Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
He has a strong punch.
U
ضرب دست خوبی دارد ( مشت قوی )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
our library is well stocked
U
خوبی دارد
He writes well . he wields a formidable pen .
U
قلم خوبی دارد
he has a fine p in the town
U
اوخانه خوبی در شهر دارد
He has a good permanent job.
U
شغل ثابت خوبی دارد
blessing in disguise
<idiom>
U
[چیز خوبی که در ظاهری نه چندان خوب قرار دارد]
letter quality printing
U
چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
scalar
U
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
nicety
U
خوبی
agreeability
U
خوبی
admirableness
U
خوبی
goodliness
U
خوبی
charmingness
U
خوبی
wellness
U
خوبی
niceness
U
خوبی
niceties
U
خوبی
goodness
U
خوبی
agreeableness
U
خوبی
Excellency
U
خوبی
primeness
U
خوبی
Excellencies
U
خوبی
as good as
U
بهمان خوبی
excellence
U
خوبی تفوق
gracing
U
زیبایی خوبی
the work was well paid
U
پول خوبی
fineness
U
لطافت خوبی
graces
U
زیبایی خوبی
grace
U
زیبایی خوبی
a nice guy
U
آدم خوبی
lambhood
U
بره خوبی
I made a decent profit.
U
سود خوبی بر دم
a nice guy
U
مرد خوبی
the watch is warranted
U
خوبی ساعت
with the best of them
<idiom>
U
به خوبی هرکس
good wishes
U
ارزوی خوبی
graced
U
زیبایی خوبی
bovarism
U
بوواری خوبی
poverty is a good test
U
خوبی است
epicurus
U
و خوبی است
maintain
U
به خوبی مراقبت شده
maintained
U
به خوبی مراقبت شده
cash cow
<idiom>
U
منبع خوبی از پول
they put up a good fight
U
جنگ خوبی کردند
maintains
U
به خوبی مراقبت شده
feel like a million dollars
<idiom>
U
احساس خوبی داشتن
He is a good ( nice ) fellow(guy)
U
اوآدم خوبی است
out of kilter
<idiom>
U
دربالانس خوبی نبودن
kick up one's heels
<idiom>
U
زمان خوبی داشتن
have a time
<idiom>
U
زمان خوبی داشتن
what a nice man he is!
U
چه ادم خوبی است !
worse for wear
<idiom>
U
نهبه خوبی جدیدتر
Both of us will make a good team.
U
ما دو تا تیم خوبی میسازیم.
He pocketed a tidy sum.
U
پول خوبی به جیب زد
. The car is gathering momentum.
U
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
to set a good example
U
سرمشق خوبی گذاشتن یا شدن
Good number !
U
حقه
[نمایش]
خوبی بود!
She made a good wife.
U
اوزن خوبی ازآب درآمد
It is avery good ( an original ) idea.
U
فکر بسیار خوبی است
What find bath.
U
عجب حمام خوبی است
She has been a good wife to him.
U
همسر خوبی برایش بوده
to pocket a tidy sum
<idiom>
U
پول خوبی به جیب زدن
bite the hand that feeds you
<idiom>
U
جواب خوبی را با بدی دادن
have an eye for
<idiom>
U
سلیقه خوبی درچیزی داشتن
live it up
<idiom>
U
روز خوبی راداشته باشید
It has been a very enjoyable stay.
اقامت بسیار خوبی داشتیم.
I got good marks in the exams .
U
نمرات خوبی درامتحان آوردم
he is a bad husband
U
خانه دار خوبی نیست
That was a very good meal.
غذای خیلی خوبی بود.
we went for a good round
U
گشت خوبی زده برگشتیم به خانه
paragon
U
مقیاس رفعت و خوبی نمونه کامل
He has a poor service record in this company.
