English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
secondary plan U طرح ثانوی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
slave U صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slave U کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slaved U صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaved U کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slaves U صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaves U کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slaving U صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slaving U کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
sec U ثانوی
secs U ثانوی
revision U رسیدگی ثانوی
revisions U رسیدگی ثانوی
second U دومین بار ثانوی
second U ثانوی
seconded U دومین بار ثانوی
seconded U ثانوی
seconding U دومین بار ثانوی
seconding U ثانوی
seconds U دومین بار ثانوی
seconds U ثانوی
peripheral U ثانوی
secondary U ثانوی
table U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
aftertaste U لذت ثانوی
aftertastes U لذت ثانوی
second nature U طبیعت ثانوی
second wind U سازگاری ثانوی
further U ثانوی
furthered U ثانوی
furthering U ثانوی
furthers U ثانوی
side effect U واکنش ثانوی
side-effect U واکنش ثانوی
side-effects U واکنش ثانوی
countersign U امضای ثانوی بر روی سند جیرو
countersigned U امضای ثانوی بر روی سند جیرو
countersigning U امضای ثانوی بر روی سند جیرو
countersigns U امضای ثانوی بر روی سند جیرو
thrashing U مقدار مفرط حرکت صفحات ازحافظه ثانوی به حافظه داخلی
reassurance U بیمه اتکایی بیمه ثانوی
reassurances U بیمه اتکایی بیمه ثانوی
minor U در رشته ثانوی یا فرعی تحصیل کردن کماد
aftereffect U اثر ثانوی
afterexpulsion U ثانوی
coconscious U اگاهی ثانوی
coconsciousness U اگاهی ثانوی
cotype U نوع ثانوی
dynode U کاتد ثانوی
epinosic gain U بهره ثانوی بیماری
secondary gain U بهره ثانوی بیماری
epiphenomenon U علائم بعدی و ثانوی مرض
gyro repeater U تکرار کننده قطبنمای الکتریکی قطبنمای ثانوی
intensifier electrode U الکترد شتابده ثانوی
post deflection U الکترد شتابده ثانوی
overglaze U لعاب ثانوی
post deflection acceleration U شتاب ثانوی
postmillenarian U معتقدبه فهور ثانوی مسیح پس از هزار سال
postmillennialist U معتقدبه فهور ثانوی مسیح پس از هزار سال
premillennial U وابسته بظهور ثانوی عیسی قبل از هزار سال
reabsorption U جذب ثانوی
repossession U تملک ثانوی
retrocessive U مبنی برواگذاری ثانوی
second anode U اند ثانوی
ultor U اند ثانوی
second order conditions U شرایط ثانوی
secondary coil U پیچک ثانوی
secondary drive U سائق ثانوی
secondary effects U اثرات ثانوی
secondary elaboration U بسط ثانوی
secondary electron U الکترون ثانوی
secondary emission U صدور ثانوی
secondary emission characteristic U مشخصه صدور ثانوی
secondary emission ratio U شدت صدور ثانوی
secondary function U کارکرد ثانوی
secondary inhibitor U بازدارنده ثانوی
secondary markets U بازارهای ثانوی
secondary mental deficiency U عقب ماندگی ذهنی ثانوی
secondary motivation U انگیزش ثانوی
secondary processes U فرایندهای ثانوی
secondary projection area U منطقه فرافکنی ثانوی
secondary qualities U صفات ثانوی
secondary reinforcer U تقویت کننده ثانوی
secondary reward U پاداش ثانوی
secondary sex characteristics U ویژگیهای جنسی ثانوی
secondary soil U خاک جابجا شده یا ثانوی خاک دستی
secondary storage U انباره ثانوی
secondary storage device U دستگاه حافظه ثانوی
secondary storage medium U رسانه انباره ثانوی
shadow memory U حافظه ثانوی موقت
subsere U رشد ثانوی
submenu U منو ثانوی که در یک انتخاب از منو نشان داده شود
till further notice U تا اخطار ثانوی
until further notice U تا اخطار ثانوی
twice born U تجسم ثانوی
after-effect U اثر ثانوی
after-effects U اثر ثانوی
by-play U کار یا نمایش ثانوی
Other Matches
flip side U بخش ثانوی هرچیز
ball-flower U [ابزار تزئینی به سبک گوتیک ثانوی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com