Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
abc analysis
U
طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
black designation
U
علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
classified items
U
اقلام طبقه بندی شده
age grouping
U
طبقه بندی اقلام بر حسب عمرقانونی انها
warehouse refusal
U
اعلام عدم موجودی کالا درانبار
on hand
U
وسایل موجود درانبار
victualling bill
U
پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
defense classification
U
طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
downgraded
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrade
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades
U
کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
security classification
U
طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
declassification
U
از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
consumable
U
اقلام مصرف شدنی کالاهای مصرفی
intermediate stock
U
موجودی کالاهای درحال ساخت
finished goods stock
U
موجودی کالاهای تمام شده
available goods
U
کالاهای موجود
spot goods
U
کالاهای موجود
lot integrity
U
دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
stock accounting
U
حساب کالاهای موجود
availability edit
U
بررسی موجود بودن اقلام درخواستی
line item
U
اقلام موجود در چانل درخواست وسایل
dead weight
U
کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
dead weights
U
کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
cost plus pricing
U
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
consumer price index
U
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
farm price supports
U
حمایت از قیمت کالاهای کشاورزی
index of consumer prices
U
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
army class manager activity
U
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification
U
طبقه بندی کردن طبقه بندی
classifications
U
طبقه بندی کردن طبقه بندی
demand factors
U
جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
evaluation rating
U
درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
yield
U
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
yielded
U
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
yields
U
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
tacit collusion
U
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
commodity groups
U
گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
recovery party
U
گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
demand accommodation
U
تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
rationed items
U
اقلام جیره بندی شده
black concept
U
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
ratings
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
rating
U
طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification
U
طبقه بندی
[درجه بندی]
فرش
basic issue list
U
اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
rationed goods
U
کالاهای جیره بندی شده
packing list
U
صورت کالاهای بسته بندی شده
classification
U
طبقه بندی رده بندی
classifications
U
طبقه بندی رده بندی
plenum chamber
U
محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
regrade
U
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
salvage group
U
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
administered price
U
قیمت تنظیم شده
caged storage
U
قسمتی از انبار که برای نگهداری اقلام مخصوص وخطرناک در نظر گرفته شده انبار محصور
classification
U
طبقه بندی
low grade
U
کم طبقه بندی
classifications
U
طبقه بندی
taxonomies
U
طبقه بندی
stratification
U
طبقه بندی
sorting
U
طبقه بندی
systemization
U
طبقه بندی
assortments
U
طبقه بندی
assortment
U
طبقه بندی
denomination
U
طبقه بندی
typification
U
طبقه بندی
denominations
U
طبقه بندی
grading
U
طبقه بندی
division
U
طبقه بندی
taxonomy
U
طبقه بندی
bracket
U
طبقه بندی
divisions
U
طبقه بندی
max min system
U
سیستم حداکثر و حداقل سیستم انبارداری که در ان حداقل و حداکثر موجودی تعیین میگردد
penstock
U
دریچه مخصوص تنظیم جریان اب
flat
U
تنظیم نرخ قیمت که تمام استفادههای از یک مکان را می پوشاند
flattest
U
تنظیم نرخ قیمت که تمام استفادههای از یک مکان را می پوشاند
zootaxy
U
طبقه بندی جانوران
soil class
U
طبقه بندی خاک
nondescript
U
غیرقابل طبقه بندی
nosology
U
طبقه بندی بیماریها
accounting classification
U
طبقه بندی حساب
pigeonhole
U
طبقه بندی کردن
taxonomist
U
متخصص طبقه بندی
graduate
U
طبقه بندی کردن
budget classification
U
طبقه بندی بودجه
rug classification
U
طبقه بندی فرش
aggroup
U
طبقه بندی کردن
map classification
U
طبقه بندی نقشه ها
market grades and grading
U
طبقه بندی بازار
layer
U
طبقه بندی کردن
layers
U
طبقه بندی کردن
route classification
U
طبقه بندی جاده ها
unclassified
U
بدون طبقه بندی
unclassified
U
طبقه بندی نشده
service rating
U
طبقه بندی پرسنلی
harmonic proportion
U
طبقه بندی متناسب
computer classifications
U
طبقه بندی کامپیوتر
classifying
U
طبقه بندی کردن
graduates
U
طبقه بندی کردن
classifiable
U
قابل طبقه بندی
graduating
U
