English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
general average statement U صورت یا اعلامیه خسارت کلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
conservation [darn] U مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
certificate of damage U تصدیق خسارت وارده بر کالای خسارت دیده یا تخلیه نشده که از طرف مقامات بندرصادر میشود
manifestoes U اعلامیه اعلامیه دادن
manifesto U اعلامیه اعلامیه دادن
manifestos U اعلامیه اعلامیه دادن
general average U خسارت دریایی عمومی خسارت کلی
inventory U از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
indemnities U تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnity U تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
punitive damages U خسارت ناشی از مجازات خسارت حاصله از اجرای مجازات
claim for indemnification U ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
communique U اعلامیه
notices U اعلامیه
acknowledgement U اعلامیه
noticed U اعلامیه
noticing U اعلامیه
statement U اعلامیه
acknowledgments U اعلامیه
statements U اعلامیه
assertion U اعلامیه
acknowledgements U اعلامیه
pronunciamento U اعلامیه
notice U اعلامیه
manifesto U اعلامیه
declaration U اعلامیه
declarations U اعلامیه
manifestoes U اعلامیه
manifestos U اعلامیه
acted U اعلامیه
advice U اعلامیه
act U اعلامیه
locals U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
pronouncements U اعلامیه رسمی
bill of rights U اعلامیه حقوق
debt advice U اعلامیه بدهکار
credit notes U اعلامیه بستانکاری
receipt statement U اعلامیه ورود
home use entry U اعلامیه مصرف
credit note U اعلامیه بستانکاری
declaration U اعلامیه دادخواست
manifesting U خبر اعلامیه
manifests U خبر اعلامیه
proclamation U بیانیه اعلامیه
plateform U اعلامیه حزبی
proclamations U بیانیه اعلامیه
manifested U خبر اعلامیه
pronouncement U اعلامیه رسمی
manifest U خبر اعلامیه
consignment note U اعلامیه حمل
statement U صورتحساب اعلامیه
notice to mariner U اعلامیه دریایی
declarations U اعلامیه اعلام
declarations U اعلامیه دادخواست
declaration U اعلامیه اعلام
communist manifesto U اعلامیه کمونیستی
delivery notice U اعلامیه تحویل
statements U صورتحساب اعلامیه
credit advice U اعلامیه بستانکار
propagation U پخش امواج یا اعلامیه
placards U اعلامیه رسمی اعلان
home use entry U اعلامیه مصرف شخصی
declaration of the rights of man U اعلامیه حقوق بشر
deposit slip U اعلامیه پرداخت سپرده
placard U اعلامیه رسمی اعلان
bill of human rights U اعلامیه حقوق بشر
proclamation U اعلامیه پخش کردن
clearing outwards U اعلامیه خروج کشتی
proclamations U اعلامیه پخش کردن
plateform U اعلامیه سیاست دولت
plastic bubble keyboard U صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packets U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packet U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
leafleting U اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
universal declaration of human rights U اعلامیه جهانی حقوق بشر
leaflet U اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
clearance inwards U اعلامیه ورود کشتی به گمرک
leaflets U اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
leafleted U اعلامیه اوراق تبلیغاتی اعلان
international bill of the right of man U اعلامیه جهانی حقوق بشر
numeric U که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
bill of rights U اعلامیه ده مادهای حقوق اتباع امریکایی
notice U اعلامیه [روی تابلو یا ستون آگهی]
leaflet bomb U بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
barrage jamming U تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary U آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
reprise U خسارت
recompensed U خسارت
injury U خسارت
loss U خسارت
damage U خسارت
harm U خسارت
harms U خسارت
harming U خسارت
harmed U خسارت
depredations U خسارت
casualties U خسارت
casualty U خسارت
lesion U خسارت
lesions U خسارت
depredation U خسارت
averaged U خسارت
detriment U خسارت
scathe U خسارت
recompenses U خسارت
recompensing U خسارت
smart money U خسارت
averaging U خسارت
averages U خسارت
average U خسارت
recompense U خسارت
bill U اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bills U اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
compensations U جبران خسارت
solatium U جبران خسارت
civil injury U خسارت مدنی
compensation U جبران خسارت
general damage U خسارت عمومی
material damage U خسارت مادی
indemnification U تضمین خسارت
moral damage U خسارت معنوی
claim of compensation U ادعای خسارت
proceeding for damage U دعوی خسارت
recompense U رفع خسارت
consequential damages U خسارت غیرمستقیم
recompensed U رفع خسارت
recompenses U رفع خسارت
recompensing U رفع خسارت
certificate of damage U گواهی خسارت
particular average U خسارت جزئی
blemishing U خسارت واردکردن
blemishes U خسارت واردکردن
blemished U خسارت واردکردن
assumpsit U ادعای خسارت
g/a U خسارت عمومی
damage U خسارت غرامت
swooper U موجد خسارت
average adjustment U تصفیه خسارت
injury U اسیب خسارت
particular average U خسارت خاص
award of damages U جبران خسارت
backwardation U خسارت دیرکرد
partial loss U خسارت جزیی
general damage U خسارت کلی
redresses U جبران خسارت
tolling U تحمل خسارت
do damage U خسارت زدن
g/a U خسارت کلی
damaged U خسارت دیده
recuperation U جبران خسارت
toll U تحمل خسارت
tolls U تحمل خسارت
delayed payment penalty U خسارت تاخیرتادیه
actual damage U خسارت واقعی
total loss U خسارت کلی
redress U جبران خسارت
redressed U جبران خسارت
special damage U خسارت مخصوص
to recover damages U خسارت گرفتن
averages U خسارت بحری
willful misconduct U خسارت عمدی
water damage U خسارت اب دیدگی
wreck U خسارت وارداوردن
costs U خسارت دادرسی
consequential damages U خسارت تبعی
wrecks U خسارت وارداوردن
lesions U جراحت خسارت
fractional damage U خسارت جزئی
average U خسارت بحری
wrecking U خسارت وارداوردن
constructive total loss U خسارت کلی
averaging U خسارت بحری
effective damage U خسارت موثر
lesion U جراحت خسارت
averaged U خسارت بحری
sea water damage U خسارت اب دریا
damnify U خسارت زدن
loss U خسارت گمراهی
recuperation U رفع خسارت
liquidated damages U خسارت نقدی
rom U دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern U صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions U استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
to redress danger U جبران خسارت کردن
remedy U وسائل جبران خسارت
injured parties U طرف خسارت دیده
injured party U طرف خسارت دیده
remedies U وسائل جبران خسارت
demurrage U خسارت بیکار ماندگی
suing U ادعای خسارت کردن
to bear a loss U خسارت دیدن یاکشیدن
sues U ادعای خسارت کردن
sued U ادعای خسارت کردن
consequential damage U خسارت غیر مستقیم
free of all average U معاف از هرگونه خسارت
liability for damages U مسئولیت در برابر خسارت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com