Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 304 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
dot product
U
ضرب نقطه ای
[ریاضی]
scalar product
U
ضرب نقطه ای
[ریاضی]
inner product
U
ضرب نقطه ای
[ریاضی]
projection product
U
ضرب نقطه ای
[ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
circulation
U
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulations
U
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
outermost
U
از اقصی نقطه
outermost
U
از دورترین نقطه خارج
focus
U
نقطه تقاطع
focused
U
نقطه تقاطع
focuses
U
نقطه تقاطع
focussed
U
نقطه تقاطع
focusses
U
نقطه تقاطع
focussing
U
نقطه تقاطع
check-points
U
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoint
U
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoints
U
محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
junction
U
نقطه اتصال
junction
U
نقطه الحاق
junction
U
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
junctions
U
نقطه اتصال
junctions
U
نقطه الحاق
junctions
U
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره
summit
U
نقطه اوج
summits
U
نقطه اوج
acme
U
سر مرتفعترین نقطه
bearing
U
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
part
U
عضو نقطه
offset
U
مبدا نقطه شروع مسابقه
offsetting
U
مبدا نقطه شروع مسابقه
period
U
نقطه پایان جمله
period
U
نقطه
periods
U
نقطه پایان جمله
periods
U
نقطه
link
U
نقطه الحاق
stop
U
ایستگاه نقطه
stopped
U
ایستگاه نقطه
stopping
U
ایستگاه نقطه
stops
U
ایستگاه نقطه
approach
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approached
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
approaches
U
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا
lie
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies
U
زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
view
U
نقطه نظر
viewed
U
نقطه نظر
viewing
U
نقطه نظر
views
U
نقطه نظر
hand
U
وضعی که بتوان گوی اصلی بیلیاردرا در هر نقطه گذاشت
handing
U
وضعی که بتوان گوی اصلی بیلیاردرا در هر نقطه گذاشت
jot
U
نقطه
jots
U
نقطه
jotted
U
نقطه
full stop
U
نقطه
full stops
U
نقطه
departure
U
نقطه عزیمت
departures
U
نقطه عزیمت
concurrence
U
تلاقی دو نیرو در یک خط عملیات نقطه تلاقی همزمان بودن
nurse
U
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nursed
U
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurses
U
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
turning point
U
نقطه برگشت
turning point
U
مرحله قاطع نقطه تحول
turning point
U
نقطه چرخش
turning point
U
نقطه لولای چرخش
turning points
U
نقطه برگشت
turning points
U
مرحله قاطع نقطه تحول
turning points
U
نقطه چرخش
turning points
U
نقطه لولای چرخش
fulcrum
U
نقطه اتکاء
fulcrum
U
دارای نقطه اتکاء کردن
fulcrum
U
نقطه دوران
tenuous
U
بدون نقطه اتکاء
mainstay
U
وابستگی عمده نقطه اتکاء
mainstays
U
وابستگی عمده نقطه اتکاء
terminal
U
نقطه اتصال الکتریکی
terminals
U
نقطه اتصال الکتریکی
scope
U
نقطه توجه طرح نهایی
recycle
U
برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید
recycles
U
برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید
recycling
U
برگشتن به نقطه شروع برنامه داده پرداز الکترونیک بدون وارد شدن دادههای جدید
freezing point
U
نقطه انجماد
freezing points
U
نقطه انجماد
plethora
U
ازدیاد خون در یک نقطه افراط
carried
U
گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
carries
U
گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
carry
U
گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
carrying
U
گذشتن گوی از یک نقطه یا شی ء مسافتی که گوی در هوا می پیماید
away
U
خارج از نقطه ایستادن توپ زن
