Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
provisional statement
U
صورت وضعیت موقت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
transparent
U
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
transparently
U
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد
secondary
U
وضعیت موقت ایستگاه دریافت داده
station
U
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
stations
U
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
stationed
U
وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
statement
U
صورت وضعیت
statements
U
صورت وضعیت
balance
U
موازنه صورت وضعیت
credit note
U
صورت وضعیت اعتباری
credit notes
U
صورت وضعیت اعتباری
monthly statement
U
صورت وضعیت ماهیانه
balances
U
موازنه صورت وضعیت
financial statement
U
صورت وضعیت مالی
summary of monthly statement
U
خلاصه صورت وضعیت ماهیانه
primary
U
وضعیت این ایستگاه موقت است و از یک ایستگاه به دیگری ارسال میکند
fall back
U
دستورات و توابع دادههای موقت مخصوص که در صورت خطا یا خرابی استفاده میشود
indicator
U
چیزی که وضعیت فرآیند را نشان دهد. معمولا با صورت یا نور
switches
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switch
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switched
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
control rocket
U
راکت کوچکی که در صورت لزوم روشن شده و وضعیت یا سرعت فضاپیما را تصحیح میکند
cellars
U
محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد
cellar
U
محل ذخیره سازی موقت داده یا ثبات یا کارها که موضوعات برای درج و حذف به صورت Lifo عمل می کنند یعنی اولی که می آید آخر از همه سرویس می گیرد
suspension of arms
U
اعلام اتش بس موقت یا تعلیق موقت حالت جنگی
protempore
U
موقت شاغل مقامی بطور موقت
inventory
U
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
zero wait state
U
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
serviceability criteria
U
وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
inverse
U
تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن
hartley
U
بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل
active status
U
وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال
races
U
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
race
U
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
raced
U
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد.
holding area
U
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
statement of service
U
خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
simple network management protocol
U
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
flag
U
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
flying status
U
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
flags
U
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله
holding position
U
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
devices
U
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
device
U
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
holding anchorage
U
لنگر موقت در روی دریا یابندرگاه توقف موقت در روی دریا
local
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
readiness condition
U
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان
printers
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
U
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
defense readiness condition
U
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی
barrage jamming
U
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watt
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary
U
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
rom
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions
U
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern
U
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
provisional
U
موقت
pro tempore
U
موقت
pontoon bridge
U
پل موقت
temporary
U
موقت
intrim
U
موقت
adhoc
U
موقت
makeshift
U
موقت
pontoon
U
پل موقت
pontoons
U
پل موقت
interim
U
موقت
provisional
U
به طور موقت
brettys
U
سنگر موقت
