English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
contingency plan U طرح عملیات احتمالی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
contingencies U عملیات احتمالی پیش امد احتمالی
contingency U عملیات احتمالی پیش امد احتمالی
contingencey forces U نیروهای مخصوص عملیات احتمالی
contingency option program U برنامه راه کارهای احتمالی برنامه عملیات مختلف احتمالی
contingency retention stock U اقلام ذخیره برای عملیات احتمالی
contingency support stocks U اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
Other Matches
farmgate type operations U رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer U کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air U عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter air operations U عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
anticrop operations U عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
statement U 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements U 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
probabilistic U احتمالی
probable U احتمالی
possibly <adv.> U احتمالی
contingency U احتمالی
eventual U احتمالی
contingencies U احتمالی
contingently <adv.> U احتمالی
even tual U احتمالی
as may be the case <adv.> U احتمالی
conceivably <adv.> U احتمالی
propagating U خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate U خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated U خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates U خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation U عملیات کنترل زمین عملیات
code panel U رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
probable error U اشتباه احتمالی
probabilistic model U الگوی احتمالی
probable error U خطای احتمالی
PE U خطای احتمالی
adventure U خطر احتمالی
probability cost U بهای احتمالی
probability limits U حدود احتمالی
probabilistic model U مدل احتمالی
adventures U خطر احتمالی
acatalepsy U فلسفهء احتمالی
contingent liability U بدهی احتمالی
contingent profit U منفعت احتمالی
prospects U مشتری احتمالی
prospecting U مشتری احتمالی
prospected U مشتری احتمالی
prospect U مشتری احتمالی
gambling U خطر احتمالی
contender U برنده احتمالی
contenders U برنده احتمالی
probabilism U احتمالی نگری
contingency plan U طرح احتمالی
risked U خطر احتمالی
contingent liabilities U بدهیهای احتمالی
presumptive U فرضی احتمالی
risk U خطر احتمالی
risks U خطر احتمالی
risking U خطر احتمالی
ramifications U تبعات احتمالی
housekeeping U عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
break up of the a proposed marriage U به هم خوردن ازدواج احتمالی
probabilism U انتخاب وجه احتمالی
likelier U باور کردنی احتمالی
likeliest U باور کردنی احتمالی
likely U باور کردنی احتمالی
likly U باور کردنی احتمالی
radial probability density U چگالی شعاعی احتمالی
vertical probable error U اشتباه احتمالی قائم
norm point U نقطه احتمالی فرود در پرش
range probable error U اشتباه احتمالی برد توپ
contingent zone of fire U منطقه اتش احتمالی توپخانه
probable U باور کردنی امر احتمالی
buffer zones U منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
contingent effects U اثرات احتمالی انفجار هستهای
buffer zone U منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
air sea rescue U عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue U عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
dope U اطلاعات درباره نتیجه احتمالی مسابقه
confidence level U احتمالی که یک عدد در محدوده قرار بگیرد
dopes U اطلاعات درباره نتیجه احتمالی مسابقه
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m U مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
circular probable error U دایره پراکندگی گلوله ها اشتباه احتمالی دایرهای
army operations center U مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
loading for contingencies U کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
search U بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
searches U بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
searchingly U بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
searched U بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
time resolution U جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects. U در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
armed peace U حالتی که دولتهابدون درگیری نظامی خود رابرای جنگ احتمالی اماده می کنند
beachmaster's unit U یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations U عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
preventive justice U قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
operation U 1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations U عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
armistise U متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
aerospace projection operations U عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
indemnity U تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnities U تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
treatments U عملیات
operation U عملیات
treatment U عملیات
operations U عملیات
op U عملیات
counter military U ضد عملیات نظامی
terrain U زمین عملیات
conversational operation U عملیات محاورهای
sabotage U عملیات تخریبی
countermine U عملیات ضد مین
concrete operations U عملیات عینی
delay action U عملیات تاخیری
counter espionage U عملیات ضدجاسوسی
concept of operations U تدبیر عملیات
computer operation U عملیات کامپیوتر
offensive U عملیات افندی
sabotages U عملیات تخریبی
sabotaging U عملیات تخریبی
counter-espionage U عملیات ضدجاسوسی
phased U مرحله عملیات
continuity of operations U تسلسل عملیات
counter battery U عملیات ضد اتشبار
hostility U عملیات خصمانه
covert operations U عملیات مخفی
sabotaged U عملیات تخریبی
closing U خاتمه عملیات
covert operations U عملیات پنهانی
continuity of operations U مداومت عملیات
earthworks U عملیات خاکی
combat information center U اطاق عملیات
phasing U مراحل عملیات
offenses U عملیات افندی
base operation U عملیات پایگاهی
base of operations U پایگاه عملیات
offensives U عملیات افندی
autonomous operation U عملیات ازاد
action deferred U تامل در عملیات
autonomous operation U عملیات مستقل
action U جنگ عملیات
phase U مرحله عملیات
actions U جنگ عملیات
actions U عملیات جنگی
assistant chief of staff, g (operations U معاونت عملیات
airmobile operations U عملیات هوارو
air operations U عملیات هوایی
arithmetic operation U عملیات حسابی
area of operation U منطقه عملیات
airborne battlefield U عملیات هوابرد
offenses U عملیات تعرضی
offence U عملیات افندی
delay U عملیات تاخیری
delaying U عملیات تاخیری
delays U عملیات تاخیری
hostilities U عملیات خصمانه
chemical operations U عملیات شیمیایی
centre of activities U مرکز عملیات
business type operation U عملیات کامپیوتری
flow chart U شمای عملیات
business type operation U عملیات تجارتی
flow charts U شمای عملیات
radius U شعاع عملیات
building operations U عملیات ساختمانی
subversive U عملیات براندازی
subversives U عملیات براندازی
phases U مرحله عملیات
block operation U عملیات بلوک
offence U عملیات تعرضی
amphibious operation U عملیات اب خاکی
delaying action U عملیات تاخیری
campaign U عملیات جنگی
operation manager U مدیر عملیات
operation map U نقشه عملیات
operation overlay U کالک عملیات
operationally ready U حاضر به عملیات
initiatives U ابتکار عملیات
initiative U ابتکار عملیات
operations personal U پرسنل عملیات
operations research U تحقیق در عملیات
finishing U عملیات تکمیل
operation center U مرکز عملیات
operating program U برنامه عملیات
scope U هدف عملیات
hot dogging U عملیات نمایشی
immediate action U عملیات فوری
limiting operation U عملیات محدودکننده
logical operations U عملیات منطقی
rehearsals U تکرار عملیات
manual operation U عملیات دستی
rehearsal U تکرار عملیات
nature of the operation U ماهیت عملیات
night operations U عملیات شبانه
scope U منظور از عملیات
over the beach operations U عملیات ساحلی
over the beach operations U عملیات کرانهای
synchronous operation U عملیات همزمان
terminal operations U عملیات بارانداز
terminal operations U عملیات اسکلهای
theater of operations U صحنه عملیات
thermal treatment U عملیات گرمایی
war room U اتاق عملیات
Counter – espionage operations k. U عملیات ضد جاسوسی
Military operations. U عملیات نظامی
Construction works . U عملیات ساختمانی
regions U ناحیه عملیات
surface treatment U عملیات سطحی
string operation U عملیات رشتهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com