Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
split screen
U
صفحه شکسته
split-screen
U
صفحه شکسته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
telescopic
U
دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
qwerty keyboard
U
ترتیب صفحه کلید که روی بسیاری از صفحه کلیدهای موجود در ماشین تحریر وکامپیوتر و کلمه پردازهااستاندارد میباشد صفحه کلید کورتی
penning
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
penned
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
pen
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
pens
U
نوعی کامپیوتر که از قلم بجای صفحه کلید برای ورودی استفاده میکند. کامپیوتر صفحه حساس دارد که با کمک نرم افزار تشخیص دست خط دستورات نوشته شده در صفحه با قلم تفسیر می شوند
clatters
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattering
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatter
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered
U
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
paper white monitor
U
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
scans
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scan
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
scanned
U
درون CRT یا صفحه نمایش . اشعه تصویر صفحه نمایش روی هرخط اسکن حرکت میکند تا تصویر را روی صفحه نمایش ایجاد کند
ksr
U
ترمینالی که صفحه کلید و صفحه نمایش دارد و به CPU متصل است
plasma display
U
صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
raster
U
گرافیکی که تصاویر آن روی خط وطی در صفحه نمایش یا صفحه ساخته می شوند
consol
U
دستگاه ناوبری رادیویی صفحه کلید دستگاههای ارتباطی صفحه رادار
auto
U
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد
autos
U
متنی که خودکار اطراف یک تصویر یا از یک صفحه به صفحه دیگر می چرخد
multiviewports
U
صفحه نمایشی که دو یاچندین صفحه قابل دید رانمایش میدهد
raster
U
یک حرکت افقی اشعه روی صفحه در مقابل صفحه CRT
conned
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
portrait
U
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است
cons
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
conning
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
con
U
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
tabling
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
tables
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
portraits
U
جهت صفحه یا یک ورق صفحه که بلندترین لبه عمودی است
tabled
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
table
U
لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
lead in page
U
صفحه ویدیویی که کاربر را به صفحه مورد نظر هدایت میکند
routing
U
صفحه ویدیو متنی که مسیر سایر صفحه ها را شرح میدهد
glare
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glared
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glares
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
flattest
U
صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد
flat
U
صفحه نمایشی که با یک صفحه مقابل مسط ح با لبههای مربعی ایجاد شده باشد
data tablet
U
یک وسیله ورودی دستی برای صفحه نمایش گرافیکی صفحه داده دهی
notebook computer
U
که به راحتی قابل حمل است ولی صفحه کلید و صفحه نمایش کوچک دارد
hyperlink
U
کلمه یا تصویر یا دگمهای در صفحه وب یا عنوان چند رسانهای که در صورت انتخاب کاربر را به صفحه دیگری می برد
refresh buffer
U
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
stations
U
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند
backlight
U
چراغ پشت صفحه کریستال مایع که شدت حروف صفحه را بهبود می بخشد وآنها را خوانا تر میکند
station
U
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند
stationed
U
میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند
devices
U
CON برای صفحه کلید و صفحه نمایش
device
U
CON برای صفحه کلید و صفحه نمایش
discs
U
صفحه کلاج صفحه دیسک تیغ اره
disc
U
صفحه کلاج صفحه دیسک تیغ اره
buttoning
U
شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد
button
U
شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد
cls
U
در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ
buttoned
U
شکل دایرهای که در صورت انتخاب از روی صفحه به وسیله صفحه کلید یا نمایشگر نمایش عمل خاصی را انجام میدهد
shaky
U
شکسته
in pieces
U
شکسته
shakiest
U
شکسته
shakier
U
شکسته
downhearted
U
دل شکسته
broken
U
شکسته
heart broken
U
دل شکسته
heartsick
U
دل شکسته
running hand
U
خط شکسته
fragmentary
U
شکسته
broken-hearted
<adj.>
U
دل شکسته
heartbroken
U
دل شکسته
disrupted
U
شکسته
zigzag
U
شکسته
wrecked
U
شکسته
zigzagged
U
شکسته
zigzagging
U
شکسته
fragmental
U
شکسته
fracted
U
شکسته
zigzags
U
شکسته
cursive
U
خط شکسته
pages
U
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات
paged
U
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات
implicit reference
U
مرجعی به شی که محل دقیق صفحه را نمیگوید ولی فرض میکند که شی روی صفحه جاری قرار دارد یا قابل دیدن است
page
U
عدد یکتا انتساب شده به هر صفحه در برنامه چند رسانهای برای استفاده در صفحه با کلمات کلیدی و انتقال بین صفحات
cauliflower ear
U
گوش شکسته
to run upon the rocks
U
شکسته شدن
fracture
U
سطح شکسته
distorts
U
شکسته شدن
