English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bank shot U ضربهای که به دیوار بخورد و برگردد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bank shot U ضربهای که گوی بیلیارد به کناره میز بخورد
lobbed U ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobs U ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lob U ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
lobbing U ضربه قوسدار هوایی توپ بلند به دیوار مقابل که به گوشه مخالف برگردد
bows U ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bow U ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bowed U ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
bowing U ضربه از گوشه که به عقب دیوار کناره و بعد به دیوارکناره دیگر و بعد به دیوارمقابل بخورد
partition wall U دیوار میانی دیوار وسط دیوار بین دو فضا
impact ionization U ایونیزاسیون ضربهای یونیزاسیون ضربهای
counter fert U دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
murage U مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
common wall U دیوار تقسیم دیوار جلوگیری از اتش سوزی
tricrotism U نبض سه ضربهای ضربان نبض بطور سه ضربهای
impluse level U سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
retaining wall U دیوار نگهبان دیوار محافظ
If things changer one day then … U اگر روزی ورق برگردد آنوقت ...
bank shot U پرتابی که به تخته بخورد
chip seal U شن بخورد راه دادن
recovery U فرایندهایی که نیازدارندسیستم به وضعیت طبیعی پس از خطا برگردد
recoveries U فرایندهایی که نیازدارندسیستم به وضعیت طبیعی پس از خطا برگردد
he is too p asto what he eats U زیاد دربندان است که چه بخورد
resurfacing U شن بخورد راه دادن بازسازی رویه
planegency U صدای خیزاب که بکرانه دریا بخورد
macadam blinding U خورده سنگ بخورد راه دادن
The craps should match the curtains. U پرده ها با قالیها باید بخورد ( جور در آید )
Dont let the grass grow under your feet. U نگذار وسط اینکار باد بخورد ( وقفه بیافتد )
blackguard U سرویسی که بدون برخورد به دیوارهای طرفین به دیوارمقابل بخورد
blackguards U سرویسی که بدون برخورد به دیوارهای طرفین به دیوارمقابل بخورد
to fight to a finish U تاپایان کارجنگیدن انقدرجنگیدن تایکطرف بکلی شکست بخورد
returned U دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returning U دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returns U دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
return U دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
chopped U ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
chop U ضربه پایین زدن به توپ برای اینکه به زمین بخورد
adjacent U نزدیک دیوار به دیوار
boast U ضربه از گوشه که بطور اریب بدیوار کناره و بعد به دیوارمقابل بخورد
boasts U ضربه از گوشه که بطور اریب بدیوار کناره و بعد به دیوارمقابل بخورد
boasted U ضربه از گوشه که بطور اریب بدیوار کناره و بعد به دیوارمقابل بخورد
duck and drake U پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
ducks and drakes U پرتاب سنگ روی اب بطوریکه قبل از فرورفتن دراب بچند نقطه از سطح اب بخورد
cycles U 1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycle U 1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
cycled U 1-مدت زمانی که چیزی موقعیت اصلی خود را ترک میکند تا وقتی به آن برگردد 2-عمل کامل شده در یک فرآیند مکرر
loft U ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
lofts U ضربه زدن هوایی بصورت قوسی رها کردن گوی بولینگ در هوا که به شدت به مسیر بخورد
I´m as hungry as a horse. U آنقدر گشنه هستم که روده بزرگ روده کوچک را بخورد.
hungry as a hunter <idiom> U آنقدر گشنه که روده بزرگ روده کوچک را بخورد
traumatic U ضربهای
posttraumatic U پس ضربهای
dicrotism U دو ضربهای
ippon kumite U مبارزه تک ضربهای
impulse discharge U تخلیه ضربهای
impact printer U چاپگر ضربهای
impact strength U استحکام ضربهای
impulse turbine U توربین ضربهای
impluse generator U مولد ضربهای
impluse function U تابع ضربهای
impluse distortion U اعوجاج ضربهای
impluse detector U اشکارسازجریان ضربهای
impluse current U جریان ضربهای
impluse contact U کنتاکت ضربهای
whipping U حرکت ضربهای
impluse breakdown U شکست ضربهای
impulsive force U نیروی ضربهای
impact load U بار ضربهای
partial products U حاصل ضربهای جز
drop test U ازمایش ضربهای
shock concrete U بتن ضربهای
percussion welding U جوشکاری ضربهای
strode analysis U تحلیل ضربهای
tricrotic U نبض سه ضربهای
transient voltage U ولتاژ ضربهای
batch mixer U مخلوط کن ضربهای
percussion press U پرس ضربهای
shock waves U موج ضربهای
impact force U نیروی ضربهای
shock excitation U تحریک ضربهای
impluse exitation U تحریک ضربهای
detonation U انفجار ضربهای
detonations U انفجار ضربهای
impact exitation U تحریک ضربهای
sambon kumite U مبارزه سه ضربهای
shock wave U موج ضربهای
australian crawl U کرال دو ضربهای
pulsating load U بار ضربهای
impluse inertia U لختی ضربهای
impluse voltage U فشار ضربهای
impluse wave U موج ضربهای
impluse tachometer U تاکومتر ضربهای
impluse switch U تکمه ضربهای
mach wave U موج ضربهای
impluse switch U کلید ضربهای
implusing signal U سیگنال ضربهای
impluse sender U مولد ضربهای
implusive excitation U تحریک ضربهای
interrupts U سیگنالی که واحد پردازش مرکزی را از یک کار به کار دیگر با حق تقدم بیشتر می برد و به CPU اجازه میدهد دیرتر به کار اول برگردد
interrupting U سیگنالی که واحد پردازش مرکزی را از یک کار به کار دیگر با حق تقدم بیشتر می برد و به CPU اجازه میدهد دیرتر به کار اول برگردد
