U
اکتشاف وتجسس هدفها به طریقه صوتی
mechanical sweep
U
مین جمع کردن به طریقه خودکار
magnetic anomaly detection gear
U
دستگاه اکتشاف زیردریایی به طریقه مغناطیسی
centrifugal casting process
U
طریقه ریخته گری گریز از مرکز
brinell hardness test
U
طریقه اندازه گیری سختی برینل
aerodynamic missile
U
موشکی که به طریقه ایرودینامیکی کار میکند
as usual
U
مطابق معمول
off the map
U
غیر معمول
to set in
U
معمول شدن
by usage
U
یا معمول سابق
vogue
U
رسم معمول
off season
U
ارزان تر از معمول
out of the common
U
غیر معمول
undersized
U
کوچکتر از معمول
to be in f.
U
معمول بودن
practice
U
معمول به عادت
in character
<idiom>
U
مثل معمول
normal
U
هنجار معمول
it is usual with him
U
معمول اوست
eccentrically
U
بطورغیر معمول
usual conditions
U
شرایط معمول
enchorial
U
معمول متعارفی
fashionably
U
مطابق معمول
slow down
<idiom>
U
از حد معمول آرامتر
out of the ordinary
U
غیر معمول
as usual
<idiom>
U
طبق معمول
usu
U
مخفف معمول
After the usual courtesies.
U
پس از تعارفات معمول
To overstep the mark. To go too far.
U
از حد معمول گذراندن
consuetudinary
U
عادی معمول
sonne photography
U
روش عکاسی به طریقه عکسبرداری از یک نوار ممتدزمین
rod float
U
تعیین سرعت اب در کانال به طریقه جسم شناور
overslept
U
بیش از حد معمول خوابیدن
habitualness
U
معمول بودن معتادیت
oversleeps
U
بیش از حد معمول خوابیدن
price current
U
صورت نرخهای معمول
such dresses are the vogue
U
اینجورلباسهامتداول معمول است
oversleeping
U
بیش از حد معمول خوابیدن
intercolonial
U
معمول در میان مستعمرات
it is our usual p to
U
معمول ما این است که
it is unusually large
U
ازاندازه معمول بزرگتراست
institution
U
رسم معمول عرف
oversleep
U
بیش از حد معمول خوابیدن
gangling
U
بلند تراز حد معمول
introduction
U
معمول سازی ابداع
quite the thing
U
مطابق بارسم معمول
introductions
U
معمول سازی ابداع
horizontal clock system
U
طریقه هواسنجی برای به دست اوردن جهت باد
stereocomparagraph
U
دستگاه رسم خطوط میزان منحنی به طریقه استریوسکوپی
semidouble
U
دارای گلبرگهای بیشتر از معمول
retrograde
U
دوران در خلاف جهت معمول
cupola practice
U
روش معمول کوره کوپل
fair wear and tear
U
خسارت در حد معمولی فرسودگی در حد معمول
wise
U
کلمه پسوندیست بمعنی "راه وروش و طریقه و جنبه " و"عاقل "
a penny for your thoughts
<idiom>
U
[طریقه ای پرسش در مورد اینکه طرف مقابل به چی فکر می کند؟]
wisest
U
کلمه پسوندیست بمعنی "راه وروش و طریقه و جنبه " و"عاقل "
subaqueous ranging
U
طریقه اکتشاف و تعیین محل هدفهای غیرقابل رویت دریایی
wiser
U
کلمه پسوندیست بمعنی "راه وروش و طریقه و جنبه " و"عاقل "
wide angle
U
دارای زاویه دید بیش از معمول
substandard
U
زیر معیار یا مقیاس معمول یا قانونی
unorthodox
U
دارای عقیده ناصحیح یا غیر معمول
shorter
U
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
wide-angle
U
دارای زاویه دید بیش از معمول
executive length course
U
زمین گلف کوتاهتر و اسانتراز معمول
short
U
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
shortest
U
تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
executive course
U
زمین گلف کوتاهتر و اسانتراز معمول
honey combing
U
روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
extra
U
اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
dry year
U
سالی که میزان بارندگی در ان از حد معمول کمتر است
wet year
U
سالی که میزان بارندگی از حد معمول سالیانه بیشتراست
extras
U
اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extra-
U
اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
stereophotogrammetry
U
تهیه و رسم نقشه جات ازروی عکس هوایی به طریقه برجسته بینی و استریوسکوپی
bow-pew
U
[نوعی نیمکت معمول در قرن هجدهم انگلیس و آمریکا]
fashionableness
U
توافق بارسم وایین معمول مطابقت باسبک روز
characteristic
U
مقدار نمای یک عدد اعشاری که از حد معمول بزرگتر است
characteristically
U
مقدار نمای یک عدد اعشاری که از حد معمول بزرگتر است
gondolas
U
نوعی قایق که در کانالهای شهر ونیز ایتالیا معمول است
cylix
U
ابخوری پایه دار ودسته که درقدیم معمول بوده است
mancipation
U
یکجورایین انتقال یاواگذاری که درازادکردن بردگان وکودکان معمول بود
gondola
U
نوعی قایق که در کانالهای شهر ونیز ایتالیا معمول است
international line
U
خط بین المللی
internationals
U
بین المللی
international
U
بین المللی
The capacity of a battery is typically expressed in milliamp-hours.
