English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
synchronizing pulses U ضربههای همزمان سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
synchronization U همزمان سازی
synchronizing U همزمان سازی
synchronizing separator U جداکننده همزمان سازی
synchronizing limiter U لامپ مراقب همزمان سازی
processor U به صورت همزمان همزمان کار کند
combination U ضربههای پی در پی
danzuki U ضربههای پی در پی
renzoku U ضربههای پی در پی
dwieo chagi U ضربههای پرشی پا
equalizing pulses U ضربههای ششگانه
swing from one's heels U ضربههای قدرتی
thuds U ضربههای متوالی
thudding U ضربههای متوالی
thud U ضربههای متوالی
thudded U ضربههای متوالی
go dan kumite U مبارزه با ضربههای 5 تایی
pitapat U با ضربههای تند و متوالی
drive volley U ضربههای پی درپی کوتاه ومستقیم
long game U بازی با لزوم ضربههای طولانی
short game U ضرورت کنترل ضربههای کوتاه
long iron U چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
short iron U چوبهای شماره 7 و 8 و 9گلف برای ضربههای کوتاه
stroke play U مسابقه گلف با محاسبه مجموع ضربههای یک بازیگر
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
one two U ضربههای چپ و راست ضربه چپ با هوک راست
calculating U دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials U وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant U کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger U الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
formularization U کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster U بی بهره سازی محروم سازی
frustration U خنثی سازی محروم سازی
imagery U مجسمه سازی شبیه سازی
irritancy U پوچ سازی باطل سازی
frustrations U خنثی سازی محروم سازی
parallelling U همزمان
simultaneous U همزمان
parallels U همزمان
paralleling U همزمان
proportional U همزمان
parallel U همزمان
parallelled U همزمان
coincidentally U همزمان
synchronizer U همزمان گر
paralleled U همزمان
simultaneously U همزمان
concurrent U همزمان
isochronous U همزمان
synchronous U همزمان
contemporary U همزمان
isochrone U همزمان
contemporaries U همزمان
synchronic U همزمان
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
simultaneous processing U پردازش همزمان
concurrent reinforcement U تقویت همزمان
concurrent training U اموزش همزمان
synchronous vibrator U لرزه گر همزمان
concurrent validity U اعتبار همزمان
concurrent variation U تغییر همزمان
synchronising U همزمان کردن
concurrent operation U عملکرد همزمان
concurrent U همرو همزمان
concurrently U اجرای همزمان
concurrent U تقریباگ همزمان
concurrent processing U پردازش همزمان
synchronous speed U سرعت همزمان
synchronous transmission U مخابره همزمان
synchronous transmission U انتقال همزمان
synchronous phase advance U خازن همزمان
selsyn U موتور همزمان
synchronous condenser U خازن همزمان
synchronous communication U ارتباط همزمان
synchronous admittance U گذرایی همزمان
synchroscope U همزمان نما
simultaneous extinction U خاموشی همزمان
synchrinized U همزمان بودن
synchronized sweep U روبش همزمان
synchronic U همگاه همزمان
synchronous device U دستگاه همزمان
synchronous generator U مولد همزمان
synchronize U همزمان کردن
synchronous telegraphy U تلگراف همزمان
synchronizes U همزمان کردن
synchronous reactance U راکتانس همزمان
synchronous operation U عملیات همزمان
synchronous network U شبکه همزمان
synchronous motor U موتور همزمان
synchronous impedance U ناگذرایی همزمان
syncheronous communications U مخابره همزمان
synchronises U همزمان کردن
concurrent execution U اجرای همزمان
synchronised U همزمان کردن
coincided U همزمان بودن
coincides U همزمان بودن
simultaneity U همزمانی همزمان
concentred elimination U حذف همزمان
concentred exchange U تبادل همزمان
concentred reaction U واکنش همزمان
coinciding U همزمان بودن
synchronous machine U ماشین همزمان
coincide U همزمان بودن
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
simultaneous input/output U ورودی و خروجی همزمان
parallelled U که همزمان ارسال شود
coincident penalty U پنالتی همزمان دو تیم
horizontal synchronizing U همزمان ساز افقی
parallelled U که همزمان ارسال می شوند
volley fire U پرتاب همزمان گلوله ها با هم
synchronizing signal U پیام همزمان ساز
synchronizing torque U گشتاور پیچشی همزمان
parallelling U که همزمان ارسال شود
parallelling U که همزمان ارسال می شوند
