English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
practice U طرز اجرا
mode of execution U طرز اجرا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
exception U روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
exceptions U روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
database U ول اجرا نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
database U نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد
databases U ول اجرا نگهداری سیستم پایگاه داده ها است
databases U نرم افزار مدیریت پایگاه داده که روی کامپیوتر سرور شبکه اجرا میشود و در یک سیستم Client / Server استفاده میشود. کاربر با نرم افزار مشتری کار میکند که دادهای که ازنرم افزار سرور بازیابی شده است فرمت میکند و نمایش میدهد
source U مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
use U در حال حاضر در حال اجرا
uses U در حال حاضر در حال اجرا
round U روش سازماندهی استفاده از کامپیوتر توسط چندین کاربر که هر یک آنرا در یک زمان اجرا می کنند و به بعدی می فرستند
roundest U روش سازماندهی استفاده از کامپیوتر توسط چندین کاربر که هر یک آنرا در یک زمان اجرا می کنند و به بعدی می فرستند
management U اجرا و نگهداری شبکه
managements U اجرا و نگهداری شبکه
direct objects U داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
indirect objects U داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
object U داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objected U داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objecting U داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
objects U داده در یک عبارت که توسط اپراتور اجرا میشود. مراجعه شود به ARGUMENT
inactive U آنچه کار نمیکند یا اجرا نمیشود
accession U قابلیت دسترسی قابلیت اجرا و انجام
pure U کدی که در حین اجرا خود را تغییر ندهد
purer U کدی که در حین اجرا خود را تغییر ندهد
purest U کدی که در حین اجرا خود را تغییر ندهد
session U 1-زمان یک کار. 2-مدت زمانی که برنامه یا فرآیند اجرا میشود یا فعال است
sessions U 1-زمان یک کار. 2-مدت زمانی که برنامه یا فرآیند اجرا میشود یا فعال است
aggregate U تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
aggregates U تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
application U اجرا
applications U اجرا
enhance U تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhance U عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
enhanced U تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhanced U عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
enhances U تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhances U عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
enhancing U تسهیل کردن فراهم کردن وسایل اجرا
enhancing U عمل نرم افزار که از حالت محافظت شده CPU استفاده میکند تا به چندین برنامه DOS-MS اجازه اجرا در محیط چند منظوره بدهد
binder U را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
binders U را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
simple U وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simpler U وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simplest U وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
basic U دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basics U دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
job U صف دستورات کترل کار که به ترتیب دریافت اجرا می شوند
jobs U صف دستورات کترل کار که به ترتیب دریافت اجرا می شوند
machine U که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machine U زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machine U بیت اجرا میشود
machined U که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machined U زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machined U بیت اجرا میشود
machines U که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machines U زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machines U بیت اجرا میشود
string U عملیات برنامه که روی رشته ها اجرا میشود
test U عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
tested U عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
tests U عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
arithmetic U دستورالعمل برنامه که در آن عملگر عمل مورد نظر را برای اجرا مشخص میکند
