English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hit not valid U ضربه بی ارزش شمشیرباز
off target hit U ضربه بی ارزش شمشیرباز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
time hit U ضربه شمشیرباز در ضد حمله
trompement U گریز شمشیرباز از ضربه حریف
hits U به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
in distance U نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن
hitting U به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
hit U به هدف زدن ضربه شمشیرباز به بدن حریف
clinch U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinches U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched U نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
gain ground U ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
book value U ارزش هر شیی برحسب انچه دردفترحساب نشان داده شود ارزش سهام طبق دفاتر
hit U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
ad valorem U به نسبت ارزش کالا براساس ارزش
neoclassical theory of value U تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
value added U قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
ends U با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended U با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
end U با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
no par value U بدون ارزش واقعی بی ارزش
axiological U وابسته به ارزش ها یا علم ارزش ها
capital gain U منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
carry U با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carries U با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carried U با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
carrying U با ارزش ترین رقم وام با کم ارزش ترین محل جمع میشود
punted U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt U ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response U پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
backsword man U شمشیرباز
fencer U شمشیرباز
foilist U شمشیرباز فویل
epeeist U شمشیرباز اپه
sabreur U شمشیرباز سابر
line of attack U سینه شمشیرباز
assaulted U یورش شمشیرباز
fencing position U گارد شمشیرباز
assault U یورش شمشیرباز
assaults U یورش شمشیرباز
foilsman U شمشیرباز فویل
currency devaluation U کاهش رسمی ارزش پول تضعیف ارزش پول
attack on the blade U حمله شمشیرباز به تیغه
compound attack U حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
composite attack U حمله شمشیرباز با حرکات پی در پی
guarding U حالت دفاعی شمشیرباز
bibs U محافظ گلوی شمشیرباز
offensive movement U حرکت تهاجمی شمشیرباز
bib U محافظ گلوی شمشیرباز
lanista U شمشیرباز اموزگار شمشیربازی
coquille U محافظ دست شمشیرباز
guards U حالت دفاعی شمشیرباز
fencing measure U فاصله معمولی دو شمشیرباز
fleche U نقل مکان شمشیرباز
preparation of attack U شمشیرباز اماده حمله
sword arm U دست مسلح شمشیرباز
guard U حالت دفاعی شمشیرباز
out of distance U دور بودن شمشیرباز از حریف
attention U شمشیرباز اماده برای مبارزه
jumped U حمله شمشیرباز با پرش به هوا
jump U حمله شمشیرباز با پرش به هوا
attack on preparation U شمشیرباز اماده برای حمله
attentions U شمشیرباز اماده برای مبارزه
jumps U حمله شمشیرباز با پرش به هوا
close in U نزدیک شدن شمشیرباز به بدن حریف
plastron U محافظ سینه کمر و پهلوهای شمشیرباز
progressive attack U پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
stances U طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
stance U طرز ایستادن شمشیرباز مقابل حریف
crosser U ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest U ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses U ضربه هوک پس از ضربه حریف
opposition U حرکت شمشیرباز ضمن تماس با شمشیر حریف تقابل
lunging U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunge U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
balestra U پرش کوتاه و سریع شمشیرباز بجلو برای حمله
lunged U حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
sclaff U ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
appel U پاکوب 2 بار پا کوبیدن شمشیرباز به نشانه متوقف کردن مبارزه
shank U ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
placekick U ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
counter riposte U حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
false attack U حمله معین شمشیرباز درانتظار واکنش معین
march U پیش روی گام به گام شمشیرباز
marched U پیش روی گام به گام شمشیرباز
marching U پیش روی گام به گام شمشیرباز
marches U پیش روی گام به گام شمشیرباز
targeted U هدف فرود هدف شمشیرباز
targeting U هدف فرود هدف شمشیرباز
targetted U هدف فرود هدف شمشیرباز
targetting U هدف فرود هدف شمشیرباز
targets U هدف فرود هدف شمشیرباز
target U هدف فرود هدف شمشیرباز
values U ارزش
brummagem U بی ارزش
naught U بی ارزش
picayune U بی ارزش
raffish U بی ارزش
market value U ارزش
picayubnish U بی ارزش
brummagem U کم ارزش
rubbish U بی ارزش
trivalence U سه ارزش
big ticket U با ارزش
cost U ارزش
value U ارزش
small change U کم ارزش
worthless U بی ارزش
rewarding U پر ارزش
punks U بی ارزش
punk U بی ارزش
avail U ارزش
no par U بی ارزش
valuing U ارزش
trivalency U سه ارزش
worm eaten U بی ارزش
worthiness U ارزش
unvalued U بی ارزش
junky U بی ارزش
fustian U بی ارزش
worth U ارزش
price U ارزش
low grade U کم ارزش
low level U کم ارزش
regardant U با ارزش
shotten U بی ارزش
valueless U بی ارزش
worth U با ارزش
treasure U با ارزش
prices U ارزش
good for nothing U بی ارزش
belittle U کم ارزش کردن
belittled U کم ارزش کردن
rubbish U چیزپست و بی ارزش
present value U ارزش فعلی
face value U ارزش اسمی
survival value U ارزش بقا
expected value U ارزش منتظره
exchange value U ارزش مبادلهای
exchange value U ارزش مبادله
belittles U کم ارزش کردن
belittling U کم ارزش کردن
differential cost U ارزش نهایی
diagnostic value U ارزش تشخیصی
objective value U ارزش واقعی
objective value U ارزش عینی
numerical value U ارزش عددی
disvalue U بی ارزش کردن
equity capital U ارزش ویژه
debunk U کم ارزش کردن
debunked U کم ارزش کردن
debunking U کم ارزش کردن
debunks U کم ارزش کردن
end value U ارزش انتهایی
intrinsic value U ارزش ذاتی
economic value U ارزش اقتصادی
it is of little worth U کم ارزش است
nominal value U ارزش اسمی
value added U ارزش افزوده
penny worth U ارزش یک پنی
heating value U ارزش گرمایی
heat value U ارزش گرمایی
heat of combustion U ارزش گرمایی
gross value U ارزش ناخالص
value in use U ارزش استفاده
value in use U ارزش استعمال
value in exchange U ارزش مبادله
value for money U ارزش پول
valuably U بطور با ارزش
place value U ارزش مکانی
value analysis U تحلیل ارزش
store of value U منبع ارزش
subjective value U ارزش ذهنی
value as security U ارزش تضمین
value date U تاریخ ارزش
value of assets U ارزش دارائی ها
base rate U ارزش اولیه
base rates U ارزش اولیه
influence value U ارزش تاثیر
valuations U ارزش گذاری
present value U ارزش حال
paradox of value U تناقض ارزش
par value U ارزش اسمی
final value U ارزش نهایی
valuation U ارزش گذاری
heritage asset U میراث با ارزش
value of money U ارزش پول
downgrade U کم ارزش کردن
downgraded U کم ارزش کردن
waff U نظر بی ارزش
downgrades U کم ارزش کردن
valence U توان ارزش
surplus value U ارزش اضافی
downgrading U کم ارزش کردن
increase in value U افزایش ارزش
surrender value U ارزش بازخرید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com