English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
redesign U طراحی مجدد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
beef up U افزایش استحکام اجزاء ساختمانی با طراحی مجدد یااصلاح مواد انها
frostwork U نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
nubus U NUbus به اداپتوری نیاز داردکه مخصوصا" برای گیرندههای 69 سوزنی طراحی ان طراحی شده گذر گسترشی سریع کامپیوترacintosh
computer aided design U طراحی به کمک کامپیوتر طراحی کامپیوتری
cads U طراحی به کمک کامپیوتر طراحی کامپیوتری
cad U طراحی به کمک کامپیوتر طراحی کامپیوتری
reversing U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverses U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
charges U ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
charge U ایجاد مجدد بار در یک باتری که امکان شارژ مجدد دارد
nsfnet U یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
re endorsement U پشت نویسی مجدد فهرنویسی مجدد
out lawry U طراحی کردن بطور مختصر شرح دادن خلاصه کردن
designs U طراحی کردن
design U طراحی کردن
regenerating U 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerates U 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerate U 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerated U 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
hard U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
harder U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hardest U که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
reload U پر کردن مجدد
reloads U پر کردن مجدد
reloaded U پر کردن مجدد
reloading U پر کردن مجدد
relay U عوض کردن روانه کردن مجدد توپ
relayed U عوض کردن روانه کردن مجدد توپ
relays U عوض کردن روانه کردن مجدد توپ
remelt U ذوب کردن مجدد
reproduction U تولید کردن مجدد
subdevice U قسمت کردن مجدد
reconditioning U شرطی کردن مجدد
reproductions U تولید کردن مجدد
reprecipitation U رسوب کردن مجدد
subdevice U بخش کردن مجدد
contour U نقاشی کردن طراحی کردن
reflow U فروکش کردن جریان مجدد
referred U مراجعه کردن بازدید مجدد
recapitalize U سرمایه گذاری مجدد کردن
refer U مراجعه کردن بازدید مجدد
refers U مراجعه کردن بازدید مجدد
computer aided design and drafting U طراحی و نقشه کشی به کمک کامپیوتر طراحی و نقشه کشی کامپیوتری
retrieves U اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
reworking U برای کاربرد مجدد آماده کردن
retrieved U اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
retrieve U اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
reworks U برای کاربرد مجدد آماده کردن
reworked U برای کاربرد مجدد آماده کردن
rework U برای کاربرد مجدد آماده کردن
notron utilities U مجموعهای از برنامههای کوچک که برای ساده کردن عملیات کامپیوتری طراحی گردیده است
desert U [طراحی محوطه سازی در قرن هجدهم میلادی با نگاه کردن به طبیعت وحشی و دست نخورده]
setl U زبان سطح بالا که برای اسان کردن برنامه نویسی الگوریتم طراحی شده است
reboot U بار کردن مجدد سیستم عامل در حین محاسبه
storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
nonerasable storage U رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
write permit ring U چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
rearming U تجدیداماد مهمات درانبارها مسلح کردن مجدد ماسوره یاچاشنی بمب یا موشک
staging base U پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
auto U توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
autos U توانایی کامپیوتر برای مقدار دهی اولیه و بار کردن مجدد سیستم عامل در صورت بروز خرابی یا قط ع
denationalization U تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
garbage U سازماندهی مجدد و حذف فایلهای داده و رکوردهای نالازم . پاک کردن بخشی از حافظه برنامه یا داده اش که استفاده نمیشود
elegant U یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
planning U طراحی
roughing U طراحی
drafting machine U خط کش طراحی
IAB U ل طراحی
Internet U ل طراحی
designs U طراحی
graphic fitting U خط کش طراحی
designing U طراحی
design U طراحی
architectonics U طراحی
ichnography U طراحی
draughtsmanship U طراحی
modular design U طراحی پیمانهای
logical design U طراحی نطقی
logical design U طراحی منطقی
logic design U طراحی منطقی
sketch U طراحی کلیات
sketched U طراحی کلیات
drawing office U دفتر طراحی
sketches U طراحی کلیات
system design U طراحی سیستم
design U طراحی محصولات
environmental design U طراحی محیطی
designs U طراحی محصولات
forms design U طراحی فرم ها
design objective U هدف طراحی
design language U زبان طراحی
design costs U هزینههای طراحی
design and construction U طراحی و ساخت
design cycle U چرخه طراحی
design automation U خودکاری در طراحی
design aids U وسائل طراحی