interrupt U سیگنالی که واحد پردازش مرکزی را از یک کار به کار دیگر با حق تقدم بیشتر می برد و به CPU اجازه میدهد دیرتر به کار اول برگردد
powering U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powers U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
powered U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power U که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
wavelet U موج ضربهای کوچک
impluse voltage generator U مولد فشار ضربهای
impluse voltage stress U تنش فشار ضربهای
jia ippon kumite U مبارزه ازاد تک ضربهای
impact crusher U سنگ شکن ضربهای
joint U مفصل اتصال ضربهای
pulsed resistance welding U جوشکاری مقاومتی ضربهای
daisy wheel printer U چاپگر اصلی ضربهای
detached shock wave U موج ضربهای منفصل
jar ramming method U روش ضربهای قالبریزی
impact transducer U مبدل فرایندهای ضربهای
pusher type furnace U کوره نوع ضربهای
normal shock wave U موج ضربهای عمود
oblique shock wave U موج ضربهای مایل
mach line U موج ضربهای ضعیف
impluse protective level U سطح فشار ضربهای
impluse current generator U مولد جریان ضربهای
impluse sound level U سطح صوت ضربهای
impluse voltage cascade U ابشار فشار ضربهای
percussion riveter U پرچ کننده ضربهای
impluse circuit U مدار جریان ضربهای
impluse breakdown voltage U فشار شکست ضربهای
impluse test U ازمایش فشار ضربهای
impluse voltage test U ازمایش فشار ضربهای
impluse turbine U توربین فشار ضربهای
tensile impact test U ازمایش کشش ضربهای
impluse voltage generation U تولید فشار ضربهای
impluse withstand voltage U فشار ضربهای ایستا
tricrotic U ضربان نبض بطورسه ضربهای
impluse high tension generator U مولد فشار قوی ضربهای
hig low jack U ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را جا می گذارد
instantaneous short circuit current U جریان اتصال کوتاه ضربهای
counted U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
counts U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
counting U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
count U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
impluse circuit U مدارایمپولز مدار فشار ضربهای
impluse voltage test technipue U روش ازمایش فشار ضربهای
impluse response U رفتار در مقابل فشار ضربهای
double pinochle U ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
lenght U ضربهای که توپ روی دیوارعقب میافتد
let U ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
sour apple U ضربهای که میلههای 5 و01 را باقی میگذارد
bedpost U ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را بجا می گذارد
big four U ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
lets U ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
letting U ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
lilies U ضربهای در بولینگ که شمارههای 5 و 7 و 01 راجا می گذارد
lily U ضربهای در بولینگ که شمارههای 5 و 7 و 01 راجا می گذارد
do split U ضربهای در بولینگ که میله جلو و 7 یا 01 را جا می گذارد
light hit U ضربهای در بولینگ که تمام میله ها را نمیاندازد
big ball U ضربهای در بولینگ که تمام میله ها را می اندازد
initial alternating short circuit curren U جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
half worcester U ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 9 یا 2 و 8 را جامی گذارد
forcing shot U ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
late cut U ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
lip U ضربهای که به لبه سوراخ گلف برسد و در ان نیفتد
keilo U ضربهای در کاراته بانوک انگشتان جمع شده
give a catch U زدن ضربهای که ممکن است بل گرفته شود
single U ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
lofts U ضربهای که گوی گلف را در مسیر منحنی بالامیبرد
leg glance U ضربهای که توپ را مستقیما"به پشت توپزن می فرستد
loft U ضربهای که گوی گلف را در مسیر منحنی بالامیبرد
impluse voltage testing plant U ازمایشگاه فشار ضربهای تاسیسات ازمایش فشارضربهای
jars U این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
jarred U این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
jar U این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
deflections U ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
deflection U ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
forces U ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forcing U ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
force U ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
sidehiller U ضربهای که گوی از شیب درچمن نرم سرازیر میشود
blocking U گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
maximum asymmetric three phase U current short-circuit جریان اتصال کوتاه ضربهای سه فازه
dragged U ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
drags U ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
drag U ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
draws U ضربهای که باعث برگشتن گوی بیلیاردپس از برخورد میشود حذف اسب از دور مسابقه کشیدن زه
draw U ضربهای که باعث برگشتن گوی بیلیاردپس از برخورد میشود حذف اسب از دور مسابقه کشیدن زه
enclosure wall U دیوار بر
face wall U دیوار بر
f. with the woll U دیوار
walls have ears U دیوار
walls U دیوار
wall U دیوار
bulkhead U دیوار
partitions U دیوار
curtains U دیوار
cope U سر دیوار
coping U سر دیوار
bulkheads U دیوار
fences U دیوار
wellhead U سر دیوار
wall-to-wall U از دیوار به دیوار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com