complete U عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند
completed U عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند
completes U عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند
completing U عملی که عملوندهای لازم را بازیابی میکند از حافظه و عمل را انجام میدهد و نتیجه و عملوندها را به حافظه بر می گرداند و دستور بعدی برای اجرا را می خواند
halt U دستوری در برنامه که در حین اجرا
halt U وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halted U دستوری در برنامه که در حین اجرا
halted U وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halts U دستوری در برنامه که در حین اجرا
halts U وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
transparent U برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparently U برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
fetch U رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
fetched U رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
fetches U رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
language U تبدیل و اجرا میکند
language U در زمان اجرا
languages U تبدیل و اجرا میکند
languages U در زمان اجرا
bind U به صورتی که قابل اجرا باشد
binds U به صورتی که قابل اجرا باشد
task U جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
task U کاری که باید توسط کامپیوتری اجرا شود
tasks U جابجایی برنامهای در حافظه با دیگر که موقتاگ روی دیسک ذخیره شده است . جابجایی کارها مشابه چند کاره بودن نیست چون میتواند چندین برنامه را هم زمان اجرا کند
tasks U کاری که باید توسط کامپیوتری اجرا شود
crash U خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashed U خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashes U خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashing U خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashingly U خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
effective U قابل اجرا
effective U دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود
overlay U بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlay U نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlaying U بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlaying U نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlays U بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlays U نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
background U فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
Other Matches
standards U تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standard U تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
asynchronous U تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند
runs U دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
run U دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
operation U ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
client side U داده یا برنامهای روی کامپیوتر مشتری ونه روی سرور اجرا میشود مثلاگ یک برنامه java script روی جستجوگر و کاربر اجرا میشود و برنامه کربردی مشتری است یا داده ذخیره شده ریو دیسک سخت کابر است
runs U اجرا
implementation U اجرا
run U اجرا
ministration U اجرا
completion U اجرا
effect U اجرا
feasance U اجرا
exercize U اجرا
fulfilment U اجرا
performance U اجرا
performances U اجرا
operation U به اجرا
effected U اجرا
effecting U اجرا
administration U اجرا
administrations U اجرا
executed U اجرا
accomplishment U اجرا
executes U اجرا
execute U اجرا
execution U اجرا
executing U اجرا
implementation U اجرا
usefulness U قابلیت اجرا
enforcement order U دستور اجرا
execution time U زمان اجرا
enforcible U قابل اجرا
execution cycle U چرخه اجرا
execute phase U مرحله اجرا
execute cycle U چرخه اجرا
executable U قابل اجرا
executable U اجرا پذیر
run book U دفتر اجرا
run manual U راهنمای اجرا
execution time U مدت اجرا
load and go U بارکنش و اجرا
lictor U مامور اجرا
non execution U عدم اجرا
executory U قابل اجرا
inexecution U عدم اجرا
inexecutable U اجرا نشدنی
run time U زمان اجرا
fulfit U اجرا کردن
fieri facias U حکم اجرا
put in practice U اجرا کردن
executive officen U گماشته اجرا
non performance U عدم اجرا
execution time U هنگام اجرا
execution time U حین اجرا
executive bailiff U مامور اجرا
endorcement procedure U شیوه اجرا