bretisee
U
سنگر موقت
bretise
U
سنگر موقت
bretesse
U
سنگر موقت
bretex
U
سنگر موقت
bretess
U
سنگر موقت
temporalty
U
بطور موقت
temporary duty
U
شغل موقت
temporary duty
U
ماموریت موقت
interim plan
U
برنامههای موقت
x site
U
انبار موقت
blackouts
U
بیهوشی موقت
interim financing
U
پرداخت موقت
blackout
U
بیهوشی موقت
modus vivendi
U
توافق موقت
temporary hardness
U
سختی موقت
temporary gauge
U
اشل موقت
temporal life
U
زندگی موقت
suspensions
U
اخراج موقت
bridging leon
U
اعتبار موقت
armistices
U
صلح موقت
armistice
U
صلح موقت
provisional scrip
U
تصدیق موقت
interim certificates
U
گواهی موقت
debarkation hospital
U
بیمارستان موقت
short time duty
U
کار موقت
detention pending trial
U
حبس موقت
drop tank
U
تانک موقت
false work
U
حائل موقت
temporary storage
U
حافظه موقت
tentative
U
ازمایشی موقت
bridging leon
U
وام موقت
suspension
U
اخراج موقت
temporarily
U
بطور موقت
tabernacle
U
پرستشگاه موقت
suspension of arms
U
اتش بس موقت
lean-tos
U
پناهگاه موقت
charge d'affaires of the embassy
U
کاردار موقت
lean-to
U
پناهگاه موقت
coffer dam
U
سد انحرافی موقت
protem
U
موقتا موقت
dazzled
U
کوری موقت
stopgap
U
چاره موقت
dazzles
U
کوری موقت
timbering
U
چوبست موقت
dazzling
U
کوری موقت
the pro tem chief
U
رئیس موقت
dazzle
U
کوری موقت
temporary storage
U
انباره موقت
cofferdam
U
بند موقت
stopgaps
U
چاره موقت
temporary structures
U
ساختمانهای موقت
temporary wife
U
زوجه موقت
buffer
U
حافظه موقت
temporary works
U
کارهای موقت
term insurance
U
بیمه موقت
temporary road
U
راه موقت
ischemia
U
کم خونی موقت
kluged
U
ترسیم موقت
modulus vivendi
U
قار موقت
temporary marriage
U
ازدواج موقت
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
cover note
U
بیمه نامه موقت
convening authority
U
مقام صلاحیتدار موقت
shells
U
برنامه خروج موقت
shelling
U
برنامه خروج موقت
juryrig
U
برپا کردن موقت
shell
U
برنامه خروج موقت
provisional scrip
U
تصدیق موقت سهام
covering note
U
بیمه نامه موقت
air commodore
U
سرتیپ موقت هوایی
provisional assignee
U
مدیر تصفیه موقت
pontoons
U
پل موقت نظامی زدن
interim injunction
U
حکم توقیف موقت
provisional order
U
دستور موقت اداری
lapse
U
برگشت انحراف موقت
lapses
U
برگشت انحراف موقت
lapsing
U
برگشت انحراف موقت
drug holiday
U
ترک موقت دارو
convening authority
U
فرماندار موقت نظامی
shadow memory
U
حافظه ثانوی موقت
provisionally
U
بطور موقت عجالتا"
transient ischemia
U
کم خونی موضعی موقت
kludge
U
سخت افزار موقت
hard
U
خطای موقت در سیستم
hardest
U
خطای موقت در سیستم
provisorily
U
بطور شرطی یا موقت
locumtenens
U
کفیل جانشین موقت
pontoon
U
پل موقت نظامی زدن
harder
U
خطای موقت در سیستم
pontonier
U
مامور پل موقت سازی
beach dump
U
انبار موقت ساحلی
rendezvous area
U
منطقه تجمع موقت
acting sublieutenant
U
ناوبان دوم موقت
scrip
U
گواهی نامه موقت
alternate water terminal
U
بارانداز ابی موقت
pontoneer
U
مامور پل موقت سازی
parleys
U
مذاکره درباره صلح موقت
stopgaps
U
وسیله موقت دریچه انسداد
quia timet
U
قرار تامین دستور موقت
kludge
U
سیستم نرم افزار موقت
progress payments
U
پرداختهای موقت یا علی الحساب
truce
U
قرارداد متارکه موقت جنگ
time charter
U
کرایه کردن موقت کشتی
fifo
U
فضای ذخیره سازی موقت
stopgap
U
وسیله موقت دریچه انسداد
register
U
ذخیره موقت دستورات اجرایی
tenancies
U
مدت اجاره مالکیت موقت
truces
U
متارکه یا صلح یا اتش بس موقت
registering
U
ذخیره موقت دستورات اجرایی
registers
U
ذخیره موقت دستورات اجرایی
truces
U
قرارداد متارکه موقت جنگ
truce
U
متارکه یا صلح یا اتش بس موقت
tenancy
U
مدت اجاره مالکیت موقت
keyboard buffer
U
حافظه موقت صفحه کلید
parley
U
مذاکره درباره صلح موقت
parleyed
U
مذاکره درباره صلح موقت
juryrig
U
سوار کردن موقت وسایل
parleying
U
مذاکره درباره صلح موقت
clipboard
U
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
clipboards
U
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
print
U
توقف موقت چاپگر هنگام چاپ
transient
U
خطای موقت که درمدت زمانی رخ میدهد
dazzles
U
سوسو زدن کور کردن موقت
dazzled
U
سوسو زدن کور کردن موقت
transients
U
وسیلهای که ولتاژ موقت را تحمل میکند
dazzle
U
سوسو زدن کور کردن موقت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com