U
دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
fizzle out
<idiom>
U
خراب شدن بعداز شروع خوبی
get to first base
<idiom>
U
موفق بودن ،شروع خوبی راداشتند
quality
U
ماهیت چیزی یا میزان خوبی یا بدی آن
well handled
U
بطرز خوبی مورد عمل قرارگرفته
qualities
U
ماهیت چیزی یا میزان خوبی یا بدی آن
paragons
U
مقیاس رفعت و خوبی نمونه کامل
He left a great name behid him .
U
نام خوبی از خود بجای گذاشت ( پس از مرگ )
coloury
U
دارای رنگی که نماینده خوبی کالایی است
This is a good residential are ( neighbourhood ) .
U
اینجا محل ( محله ) مسکونی خوبی است
organizations
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
We all think he is very nice.
U
ما همه فکر می کنیم که او
[مرد]
آدم خوبی است.
organisations
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
organization
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
beauty is in the eyes of the beholder
<proverb>
U
اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
Walls have ears
<idiom>
U
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
optical
U
طرح حرف که توسط خواننده OCR به خوبی قابل خواندن است
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
graphics
U
UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices
U
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
U
دیوار موش دارد موش گوش دارد
utilitarianism
U
بر اساس این مکتب معیار سنجش همه چیزحداکثر خوبی و فایده برای حداکثر تعداد اشخاص است
dark bulb
U
نوعی لامپ اشعه کاتدی که هنگام خاموش بودن سیاه بنظر می رسد و به تصاویرویدئویی وضوح خوبی میدهد
aniline
U
رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
the end sanctifies the means
U
خوبی وبدی وسائل رسیدن بمقصودی پس از رسیدن به ان مقصودمعلوم میشود
He's a good director but he doesn't bear
[stand]
comparison with Hitchcock.
U
او
[مرد ]
کارگردان خوبی است اما او
[مرد]
قابل مقایسه با هیچکاک نیست.
He shoots well
U
خوب تیر می اندازد ( تیر انداز خوبی است )
onion skin
U
پوست پیاز
[از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
rate
U
ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
the well was a bad producer
U
ان چاه یک چاه نفت خیز خوبی نبود
rates
U
ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
Energy Star
U
استانداردی در صفحه نمایش کامپیوتر یا سایر وسایل الکتریکی برای اینکه بگوید محصول به خوبی طراحی شده است و الکتریسیته را هدر نمیدهد
Farahan
U
فراهان
[این ناحیه در استان مرکزی با بافت های هراتی، میناخانی و گل حنائی در قرن نوزدهم میلادی بازار جهانی خوبی داشته و شاخص آن استفاده از پودهای آبی و صورتی بوده است.]
dead wool
U
پشم مرده
[که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
She is not well disposed towards me . She is not on particularly . fricndly terms with me .
U
با من میانه یی ( میانه خوبی ؟ میانه چندانی ) ندارد
direct dyes
U
رنگینه های مستقیم
[که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
chain
U
دارد.
he has a rage for money
U
دارد
chains
U
دارد.
has
U
دارد
he has worms
U
دارد
there is a time for everything
U
دارد
hast
U
او دارد
he is ill with fever
U
تب دارد
heavy fighting is in progress
U
دارد
are there any remarks?
U
دارد
There is something wrong with the ...
... عیب دارد.
figure on
<idiom>
U
بستگی دارد به
But one leg to the fowl.
<proverb>
U
مرغ یک پا دارد .
There is a knack in it .
U
یک فنی دارد
virus
U
وجود دارد
I owe him a dept of gratitude.