designing U حیله گر طراحی
computer design U طراحی کامپیوتری
topology U طراحی ماشینهای شبکه
graphic arts U هنر طراحی ودکوراسیون
graphic arts U هنر خط نویسی و طراحی
ergonomics U علم طراحی ماشین
block design test U ازمون طراحی با مکعبها
design automation U طراحی به طور خودکار
batik U طراحی روی پارچه
batiks U طراحی روی پارچه
foreground U بخش نوشتاری یک طراحی
centralized design U طراحی تمرکز یافته
landscape garden U طراحی فضای سبز
planography U نقشه نگاری طراحی
crack stopper U خصوصیتی در طراحی یک ساختمان
silk U نخ ابریشم مخصوص طراحی
structured design U طراحی ساختار یافته
designs U مشخصاتی برای طراحی یک محصول
ich nographic U وابسته به طراحی و زمینه سازی
Brownian U [طراحی مناظر به سبک برنز]
kohs'block design test U ازمون طراحی با مکعبهای کوهس
design U مشخصاتی برای طراحی یک محصول
arras U نقاشی طراحی قلاب دوزی
drawings U هنر طراحی تابلو نقاشی
pattern laying U مین گذاری طراحی شده
engineering drawing U طراحی و نقشه کشی مهندسی
drawing U هنر طراحی تابلو نقاشی
carboard architecture U [مدل طراحی با سطحی صاف]
haute couturer U موسسه طراحی لباس ومد بانوان
chip U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
ichnographic U وابسته به طراحی یازمینه سازی طرحی
chips U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
primes U خصوصیت یا طراحی بسیار مهم سیستم
bit parallel U طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
damascene-work U [طراحی حجاری شده بر روی فلز]
cmos U طراحی مدار پیچیده و روشهای ساخت
knowledge U طراحی و نوشتن سیستمهای کامپیوتر خبره
primed U خصوصیت یا طراحی بسیار مهم سیستم
prime U خصوصیت یا طراحی بسیار مهم سیستم
home management software U برنامههای طراحی شده جهت استفاده داخلی
Community architecture U [جنبش مداخله در طراحی ساختمان های انگلیس]
modularization U برنامههای طراحی از مجموعه از بخشهای تابعی استاندارد
c U استفاده مشابه از کامپیوتر در هر جنبه طراحی و ساخت
cim U استفاده هماهنگ از کامپیوتر در هر مرحله از طراحی و ساخت
Dingbat U نشانه . تصویر و طراحی به جای حروف است
tusche U جوهر چاپ مخصوص طراحی و گراور سازی
BSI U سازمانی که طراحی و کنترل استانداردهای انگلیس را برعهده دارد
generation U مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم
networking U شرکت یا شخصی که در تنظیم و طراحی شبکه متخصص است
algorithmic language U یک زبان که برای بیان الگوریتم ها طراحی شده است
generations U مرحله یا تاریخ فناوری استفاده شده در طراحی یک سیستم
adhocism U [طراحی کامل و جداگانه قسمت های مختلف یک ساختمان]
blueprint U کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
Glasgow School U [نامی برای معماری ها و طراحی های همزمان در گلاسکو]
programmers U شخصی که قادر به طراحی و نوشتن برنامه کاری است
programmer U شخصی که قادر به طراحی و نوشتن برنامه کاری است
blueprints U کپی از مجموعه اصلی خصوصیات یا طراحی ها به شکل گرافیکی
DVD U درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
seconded U مجدد
second U مجدد
furthering U مجدد
furthered U مجدد
further U مجدد
further on U مجدد
furthermore U مجدد
seconding U مجدد
furthers U مجدد
seconds U مجدد
reflorescence U مجدد
renewed U مجدد
onion skin architecture U طراحی سیستم کامپیوتری به صورت لایهای طبق کارایی یا حق تقدم
Industrial Park U [طراحی املاک برای استفاده صنعتی در قرن نوزدهم در منچستر]
cadd U Drafting and AidedDesign Computer طراحی ونقشه کشی به کمک کامپیوتر
British Standards Institute U سازمان انگلیسی که طراحی و امنیت استاندارهای انگلیس را بررسی میکند
PowerBook U گونه Laptop کامپیوتر Macintosh طراحی شده توسط Applecarp
femme-fleur U [طرح دختر رویایی در طراحی های هنرهای جدید فرانسه]
drawing program U نرم افزار طراحی و رسم روی صفحه توسط کاربر
logical U خطا در طراحی برنامه که باعث جهش یا عملیات نادرست شود
metal oxide semiconductor U طراحی مدار مجتمع و روش ساخت با استفاده جفت تراتریستورهای p و n
job U ترمینال کامپیوتری طراحی و استفاده شده برای کار خاص
scalar U پردازنده طراحی شده برای پردازش سریع روی مقادیراسکالر
jobs U ترمینال کامپیوتری طراحی و استفاده شده برای کار خاص
architecture U طراحی سیستم کامپیوتری در لایه هایی طبق کارایی و خصوصیاتشان
design points U ترکیب ویژهای از متغیرها که پروسه طراحی براساس ان صورت میگیرد
replenished U پرکردن مجدد
reebtry U دخول مجدد
remanding U بازداشت مجدد
reload U بارکردن مجدد
replenished U تدارک مجدد
reloaded U بارکردن مجدد
remands U بازداشت مجدد
reebtry U تملک مجدد
reeducation U تربیت مجدد
remanded U بازداشت مجدد
reenlistment U سربازگیری مجدد
reentrance U دخول مجدد
reexport U صادرات مجدد
reebtry U ورود مجدد
resurgence U طغیان مجدد
redirection U راهنمایی مجدد
redraws U رسم مجدد
reconversion U گرایش مجدد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com