duck and drake
U
پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
ducks and drakes
U
پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
zero
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zero
U
نقطه صفر محل صفر
zeroes
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeroes
U
نقطه صفر محل صفر
zeros
U
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن
zeros
U
نقطه صفر محل صفر
punctuation mark
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation marks
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
threshholds
U
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
threshold
U
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
thresholds
U
نقطه شروع محوطه دویدن هواپیما حد نهایی
line of vision
U
خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید
Other Matches
reference point
U
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
control point
U
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
foot spot
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
pull up point
U
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
triple point
U
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی
picture point
U
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی
ti;me to go
U
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
pointillism
U
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
free drop
U
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
switching
U
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه
load point
U
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
mark
U
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
azimuth
U
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر
marks
U
هدف نقطه اغاز نقطه فرود
pyramid spot
U
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
crossing points
U
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
crossing point
U
نقطه تقاطع نقطه تلاقی
flash point
U
نقطه الوگیری نقطه افروزش
holding point
U
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point
U
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
litter relay point
U
نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
point to point network
U
شبکه نقطه به نقطه
pointillism
U
نقاشی نقطه نقطه
point-to-point connection
U
اتصال نقطه به نقطه
break up point
U
نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
speckle
U
نقطه نقطه یا خال خال کردن
polkadot
U
طرح نقطه نقطه خال خال
pricks
U
نقطه
ice point
U
نقطه یخ
spot
U
نقطه
ice melting point
U
نقطه یخ
pricked
U
نقطه
prick
U
نقطه
neel point
U
نقطه نل
dotting
U
نقطه
dotty
U
نقطه نقطه
speckle
U
نقطه
spotter
U
نقطه نقطه
speck
U
نقطه
dot
U
نقطه
spots
U
نقطه
point to point
U
نقطه به نقطه
point to point line
U
خط نقطه به نقطه
punchation
U
نقطه
punctate
U
نقطه نقطه
punctation
U
نقطه
punctulate
U
نقطه نقطه
punctum
U
نقطه
point
U
نقطه
specks
U
نقطه
two dots one dash line
U
خط دو نقطه یک خط
tittle
U
نقطه
ellipsis
U
سه نقطه
[...]
pricking
U
نقطه
stpular
U
نقطه نقطه
gutty
U
نقطه دار
binary point
U
نقطه دودوئی
bp
U
نقطه جوش
basic point
U
نقطه مبداء
growing point
U
نقطه رویش
branchpoint
U
نقطه انشعاب
igniting point
U
نقطه احتراق
igniting point
U
نقطه اشتعال
fusing point
U
نقطه ذوب
breakpoint
U
نقطه انفصال
flash point
U
نقطه احتراق
fusion point
U
نقطه گداز
face off spot
U
نقطه رویارویی
break point
U
نقطه توقف
break off position
U
نقطه رهایی
frost point
U
نقطه شبنم
break even point
U
نقطه عطف
brittle point
U
نقطه شکنندگی
ignition point
U
نقطه افروزش