U
حق بگردنم دارد
viruses
U
وجود دارد
he has an a. to grind
U
مقصود دارد
he tops .0 metres
U
یک مترونیم قد دارد
Buttonhole
U
کتی که در دو طرف دکمه دارد
not a patch on
U
چه دخلی دارد
it has sides
U
سه پهلو دارد
he speaks to the purpose
U
قصدی دارد
it is sufficiently stamped
U
کسرتمبر دارد
walls have ears
U
گوش دارد
it is usual with him
U
عادت دارد
there is a rumour that
U
شهرت دارد که
the reason is two fold
U
دودلیل دارد
he has a spite against me
U
بامن لج دارد
he has a maggot in his head
U
وسواس دارد
he is 0 years old
U
او ده سال دارد
god is
U
خداوجود دارد
the probability is
U
احتمال دارد
the reason is manifold
U
چنددلیل دارد
he has an axe to grind
U
غرض دارد
he is fifty
U
تمام دارد
what matter?
U
چه اهمیت دارد
leek d;
[,vjvi ;i fv'ihd \ik ,
U
بزرگ دارد
He has a day off.
U
او مرخصی دارد.
it depends
[on]
U
بستگی دارد
[به]
what the odds
U
چه اهمیت دارد
multungulate
U
که بیش از دو سم دارد
Windows GDI
U
بیتی دارد
what hurt is there in that
U
چه زیانی دارد
rubrician
U
کتاب نماز دارد
it speaks well for him
U
بامن نظرمساعد دارد
he is in a hurry to go
U
عجله دارد برفتن
he is f. of money
U
پول فراوان دارد
he insists on going
U
اصرار دارد برفتن
he has much merit
U
خیلی قابلیت دارد
She has got regular teeth .
U
دندانهای منظمی دارد
bass
U
کسی که صدای بم دارد
basses
U
کسی که صدای بم دارد
he has much merit
U
بسیار شایستگی دارد
that word is obsolescent
U
ان واژه کم کم دارد مهجور
he is in the know
U
اطلاع ویژه دارد
he is rightly named
U
اسم بامسمائی دارد
How long is the ticket valid?
U
بلیت تا کی اعتبار دارد؟
it is very important
U
بسیار اهمیت دارد
Every flow must have its ebb.
<proverb>
U
هر فرازى نشیبى دارد.
it is worth 0 rials
U
ده ریال ارزش دارد
backs
U
که یک باتری پشتیبان دارد
it is particularly difficult
U
یک دشواری ویژه دارد
(not to be) sneezed at
<idiom>
U
ارزش داشتن را دارد
it is particularly difficult
U
یک اشکال بخصوصی دارد
it is of frequent
U
خیلی مورد دارد
it is wringing
U
خیلی تراست یا اب دارد
it stand well with him
U
بامن نظرمساعدی دارد
in all like
U
احتمال کلی دارد
tea is preferable to water
U
چایی بر اب ترجیح دارد
back
U
که یک باتری پشتیبان دارد
it needs to be done carefully
U
اینکارتوجه لازم دارد
It is much sought after
خیلی طالب دارد.
he must needs go
U
بیخوداصرار دارد برفتن
he keeps my a
U
حساب مراونگه می دارد
There are ticks in every trade .
<proverb>
U
هر کار لمى دارد .
what is wrong with that?
U
مگراین چه عیبی دارد
There is always a right way of doing everything.
U
هرکاری راهی دارد
My hair is falling.
U
موهایم دارد می ریزد
well and good
U
باشد چه ضرر دارد
Somebody is beating at (upon)the door.
U
یک کسی دارد در می زند
With his foul temper.
U
با اخلاق سگه که دارد
There is only one condition attached to it .
U
فقط یک شرط دارد
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea.
U
شهوت کلام دارد
battery
U
که یک باتری پشتیبان دارد
He is distantly related to us .
U
نسبت دوری با ما دارد
likelihood
U
احتمال کلی دارد
He has influential contacts everywhere.
U
همه جا دست دارد
bigamists
U
زنی که دوشوهر دارد
bigamist
U
زنی که دوشوهر دارد
what is that to you
U
به شما جه دخلی دارد
what does it meant
U
یعنی چه چه معنی دارد
The kettel is boiling.
U
قوری دارد می جوشد
He takes my advice. He listens to me.
U
از من حرف شنوایی دارد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com