castway
U
کشتی شکسته
red short
U
شکسته سرخ
cold short
U
شکسته سرد
crushed stone
U
سنگ شکسته
doddered
U
شکسته سست
broken stone
U
سنگ شکسته
shards
U
کوزه شکسته
sherd
U
کوزه شکسته
bone setter
U
شکسته بند
orthopaedics
U
شکسته بندی
bonesetter
U
شکسته بند
orthopedics
U
شکسته بندی
pointed bracket
U
پرانتز شکسته
bone setting
U
شکسته بندی
angle bracket
U
پرانتز شکسته
broken
<adj.>
U
شکسته
[دستگاهی]
chevron
U
پرانتز شکسته
osteopathist
U
شکسته بند
shard
U
کوزه شکسته
german giant swing
U
افتاب شکسته
punctures
U
شکسته شدن
puncturing
U
شکسته شدن
ballast
U
مصالح شکسته
deject
U
دل شکسته کردن
fyloft
U
صلیب شکسته
flinders
U
قطعات شکسته
modesty
U
شکسته نفسی
haken kreuz
U
صلیب شکسته
giant circle
U
افتاب شکسته
a broken arm
U
بازوی شکسته
shatter
U
قطعات شکسته
shatters
U
قطعات شکسته
framentary
U
شکسته ناقص
punctured
U
شکسته شدن
puncture
U
شکسته شدن
hot short
U
شکسته گرم
distort
U
شکسته شدن
raddled
U
شکسته شده
wrech
U
کشتی شکسته
fracturing
U
سطح شکسته
taxis
U
شکسته بندی
fractures
U
سطح شکسته
wrecked
U
کشتی شکسته
fractured
U
سطح شکسته
broken
U
شکسته شده
field
U
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fields
U
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fielded
U
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
humble
U
شکسته نفسی کردن
bowed down by grief
U
شکسته شده ازغم
broken english
U
انگلیسی دست و پا شکسته
jargon
U
سخن دست و پا شکسته
fragmentarily
U
بطور شکسته یا ناقص
broken hardening
U
سخت گردانی شکسته
splint
U
وسایل شکسته بندی
refracting
U
شکسته شدن نور
refracts
U
شکسته شدن نور
stone ballast
U
مصالح شکسته سنگی
brick ballast
U
مصالح شکسته اجری
cast away
U
کشتی شکسته مطرود
to humble oneself
U
شکسته نفسی کردن
humblest
U
شکسته نفسی کردن
pulled
U
شکسته شده افتاده
chippings
U
سنگ شکسته ریز
ballast
U
شن ریزی مصالح شکسته
zircon
U
سخن دست و پا شکسته
infirmly
U
بطور علیل یا شکسته
shipwreck
U
کشتی شکسته شدن
brokenly
U
بطور شکسته یا بریده
shipwrecks
U
کشتی شکسته شدن
refracted
U
شکسته شدن نور
splint
U
چوب شکسته بندی
agmatology
U
علم شکسته بندی
shipwrecked
U
کشتی شکسته شدن
potsherd
U
تکه سفال شکسته
refract
U
شکسته شدن نور
ansi
U
ترتیبی از حروف کنترلی صفحه نمایش ANSI که رنگها و خصوصیات متن را روی صفحه کنترل میکند این ترتیب با کلید ESC و شروع میشود
In my broken English .
U
با انگلیسی دست وپا شکسته ام
wrech
U
شکسته یا خراب شدن کشتی
The socket is broken.
پریز برق شکسته است.
to be humbled
U
احساس شکسته نفسی کردن
to feel humbled
U
احساس شکسته نفسی کردن
whitewater
U
قسمت اشفته موج شکسته
swastika
U
صلیب شکسته المان نازی
wrecked
U
باقی مانده ازکشتی شکسته
standard
U
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
pop up window
U
پنجرهای که در هر لحظه قابل نمایش روی صفحه است در بالای تمام چیزهایی که روی صفحه هستند
standards
U
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
zaps
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zap
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapping
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
zapped
U
حذف یک فایل یاپاک کردن ناگهانی یک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روی صفحه گسترده
VDUs
U
ترمینال صفحه نمایش و صفحه کلید که متن و گرافیک دیده می شوند و اطلاعات وارد می شوند
VDU
U
ترمینال صفحه نمایش و صفحه کلید که متن و گرافیک دیده می شوند و اطلاعات وارد می شوند
vdt
U
ترمینال صفحه نمایش و صفحه کلید که متن و گرافیک دیده می شوند و اطلاعات وارد می شوند
print
U
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
printed
U
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
prints
U
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
pincushion distortion
U
خطای صفحه نمایش که باعث خرابی تصویر نمایش داده شده میشود چون لبه ها به مرکز صفحه خم می شوند
LP
U
صفحه 33 دور صفحه دولانی
at
U
قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
membrane keyboard
U
صفحه کلیدی که از صفحه پلاستیکی نازک با کلیدهای روی آن تشکیل شده است . وقتی کاربر روی کلید پردازش میکند
enhanced
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhance
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhances
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhancing
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
plaster cast
U
گچ گیری اطراف عضو شکسته گچ گرفتن
A creaking gate hang long.
<proverb>
U
یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
To speake broken French.
U
فرانسه دست وپ؟ شکسته صحبت کردن
plaster of Paris
U
گچ ویژه شکسته بندی و قالب گیری
plaster casts
U
گچ گیری اطراف عضو شکسته گچ گرفتن
column
U
در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
columns
U
در نرم افزار پردازش کلمه میله وضعیت که در پایین صفحه است که بیان کننده موقعیت نشانه گر نسبت به ستون ها در صفحه است
arrow keys
U
مجموعهای از چهار کلید در صفحه کلید که نشانه گر را در صفحه به بالا و پایین و چپ و راست
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
least recently used algorithm
U
الگوریتمی که صفحه حافظه که پیش از همه دستیابی شده بود را پیدا میکند و پاک میکند تا فضا برای صفحه بعد ایجاد شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com