ignition point
U
نقطه اشتعال
azeotrope point
U
نقطه ازئوتروپ
azeotrope point
U
نقطه همجوشی
injection point
U
نقطه پاشش
injection point
U
نقطه تزریق
intercept point
U
نقطه رهگیری
auxiliary target
U
نقطه کمکی
intersection point
U
نقطه تقاطع
at the point of sale
U
در نقطه فروش
intersection point
U
نقطه تلاقی
isoelectronic point
U
نقطه ایزوالکتریک
joining point
U
نقطه اتصال
jumping off place
U
نقطه یا مبداء
initial point
U
نقطه اغاز
initial point
U
نقطه شروع
initial point
U
نقطه اولیه
base point
U
نقطه مبنا
image element
U
نقطه تصویر
image point
U
نقطه تصویر
balanc point
U
نقطه تعادل
impact point
U
نقطه اصابت
azimuth
U
نقطه جنوب
impact point
U
نقطه فرود
impact point
U
نقطه بارریزی
indifference point
U
نقطه خنثی
inflection point
U
نقطه عطف
inflexion point
U
نقطه عطف
junction point
U
نقطه الحاق
dotter
U
نقطه گذار
cutoff point
U
نقطه برش
punctuator
U
نقطه گذار
curie point
U
نقطه کوری
dpi
U
نقطه در هر اینچ
drop point
U
نقطه پرش
cross over point
U
نقطه همگذری
critical point
U
نقطه بحرانی
setting point
U
نقطه انجماد
congealing point
U
نقطه انجماد
compensation point
U
نقطه موازنه
data point
U
نقطه داده
dots per inch
U
نقطه در هر اینچ
dot prompt
U
نقطه اعلان
dead center ignition
U
نقطه اشتعال
dead center ignition
U
نقطه انفجار
dead reckoning
U
نقطه فرضی
flash point
U
نقطه اشتعال
dead spot
U
نقطه خنثی
death point
U
نقطه مرگ
dew point
U
نقطه شبنم
point of contact
U
نقطه تماس
dewpoint
U
نقطه شبنم
directing point
U
نقطه نشانی
distributing point
U
نقطه توزیع
dot pitch
U
درجه نقطه
cold spot
U
نقطه سرماگیر
drop point
U
نقطه چکه
exit point
U
نقطه مرگ
check point
U
نقطه مقابله
check point
U
نقطه بازرسی
center
U
نقطه گره
firing point
U
نقطه اشتعال
burning point
U
نقطه اشتعال
bubble point
U
نقطه جوش
exit point
U
نقطه خروجی
extreme point
U
نقطه حدی
f.n.p
U
نقطه گداز
dead center
U
نقطه مرگ
fire point
U
نقطه شعله
fire point
U
نقطه اشتعال
fixation point
U
نقطه تثبیت
exit point
U
نقطه خروج
exchange point
U
نقطه تعویض
eutetic point
U
نقطه اتکتیک
end point
U
نقطه پایانی
choice point
U
نقطه گزینش
endmost
U
اقصی نقطه 0
entry point
U
نقطه دخول
entry point
U
نقطه ورود
equilibrium point
U
نقطه تعادل
checkout point
U
نقطه وارسی
equivalence point
U
نقطه هم ارزی
check point
U
نقطه ازمایش
estimated position
U
نقطه تخمینی
estimated position
U
نقطه براوردی
eutectic point
U
نقطه اوتکتیک
fixed point
U
نقطه ثابت
quiescent point
U
نقطه استراحت
solidification point
U
نقطه انجماد
solidifying point
U
نقطه انجماد
solstitial point
U
نقطه انقلاب
splotch
U
نقطه وصله
spot distortion
U
اغتشاش نقطه
spot welding
U
نقطه جوش
staddle
U
نقطه اتکاء
stagnation point
U
نقطه ایستائی
stpular
U
نقطه مانند
strong point
U
نقطه مستحکم
supply point
U
نقطه اماد
supply point
U
نقطه تدارکات
support point
U
نقطه امن
tack weld
U
نقطه جوش
terminus a que
U
نقطه شروع
terminuse ad quem
U
نقطه پایان
softening point
U
نقطه نرمش
radix point
U
نقطه مبنا
radix point
U
نقطه ممیز
reentry point
U
نقطه بازگشت
reference point
U
نقطه مبنا
release point
U
نقطه رهایی
rivet point
U
نقطه پرچ
running fix
U
نقطه انتقالی
saddle point
U
نقطه زینی
scotoma
U
نقطه کور
semicolon
U
واوک و نقطه
seperation point
U
نقطه جدایی
shut down point
U
نقطه تعطیل
singular point
U
نقطه منفرد
singular point
U
نقطه تکین
smoke point
U
نقطه دود
softening point
U
نقطه نرمی
thermal critical point
U
نقطه توقف
topnotch
U
اخرین نقطه
semi-colons
U
نقطه ویرگول
critical point
U
نقطه بحرانی
solstitium
U
نقطه انقلاب
semi-colon
U
نقطه ویرگول
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com