Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
approach
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
approached
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
approaches
U
ضربه برای نزدیک شدن به هدف گلف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
free drop
U
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
gather shot
U
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
in distance
U
نزدیک بودن شمشیرباز برای ضربه زدن
Other Matches
find touch
U
بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
nears
U
نزدیک به ضربه
neared
U
نزدیک به ضربه
nearest
U
نزدیک به ضربه
near-
U
نزدیک به ضربه
nearer
U
نزدیک به ضربه
near
U
نزدیک به ضربه
nearing
U
نزدیک به ضربه
pinning position
U
نزدیک به ضربه شدن
dab shot
U
ضربه ناگهانی از نزدیک تور
under arm net shot
U
ضربه کوتاه از نزدیک تور
clothesline
U
ضربه نسبتا"مستقیم نزدیک زمین
highs
U
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
highest
U
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high
U
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
loop drive
U
ضربه باپیچش زیاد نزدیک تور حریف
pop-up
U
ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
half volley
U
پرتاب نزدیک به توپزن که بیدرنگ پس از بلند شدن ضربه می خورد
pop up
U
ضربه قوسی بلند از نزدیک تور تنیس تمرین پرش
clinches
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched
U
نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
gain ground
U
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
blockhouse
U
ساختمان محکمی نزدیک سکوی پرتاب برای محافظت پرسنل
putts
U
ضربه برای انداختن به سوراخ
kickable
U
اسان برای ضربه زدن با پا
putted
U
ضربه برای انداختن به سوراخ
putt
U
ضربه برای انداختن به سوراخ
rugby point
U
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
sculleries
U
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
scullery
U
اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
to catch at something
U
برای رسیدن بچیزی وگرفتن ان کوشش کردن وبدان نزدیک شدن
addressed
U
اماده شدن برای ضربه یاهدفگیری
addresses
U
اماده شدن برای ضربه یاهدفگیری
address
آماده شدن برای ضربه یا هدفگیری
winner's circle
U
محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
blasts
U
ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
forcing
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
blast
U
ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
rugby point
U
3 امتیاز برای ضربه ازاد یاضربه پنالتی
forces
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
break shot
U
نخستین ضربه برای پراکندن گویهای بیلیارد
force
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
circularization
U
تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
back-up
U
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
drag bunt
U
ضربه با ثابت نگهداشتن چوب برای دویدن به پایگاه
back up
U
اماده برای دویدن درصورت ضربه خوب یار
webbing
U
نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
chopped
U
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
chop
U
ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
scalper
U
پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
blue flag
U
پرچم ابی برای علامت دادن بکسی که اتومبیل دیگری بدنبال و نزدیک اوست تا راه بدهد
double
U
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled
U
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
quick kick
U
کوشش در ضربه زدن با پا درضمن پاس برای کسب موقعیت بهتر
doubled up
U
ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
lay up
U
ضربه زدن به مسافت کوتاهتر از عادی برای اجتناب از افتادن ان در مانع
chopped
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
tee
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
chop
U
کوتاه کردن گام برای اجتناب دونده از ضربه پاشنه نفر جلو
teed
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teeing
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
tees
U
منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
plots
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plot
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plotted
U
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
inside
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
closest
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closer
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
close
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closes
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
overstriking
U
توانایی یک چاپگر نسخه چاپی برای ضربه مکرر زدن به کاراکتربه منظور تولید حالت نمایانتری از ان
away
U
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
inshore
U
نزدیک کرانه نزدیک ساحل
point bland
U
بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
indian check
U
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
punt
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punts
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted
U
ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
impluse response
U
پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
approached
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approaches
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approach
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
crosser
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
cross
U
ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff
U
ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
mid wicket
U
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
shank
U
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
approach lane
U
مسیر نزدیک شدن به ساحل خطوط نزدیک شدن به ساحل
best gold
U
تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
placekick
U
ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
kiosk
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
badminton
U
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
U
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
U
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
close-ups
U
از نزدیک
near at hand
U
نزدیک
near by
U
نزدیک به
near by
U
نزدیک
neighbouring
U
نزدیک
close-up
U
از نزدیک
close up
U
از نزدیک
near upon
U
نزدیک
not ahunderd mails flom
U
نزدیک
at hand
U
نزدیک
close by
U
نزدیک
next door to
U
نزدیک
adjacent
U
نزدیک
nearby
U
نزدیک
cephalo
U
نزدیک به سر
neared
U
نزدیک
closes
U
نزدیک
up to
<idiom>
U
نزدیک به
approaching
U
نزدیک
forthcoming
U
نزدیک
hand to hand
U
نزدیک
hand-to-hand
U
نزدیک
closer
U
نزدیک
close
U
نزدیک
up against
<idiom>
U
نزدیک به
fast by
U
نزدیک
towards
U
نزدیک
close aboard
U
نزدیک
closest
U
نزدیک
proximate
U
نزدیک
caudal
U
نزدیک به دم
near
U
نزدیک
contiguous
U
نزدیک
forby
U
نزدیک
on the eve of
U
نزدیک
hard by
U
نزدیک
by
U
از نزدیک
nigh
U
نزدیک
forby
U
از نزدیک
nearer
U
نزدیک
forbye
U
نزدیک
nearing
U
نزدیک
in sight
U
نزدیک
narrowly
U
از نزدیک
vicinal
U
نزدیک
imminent
U
نزدیک
accessible
U
نزدیک
beside
U
نزدیک
to gain ground upon
U
نزدیک
near-
U
نزدیک
upcoming
U
نزدیک
on the verge of
U
نزدیک به
nearest
U
نزدیک
nears
U
نزدیک
forbye
U
از نزدیک
foreby
U
نزدیک
deeper
U
نزدیک به هدف
accosting
U
نزدیک کشیدن
approximates
U
نزدیک کردن
deep
U
نزدیک به هدف
accosts
U
نزدیک کشیدن
accosts
U
نزدیک شدن
near-sighted
U
نزدیک بین
deepest
U
نزدیک به هدف
short-sighted
U
نزدیک بین
nearsighted
U
نزدیک بین
at
U
پهلوی نزدیک
near sighted
U
نزدیک بین
myopic
U
نزدیک بین
beetle eyed
U
نزدیک بین
grazed
U
نزدیک به زمین
myopia
U
نزدیک بینی
approximate
U
نزدیک کردن
converge
U
به هم نزدیک شدن
approximated
U
نزدیک کردن
converged
U
به هم نزدیک شدن
converges
U
به هم نزدیک شدن
converging
U
به هم نزدیک شدن
adjoining
U
نزدیک مجاور
in the near future
U
در آینده نزدیک
keep back
U
نزدیک نشوید
upcoming
U
دراتیه نزدیک
recent memory
U
حافظه نزدیک
grazes
U
نزدیک به زمین
graze
U
نزدیک به زمین
approachable
U
نزدیک شدنی
approach
U
نزدیک شدن
short sighted
U
نزدیک بین
besides
U
بعلاوه نزدیک
to be on the way
U
نزدیک شدن
of kin
U
نزدیک همانند
odd comeshortly
U
اینده نزدیک
odd comeshortly
U
روز نزدیک
shortest
U
نزدیک تور
neighbor
U
همسایه نزدیک
nearsightedness
U
نزدیک بینی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com