U
ظرفیت باتری به طور معمول در میلی آمپر در ساعت بیان می شود.
production run
U
اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
[as]
compared to international standards
U
در معیارهای بین المللی
international practice
U
رویه بین المللی
international migration
U
مهاجرت بین المللی
international meeting
U
مجمع بین المللی
international liquidity
U
نقدینگی بین المللی
standard time
U
وقت بین المللی
international etiquette
U
نزاکت بین المللی
international equilibrium
U
تعادل بین المللی
international dualism
U
دوگانگی بین المللی
international reserves
U
ذخائر بین المللی
international reserves
U
اندوختههای بین المللی
by international standards
U
در معیارهای بین المللی
internationality
U
بین المللی بودن
internationalization
U
بین المللی کردن
international union
U
اتحادیه بین المللی
international union
U
اتحادیههای بین المللی
international treaties
U
عهود بین المللی
international trade
U
تجارت بین المللی
international telephone circuit
U
خط تلفنی بین المللی
system international
U
سیستم بین المللی
international date line
U
خط موافقتنامه بین المللی
internationalize
U
بین المللی کردن
high seas
U
ابهای بین المللی
internationally
U
از لحاظ بین المللی
international acts
U
اسناد بین المللی
international acts
U
مستندات بین المللی
cosmopolitanism
U
بین المللی بودن
international call
U
مکالمه بین المللی
international comity
U
نزاکت بین المللی
lingua francas
U
زبان بین المللی
lingua franca
U
زبان بین المللی
internationals
U
بازیگر بین المللی
world war
U
جنگ بین المللی
world wars
U
جنگ بین المللی
internationalism
U
احساسات بین المللی
Esperanto
U
زبان بین المللی
international custom
U
عرف بین المللی
international
U
بازیگر بین المللی
international court
U
دادگاه بین المللی
Advanced Technology Attachment
U
حالت معمول از واسط SCSI که تحت نام IDE هم شناخته شده است
underdistance
U
روش تمرینی دونده درمسافتی کمتر از معمول مسابقه برای ازدیاد سرعت
curtis cup
U
جام بین المللی گلف
post union
U
اتحاد پستی بین المللی
International Space Station
[ISS]
U
ایستگاه فضایی بین المللی
overseas trade fair
U
نمایشگاه بین المللی بازرگانی
commodore international, ltd.
U
شرکت بین المللی کمودور
Test match
U
مسابقه بین المللی کریکت
systeme international d'units
U
دستگاه بین المللی واحدها
bank for international settlements
U
بانک پرداختهای بین المللی
law of international institutions
U
حقوق سازمانهای بین المللی
public law
U
حقوق بین المللی عمومی
rugby test match
U
مسابقه بین المللی رگبی
internationals
U
وابسته به روابط بین المللی
international
U
وابسته به روابط بین المللی
accords
U
پیمان غیررسمی بین المللی
accorded
U
پیمان غیررسمی بین المللی
accord
U
پیمان غیررسمی بین المللی
Test matches
U
مسابقه بین المللی کریکت
international road transport
U
ترابری بین المللی جاده ای
balance of international payment
U
موازنه پرداختهای بین المللی
balance of international payments
U
تراز پرداختهای بین المللی
international balance of payments
U
تراز پرداختهای بین المللی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com