assemble and go U همگذاری و اجرا
enforce U اجرا کردن
enforce U به اجرا دراوردن
enforced U اجرا کردن
enforced U به اجرا دراوردن
enforces U اجرا کردن
enforces U به اجرا دراوردن
enforcing U اجرا کردن
enforcing U به اجرا دراوردن
practising U اجرا کردن
practises U اجرا کردن
practise U اجرا کردن
feasibility U امکان اجرا
conduct U اجرا کردن
conducted U اجرا کردن
conducting U اجرا کردن
conducts U اجرا کردن
sergeant U مامور اجرا
sergeants U مامور اجرا
deliver U اجرا کردن
delivers U اجرا کردن
practicing U اجرا کردن
perform U اجرا کردن
performed U اجرا کردن
practicable U قابل اجرا
unfulfilled U اجرا نشده
accomplishable U قابل اجرا
accomplisher U اجرا کننده
implemented U اجرا کردن
bumbailiff U مامور اجرا
carry into effect U اجرا کردن
carry into execution U اجرا کردن
carry out U اجرا کردن
compile and go U همگردانی و اجرا
sanctions U ضمانت اجرا
sanctioning U ضمانت اجرا
sanctioned U ضمانت اجرا
performs U اجرا کردن
enforceable U قابل اجرا
inapplicable U اجرا نشدنی
implement U اجرا کردن
implementing U اجرا کردن
implements U اجرا کردن
executor U مامور اجرا
executors U مامور اجرا
sanction U ضمانت اجرا
effective date U تاریخ اجرا
sergeant at arms U مامور اجرا
manageable <adj.> U اجرا پذیر
applicable <adj.> U قابل اجرا
suitable <adj.> U قابل اجرا
usable <adj.> U قابل اجرا
useful <adj.> U قابل اجرا
utilisable [British] <adj.> U قابل اجرا
utilizable <adj.> U قابل اجرا
makable <adj.> U اجرا پذیر
achievable <adj.> U اجرا شدنی
contrivable <adj.> U اجرا شدنی
doable <adj.> U اجرا شدنی
feasible <adj.> U اجرا شدنی
makable [spv. makeable] <adj.> U اجرا شدنی
makeable <adj.> U اجرا شدنی
manageable <adj.> U اجرا شدنی
possible [doable, feasible] <adj.> U اجرا شدنی
practicable <adj.> U اجرا شدنی
makable <adj.> U قابل اجرا
functional <adj.> U اجرا شدنی
practical <adj.> U اجرا شدنی
proper <adj.> U اجرا شدنی
purpose-built <adj.> U اجرا شدنی
purposeful <adj.> U اجرا شدنی
purposive <adj.> U اجرا شدنی
suitable <adj.> U اجرا شدنی
useful <adj.> U اجرا شدنی
utilitarian [useful] <adj.> U اجرا شدنی
applicability U قابلیت اجرا
application [applicability] U قابلیت اجرا
availability U قابلیت اجرا
convenient <adj.> U اجرا شدنی
appropriate [for an occasion] <adj.> U اجرا شدنی
appropriate [for an occasion] <adj.> U قابل اجرا
convenient <adj.> U قابل اجرا
functional <adj.> U قابل اجرا
practical <adj.> U قابل اجرا
proper <adj.> U قابل اجرا
purpose-built <adj.> U قابل اجرا
purposeful <adj.> U قابل اجرا
purposive <adj.> U قابل اجرا
utilitarian [useful] <adj.> U قابل اجرا
usability U قابلیت اجرا
makable [spv. makeable] <adj.> U اجرا پذیر
to put in practice U اجرا کردن
put into effect U اجرا کردن
bring into being U اجرا کردن
actualise [British] U اجرا کردن
actualize U اجرا کردن
carry ineffect U اجرا کردن
implement U اجرا کردن
put ineffect U اجرا کردن
put inpractice U اجرا کردن
carry into effect U اجرا کردن
actualise [British] U به اجرا در آوردن
actualize U به اجرا در آوردن
put into practice U اجرا کردن
make a reality U اجرا کردن
make something happen U اجرا کردن
accomplish U اجرا کردن
bring inbeing U اجرا کردن
carry out U اجرا کردن
execute U اجرا کردن
fulfill [American] U اجرا کردن
carry ineffect U به اجرا در آوردن
carry out U به اجرا در آوردن
executable <adj.> U قابل اجرا
workable <adj.> U قابل اجرا
achievable <adj.> U اجرا پذیر
doable <adj.> U اجرا پذیر
executable <adj.> U اجرا پذیر
feasible <adj.> U اجرا پذیر
practicable <adj.> U اجرا پذیر
workable <adj.> U اجرا پذیر
possible [doable, feasible] <adj.> U اجرا پذیر
makeable <adj.> U اجرا پذیر
contrivable <adj.> U اجرا پذیر
practicable <adj.> U قابل اجرا
possible [doable, feasible] <adj.> U قابل اجرا
implement U به اجرا در آوردن
put ineffect U به اجرا در آوردن
put into effect U به اجرا در آوردن
carry into effect U به اجرا در آوردن
make something happen U به اجرا در آوردن
achievable <adj.> U قابل اجرا
contrivable <adj.> U قابل اجرا
doable <adj.> U قابل اجرا
feasible <adj.> U قابل اجرا
makable [spv. makeable] <adj.> U قابل اجرا
makeable <adj.> U قابل اجرا
manageable <adj.> U قابل اجرا
executes U حلقه اجرا
execute U اجرا کردن
effect U اجرا کردن
effected U اجرا کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com