English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bill of sale U صورت فروش
sales check U صورت فروش
BS U صورت فروش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
approval U نوعی فروش که در آن خریدار در صورت رضایت پور را می پردازد
proforma U صورت حساب فروش کالا
Other Matches
woollen draper U پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
inventory U از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
pearlies U جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
on licence U پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
wine seller U میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sales force U نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
hard sell U سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sale maximization U به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
optional claiming race U مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales U فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
local U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals U چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer U وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard U صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
furrier U خز فروش پوست فروش
furriers U خز فروش پوست فروش
packet U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets U روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric U که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
sales promotion U افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
barrage jamming U تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary U آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
oligopoly U انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
vendable U قابل فروش جنس قابل فروش
vendible U قابل فروش جنس قابل فروش
rom U دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern U صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions U استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dat U سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
basic U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics U بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation U صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming U روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
iceman U یخ فروش
vendition U فروش
turnover U کل فروش
retailer U تک فروش
sale U فروش
sales U فروش
selling U فروش
offtake U فروش
taverner U می فروش
turnover U فروش
sells U فروش
marketing U فروش
sell U فروش
charwoman U زغال فروش
charwomen U زغال فروش
mass market product U محصول پر فروش
retail dealer U خرده فروش
milk man U شیر فروش
mealman U ارد فروش
reseller U خرده فروش
ragman U کهنه فروش
wholesalers U عمده فروش
meatman U گوشت فروش
mercer U پارچه فروش
merchantable U قابل فروش
mealmen U ارد فروش
lumberman U الوار فروش
milkman U شیر فروش
greengrocer U میوه فروش
sale department U قسمت فروش
linen draper U کتان فروش
sale department U بخش فروش
sale commission U کارمزد فروش
greengrocer U سبزی فروش
vendibility U قابلیت فروش
salability U قابلیت فروش
milkmen U شیر فروش
lumberer U تیر فروش
lumberer U الوار فروش
retail dealer U جزئی فروش
lumberman U تیر فروش
marketable U قابل فروش
money off offer U فروش با تخفیف
retailers U خرده فروش
confectioner U شیرینی فروش
pieman U کلوچه فروش
confectioners U شیرینی فروش
fishmanger U ماهی فروش
perfumer U عطر فروش
peltmonger U پوست فروش
fishmonger U ماهی فروش
pedagogical U علم فروش
fishmongers U ماهی فروش
fripperer U کهنه فروش
oligopoly U انحصار فروش
news agent U روزنامه فروش
news vendor U روزنامه فروش
proforma U سیاهه فروش
dealing U خرید و فروش
wholesaler U عمده فروش
pride ful U جاه فروش
optician U دوربین فروش
oilman U روغن فروش
opticians U دوربین فروش
retailer U خرده فروش
sale U قابل فروش
marketing U بازاریابی و فروش
costermonger U میوه فروش
coster U سبزی فروش
outlets U محل فروش
cornfactor U غله فروش
corn d. U غله فروش
corn chandler U گندم فروش
contract of sales U قرارداد فروش
credit sale U فروش نسیه
credit sale U فروش قسطی
credit sale U فروش غیرنقدی
sale U بازار فروش
dead market U بازار کم فروش
corn chandler U غله فروش
d. in second hand goods U دست فروش
cutler U کارد فروش
crier U دست فروش
credit system U فروش اعتباری
outlets U بازار فروش
bucko U خود فروش
proceeds U حاصل فروش
buying and selling U خرید و فروش
chandler U شمع فروش
cattleman U گاو فروش
cash sale U فروش نقدی
cash on delivery U فروش نقدی
nundination U خرید و فروش
business U خرید یا فروش
bowyer U کمان فروش
cheese monger U پنیر فروش
cheesemonger U پنیر فروش
outlet U محل فروش
dealer U دست فروش
outlet U بازار فروش
dealers U دست فروش
booking clerk U بلیط فروش
clothier U لباس فروش
clothier U پوشاک فروش
cloth merchant U پارچه فروش
chemic U دارو فروش
businesses U خرید یا فروش
killcalf U گوشت فروش
whippersnappers U خود فروش
whippersnapper U خود فروش
dairymen U شیر فروش
drapers U ماهوت فروش
fruiterer U میوه فروش
forward sales U پیش فروش
drapers U پارچه فروش
forward sales U فروش سلف
haught U جاه فروش
herbist U گیاه فروش
herborist U گیاه فروش
jewellers U جواهر فروش
jeweler U گوهر فروش
jeweller U جواهر فروش
jewelers U جواهر فروش
iron monger U اهن فروش
hucksterer U خرده فروش
hosier U جوراب فروش
grocers U خواربار فروش
grocer U خواربار فروش
forward sale U پیش فروش
forced sale U فروش اجباری
dairymen U لبنیات فروش
duffre U دست فروش
drysalter U کالباس فروش
dairyman U لبنیات فروش
milliner U کلاه فروش
milliners U کلاه فروش
drover U گله فروش
dairyman U شیر فروش
direct selling U فروش مستقیم
pedlar U دست فروش
euphuist U فصاحت فروش
excise taxes U مالیات بر فروش
forced sale U فروش قانونی
fleshmonger U گوشت فروش
flesher U گوشت فروش
draper U ماهوت فروش
fish fag U زن ماهی فروش
draper U پارچه فروش
pedlars U دست فروش
fellmonger U پوستین فروش
fellmonger U پوست فروش
deed of sale U سند فروش
contract of sale U قرارداد فروش
antique dealer U عتیقه فروش
milkmaid U شیرو فروش زن
hucksters U دست فروش
sales U مربوط به فروش
selling U به فروش رفتن
sells U فروش ومعامله
sells U به فروش رفتن
foreclosure U فروش گرویی
huckster U دست فروش
sales and marketing [marketing] U فروش و بازاریابی
salespersons U متصدی فروش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com