English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bill of quantities U صورت مقداری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
whisker U کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
default U مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulted U مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulting U مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaults U مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
Other Matches
quantity equation U معادله مقداری . منظورمعادله مقداری پول است که در حقیقت نشان دهنده انگیزه معاملاتی برای پول است
quantity equation of exchange U یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
inventory U از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
quantitative U مقداری
quantitatively U مقداری
qualitative U مقداری
some hot water U مقداری آب گرم
some cold water U مقداری آب سرد
some milk U مقداری شیر
quantitative analysis U تحلیل مقداری
single valued function U تابع یک مقداری
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
quantitative methods U روشهای مقداری
drop in the bucket <idiom> U مقداری جزئی
parameters U مقداری از یک مدار
parameter U مقداری از یک مدار
some crisps U مقداری چیپس
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
extensive property U خاصیت مقداری
volume discont U تخفیف مقداری
I'd like some ... من مقداری ... میخواهم.
value parameter U پارامتر مقداری
quantitative value U ارزش مقداری
I'd like some soup. من مقداری سوپ میخواهم.
Some sugar, please. لطفا مقداری شکر.
amounted U مقداری از داده یا کاغذ یا...
quantity theory of money U نظریه مقداری پول
applicative U صفت مقداری مانندsome یا every
size distribution of income U توزیع درامد مقداری
amounts U مقداری از داده یا کاغذ یا...
amount U مقداری از داده یا کاغذ یا...
amounting U مقداری از داده یا کاغذ یا...
local U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
quantity theory of money and prices U نظریه مقداری پول و قیمت
augmenter U مقداری که به دیگری اضافه میشود
printers U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
The welfare budget has been cut down. U از بودجه رفاهی مقداری زده اند
to have a limit [of up to something] U [تا] به حد [چیزی یا مقداری] اعتبار داشتن [اقتصاد]
to run to a quantity [to run into a sum] U بر مبلغی [مقداری] بالغ شدن [یا بودن]
handily U ذخیره کردن مقداری از انرژی از طرف اسب
transparency U مقداری از یک تصویر دیگر در زیر آن نشان میدهد
transparencies U مقداری از یک تصویر دیگر در زیر آن نشان میدهد
parameters U مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی
to have a maximum limit [of something] U [به] حداکثر [چیزی یا مقداری] اعتبار داشتن [اقتصاد]
lipoprotein U مواد پروتئینی که حاوی مقداری چربی باشند
May I have some ...? آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟
leakages U مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند
parameter U مقداری ارسالی به تابع یا برنامه هنگام فراخوانی
leakage U مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند
plastic bubble keyboard U صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
plough land U مقداری زمین که با هشت گاومیتوانستند در یک سال شخم بزنند
numeric U که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
drags U مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
dragged U مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
drag U مقداری که پاشنه ناو در اب فرو رفته باشدکشیدن روی زمین
soft valve U شیر ترمویونیکی که مقداری هوا به داخل ان نشت کرده است
oversale U پیش فروش چیزی به مقداری که بعدا` نتوان تحویل داد
bias U مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر
defaulted U مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
plene administrative preter U دفاعی مبنی بر این که مقداری از مال متوفی هنوز باقی است
defaulting U مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
default U مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaults U مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
biases U مقداری که بوسیله ان متوسط مجموعهای از مقادیر ازمقدار مرجع فاصله می گیردپیشقدر
water hole U سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
nuclide U انواع اتم هایی که حاوی پروتون و نوترون و مقداری نیرو میباشند
creditor's bill U رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
barrage jamming U تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary U آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
multipe expansion of credit U استنباط مضاعف اعتبارات حقی که خزانه داری کل درقبول چک امانتی به مقداری بیش از ذخیره و اعتبار خوددارد
rom U دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern U صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions U استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
earnest U مقداری از مبیع که پیش از قبض واقباض کل مبیع و ثمن به خریدار تسلیم میشود
dat U سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
basics U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation U صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming U روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
quantity theory of money U حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
continental shelf U مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
classical theory of money U نظریه پول کلاسیک ها نظریه مقداری پول
shaggy ugs U فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
figures U صورت
rolls U صورت
images U صورت
image U صورت
medals U صورت
medal U صورت
rolled U صورت
figure U صورت
figuring U صورت
freckle U لک صورت
versions U صورت
version U صورت
statement U صورت
formed U صورت
file U صورت
forms U صورت
mazard U صورت
form U صورت
providing U در صورت
effigies U صورت
physiognomy U صورت
physiognomies U صورت
effigy U صورت
phase U صورت
phased U صورت
phases U صورت
kalendar U صورت
listings U صورت
roll U صورت
statements U صورت
coat card U صورت
rosters U صورت
list U صورت
conformer U هم صورت
conformational isomers U هم صورت
shapes U صورت
circumstantially U در صورت
filed U صورت
shape U صورت
visage U رو صورت
visages U رو صورت
faces U صورت
facies U صورت
hues U صورت
slipped U صورت
slips U صورت
roster U صورت
invoice U صورت
hue U صورت
constellations U صورت
invoiced U صورت
slip U صورت
face U صورت
invoices U صورت
invoicing U صورت
constellation U صورت
listing U صورت
accomplishing U صورت گرفتن
matricula U صورت اعضا
rosters U صورت کار
accomplishes U صورت گرفتن
on the Q.T. <idiom> U به صورت سری
normal form U صورت عادی
serials U و به صورت سری
roster U صورت کار
nominal list U صورت اسامی
serial U و به صورت سری
nomenelature U صورت اسامی
rosters U صورت نگهبانی
in memory of <idiom> U به صورت رایگان
portraiture U نقاشی از صورت
a face-pack U ماسک صورت
roster U صورت نگهبانی
formalism U صورت گرایی
constellations U صورت فلکی
sales check U صورت فروش
bills of fare U صورت غذا
semblance U صورت فاهر
constellation U صورت فلکی
record U صورت مذاکرات
minutes U صورت جلسه
similitude U شباهت صورت
sick list U صورت بیماران
minute U صورت جلسه
schedules U صورت فهرست
long robe U صورت کشیده
list of promotiona U صورت ترفیعات
scheduled U صورت فهرست
schedule U صورت فهرست
sentential form U صورت جملهای
bill of fare U صورت غذا
burble U جوش صورت
reorganization U صورت جدید
white face U جانورسفید صورت
transfiguration U تبدیل صورت
outward show U صورت فاهر
to take an inventory of U صورت دارایی
BS U صورت فروش
face powder U پودر صورت
face powders U پودر صورت
faceless U بدون صورت
face cream U کرم صورت
normal form U صورت هنجار
isolate U به صورت الکتریکی
formation U صورت بندی
veiling U تور صورت
on foot U به صورت پیاده
unfigured U بی صورت ساده
outside appearance U صورت فاهر
numerator U صورت کسر
isolating U به صورت الکتریکی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com