طبقه بندی کردن
classification chart
U
نمودار طبقه بندی
classification
U
طبقه بندی پیام
classification of aggregate
U
طبقه بندی خاکدانه ها
classification of soil
U
طبقه بندی خاک
harmonic division
U
طبقه بندی متناسب
classifications
U
طبقه بندی پیام
classificatory
U
مربوط به طبقه بندی
vendor rating
U
طبقه بندی فروشندگان
secret
U
طبقه بندی سری
suborder
U
طبقه بندی فرعی
categorised
U
طبقه بندی کردن
classify
U
طبقه بندی کردن
classifies
U
طبقه بندی کردن
job classification
U
طبقه بندی شغلی
categorize
U
طبقه بندی کردن
categorising
U
طبقه بندی کردن
categorized
U
طبقه بندی کردن
categorizes
U
طبقه بندی کردن
categorises
U
طبقه بندی کردن
secrets
U
طبقه بندی سری
categorizing
U
طبقه بندی کردن
standardization
U
همگونی طبقه بندی
job classification
U
طبقه بندی شغل
to categorize
U
طبقه بندی کردن
industrial classifications
U
طبقه بندی صنعتی
speed rate increment
U
طبقه بندی سرعت
classified
U
طبقه بندی شده
systemize
U
طبقه بندی کردن
classified items
U
اماد طبقه بندی شده
restrict
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
topsecret
U
طبقه بندی به کلی سری
integrade
U
[طبقه بندی داخلی کردن]
classes
U
طبقه بندی کردن رده
classified advertisement
آگهی طبقه بندی شده
restricting
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
classed
U
طبقه بندی کردن رده
class
U
طبقه بندی کردن رده
coinage
U
طبقه بندی بهای مسکوک
restricts
U
بازداشت طبقه بندی مدارک
classing
U
طبقه بندی کردن رده
intergrade
U
طبقه بندی داخلی کردن
classified material
U
مدارک طبقه بندی شده
restricted data
U
اطلاعات طبقه بندی شده
glossography
U
طبقه بندی و شرح زبانها
brussels nomenclature
U
طبقه بندی تعرفه برکسل
alignment
U
صف بندی تنظیم
alignments
U
صف بندی تنظیم
topology
U
که کابل بندی و واسط های لازم و امکانات موجود درشبکه را مشخص میکند
flea market
U
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea markets
U
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
access to classified material
U
دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
labeling
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
label
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
international classification of
U
طبقه بندی بین المللی بیماریها
labels
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
labelled
U
برچسب زدن طبقه بندی کردن
classification yard line
U
سایدینگ راه اهن طبقه بندی خط
systematist
U
متخصص فائده سازی و طبقه بندی
taxon
U
واحد طبقه بندی گیاهی یاجانوری
army genetal classification test
U
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
accountable cryptomaterial
U
مدارک و وسایل طبقه بندی شده
assort
U
طبقه بندی کردن مناسب بودن
agct
U
ازمون طبقه بندی عمومی ارتش
grade
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
groups
U
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grain size classification
U
طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
stapled
U
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
reserve on board
U
مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
staple
U
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
stapling
U
فقره اصلی طبقه بندی یا جور کردن
bundle
U
فروختن یک بسته که حاوی یک کامپیوتر و چندین نرم افزار است با قیمت مخصوص
bundles
U
فروختن یک بسته که حاوی یک کامپیوتر و چندین نرم افزار است با قیمت مخصوص
bundling
U
فروختن یک بسته که حاوی یک کامپیوتر و چندین نرم افزار است با قیمت مخصوص
common items
U
اقلام تدارکاتی عمومی اقلام مشترک
consolidation container
U
کانتینر کالاهای عمومی جعبه حمل کالاهای مشترک
maintenance
U
قرارداد با شرکت تعمیری که بررسیهای مرتب و تعمیر با قیمت مخصوص در صورت خرابی دارد
unit citation
U
جشن طبقه بندی یکانها از نظر عملیات یاامادگی رزمی
unified soil classification system (uscs
U
نوعی طبقه بندی خاک که به 51 قسمت تقسیم شده است
marshalling yard
U
محل تفکیک و طبقه بندی کالاها در مقصد یا مبداء حمل
branded goods
U
کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
bundle
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
phytography
U
طبقه بندی گیاهان روی زمین گیاه شناسی توضیحی وتشریحی
index
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexed
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexes
U
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
concurrently
U
مراجعه کنید به چهار طبقه بندی پردازندههای MIMD , MISD , SIMD , SISD ,
stockinette
U
پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی
stockinet
U
پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی
kraft
U
کاغذ محکم قهوهای رنگ مخصوص بسته بندی
push up list
U
لیستی از اقلام که در ان هرقلم در اخر لیست وارد میشود و سایر اقلام همان مکان مربوطه در لیست راحفظ می کنند
critical item
U
اقلام حیاتی اقلام مهم
stock evaluation
U
بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
perpetual inventory
U
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
earmarked stock
U
موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
stockade
U
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com