two way simultaneous operation U عملکرد همزمان دو طرفه
parallels U که همزمان ارسال شود
parallels U که همزمان ارسال می شوند
synchronizer U دستگاه همزمان کننده
held ball U گرفتن همزمان توپ
simultaneous color television U تلویزیون رنگی همزمان
full duplex U پروتکل دوسوی همزمان
parallel U که همزمان ارسال شود
concurrent programming U برنامه نویسی همزمان
paralleled U که همزمان ارسال می شوند
concurrent program execution U اجرای همزمان برنامه
paralleling U که همزمان ارسال شود
paralleled U که همزمان ارسال شود
compatability U قابلیت کار همزمان
binary synchronous communication U ارتباطات همزمان دودویی
acoustic synchronizer U همزمان ساز صوتی
paralleling U که همزمان ارسال می شوند
parallel U که همزمان ارسال می شوند
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
burst U پیام همزمان ساز رنگ
color sync signal U پیام همزمان ساز رنگ
bursts U پیام همزمان ساز رنگ
synchronising U همزمان شدن با هم مطابق کردن
overlap processing U اجرای همزمان فعالیتهای ورودی
bisync U synchronouscommunication binaryارتباطات همزمان دودویی
synchronises U همزمان شدن با هم مطابق کردن
simultaneous U باهم واقع شونده همزمان
synchronised U همزمان شدن با هم مطابق کردن
mainframe computer U مانند تعداد عملوند همزمان
synchronize U همزمان شدن با هم مطابق کردن
duplexes U ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
duplex U ارسال داده در دو جهت همزمان
synchronizes U همزمان شدن با هم مطابق کردن
duplex U ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
duplexes U ارسال داده در دو جهت همزمان
tandems U وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
tandem U وضعیتی که در آن دووسیله همزمان کار می کنند
multiple foul U خطای همزمان چند بازیگرروی یک حریف
operand U عملوند همزمان با دستور بازیابی میشود
doubled up U گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
double U گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
immediate U عملوندی که همزمان با دستور بازیابی میشود.
petri nets U مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
synchronises U همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronising U همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronize U همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronizes U همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
synchronised U همزمان بودن هماهنگ کردن حرکت
simultaneous U آنچه همزمان با چیز دیگری رخ میدهد
simultaneous U دو یا چند فرآیند که همزمان اجرا شوند
doubled U گرفتن همزمان دو ماهی تفنگ دولول
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
simultaneous U ارسال داده و کدهای کنترل در دو جهت همزمان .
pseudostereo U ناوبری همزمان و هماهنگ موشک در سمت و ارتفاع
sdlc U Control Link SynchronousData کنترل پیونددادهای همزمان
paralleled U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallel U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleling U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
interleaving U به طوری که در حین اجرا همزمان آماده می شوند
parallels U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelling U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
multi tasking U همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
isochronal U همزمان واقع شونده در فواصل منظم و مساوی
parallelled U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
coresident U دو یا چند برنامه که همزمان در حافظه اصلی هستند
multitasking U همزمان بدون کم کردن سرعت اجرای پردازنده
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
parallel U کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
duplex U مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
alternate U که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
duplexes U مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
alternated U که دو اپراتور می توانند به یک فایل همزمان دستیابی داشته باشند
deal U قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
parallels U کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallelling U کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallelled U کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
deals U قراردادی که در آن روی چنیدن موضوع همزمان توافق میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com