Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
page
U
صفحات را نمره گذاری کردن
paged
U
صفحات را نمره گذاری کردن
pages
U
صفحات را نمره گذاری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
mark
U
نمره گذاری کردن علامت
marks
U
نمره گذاری کردن علامت
grading
U
نمره گذاری
scoring
U
نمره گذاری
scoring key
کلید نمره گذاری
differential scoring
U
نمره گذاری افتراقی
subjective scoring
U
نمره گذاری ذهنی
configural scoring
U
نمره گذاری طرحی
otis quick scoring mental ability test
آزمون توانایی ذهنی اوتیس با نمره گذاری سریع
surf
U
جستجوی وب سایت با نگاه کردن به صفحات وب به صورت نا مرتب ولی حرکت ساده بین صفحات با استفاده از اتصالات
fuze
U
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
scores
U
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
scored
U
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
score
U
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
dialled
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dial
U
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
cleco fastener
U
وسیلهای مانند فنر برای محکم کردن صفحات فلزی به یکدیگر تا اتمام مراحل پرچکاری
keels
U
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keel
U
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
fuzing
U
چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
stripping
U
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن
pools
U
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled
U
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool
U
ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
loads
U
پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
load
U
پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
synthesising
U
هم گذاری کردن
synthesizes
U
هم گذاری کردن
synthesizing
U
هم گذاری کردن
synthesises
U
هم گذاری کردن
synthesised
U
هم گذاری کردن
synthesize
U
هم گذاری کردن
synthesized
U
هم گذاری کردن
funded
U
سرمایه گذاری کردن
deposits
U
سرمایه گذاری کردن
fund
U
سرمایه گذاری کردن
loads
U
خرج گذاری کردن
paragraph
U
فاصله گذاری کردن
punctuating
U
نقطه گذاری کردن
loads
U
ذخیره گذاری کردن
paragraphs
U
فاصله گذاری کردن
primming
U
چاشنی گذاری کردن
invested
U
سرمایه گذاری کردن
cost
U
قیمت گذاری کردن
investing
U
سرمایه گذاری کردن
invests
U
سرمایه گذاری کردن
point
U
نقطه گذاری کردن
invest
U
سرمایه گذاری کردن
tracklaying
U
شنی گذاری کردن
mining
U
مین گذاری کردن
deposit
U
سرمایه گذاری کردن
punctuate
U
نقطه گذاری کردن
christens
U
نام گذاری کردن
punctuated
U
نقطه گذاری کردن
christened
U
نام گذاری کردن
mark
U
علامت گذاری کردن
to sow mines
U
مین گذاری کردن
load
U
خرج گذاری کردن
load
U
ذخیره گذاری کردن
marks
U
علامت گذاری کردن
to lay the track
U
ریل گذاری کردن
punctuates
U
نقطه گذاری کردن
christen
U
نام گذاری کردن
paginate
U
صفحه گذاری کردن
charges
U
خرج گذاری کردن شارژ کردن
charge
U
خرج گذاری کردن شارژ کردن
residential investments
U
سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
recapitalize
U
سرمایه گذاری مجدد کردن
color codig
U
علامت گذاری کردن مهمات
wattle
U
نرده گذاری کردن بستن
crown
U
تاج گذاری کردن پوشاندن
overcapitalize
U
بیش از حد سرمایه گذاری کردن
crowns
U
تاج گذاری کردن پوشاندن
point
U
نقطه گذاری کردن ممیز
loading
U
خرج گذاری کردن سلاح
punctuates
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuate
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
punctuated
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
to lodge a complaint
U
عرضحال گله گذاری تسلیم کردن
punctuating
U
نشان گذاری کردن نقطه دار
discrete
U
الگوریتم کد گذاری و فشرده کردن تصاویر
acceleration principle
U
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
milestone
U
بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
milestones
U
بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
To put money into somethings.
U
درکاری پول ریختن (سرمایه گذاری کردن )
punctuation marks
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark
U
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
desired investment
U
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
overcapitalization
U
سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
perforated cover plates
U
صفحات سوراخدار
perforated cover plates
U
صفحات مشبک
brackets
U
صفحات لچکی
odd pages
U
صفحات فرد
pp
U
مخفف صفحات
facing pages
U
صفحات روبرو
numeral
U
نمره
score
U
نمره
scored
U
نمره
t score
U
نمره T
scores
U
نمره
numerals
U
نمره
mark
U
نمره
thread fineness
U
نمره نخ
yarn count
U
نمره نخ
grades
U
نمره
marks
U
نمره
grade
U
نمره
group of battery plates
U
دسته صفحات باتری
form
U
صفحهای از صفحات کامپیوتری
forms
U
صفحهای از صفحات کامپیوتری
x plates
U
صفحات انحراف افقی
discophile
U
علاقمند به صفحات گرامافون
pagination
U
ترتیب صفحات در کتاب
formed
U
صفحهای از صفحات کامپیوتری
cooperative scorer
U
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
tick mark
U
علامت گذاری در طول یک ترازو برای معین کردن مقادیر
misprision
U
گناه فرو گذاری از فاش کردن تبه کاری دیگران
standard score
U
نمره معیار
grades
U
نمره دادن
lie score
U
نمره دروغگویی
real score
U
نمره واقعی
percentile score
U
نمره صدکی
graded
U
نمره دار
ipsative score
U
نمره نسبی
raw score
U
نمره خام
scored
U
نمره اوردن
numbering
U
نمره زنی
number
U
نمره شمردن
scores
U
نمره اوردن
unweighted score
U
نمره غیروزنی
score
U
نمره اوردن
scored
U
چوب خط نمره
test score
U
نمره ازمون
stanine score
U
نمره نه بخشی
scores
U
چوب خط نمره
total score
U
نمره کامل
test value
U
نمره ازمون
main score
U
نمره اصلی
number
U
نمره دادن به
weighted score
U
نمره وزنی
numbers
U
نمره دادن به
grade
U
نمره دادن
score
U
چوب خط نمره
sigma score
U
نمره معیار
time score
U
نمره زمانی
numbers
U
نمره شمردن
true score
U
نمره حقیقی
evaluation score
U
نمره ازمایش
gross score
U
نمره خام
additional score
U
نمره اضافی
graphic score
U
نمره نگارهای
grader
U
نمره گذار
error score
U
نمره خطا
grade score
U
نمره کلاسی
deviation score
U
نمره انحراف
conduct grade
U
نمره انضباط
evaluation score
U
نمره ارزیابی
gain score
U
نمره افزوده
accuracy score
U
نمره دقت
composite score
U
نمره مرکب
derived score
U
نمره اشتقاقی
forming of battery plates
U
اماده سازی صفحات باتری
tace
U
صفحات فلزی زره زیرکمر
column bases plates
U
صفحات تقسیم فشارپای ستونها
one time pad
U
صفحات کلید رمز یک رویه
repagination
U
عمل تغییر طول صفحات
tasse
U
صفحات فلزی زره زیرکمر
to space out letters
[text]
U
فاصله گذاری
[بین حروف را بیشتر کردن]
[رایانه شناسی ]
[چاپ]
standardized score
U
نمره بهنجار شده
observed score
U
نمره مشاهده شده
The car had no licence ( number ) plate .
U
اتوموبیل بی نمره بود
transmuted score
U
نمره تبدیل شده
point
U
نمره درس پوان
corrected score
U
نمره اصلاح شده
normalized score
U
نمره هنجار شده
conspect reliability
U
پایایی نمره گذاران
unintended investment
U
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
magazine
U
تعداد صفحات در سیستم ویدیویی متنی
magazines
U
تعداد صفحات در سیستم ویدیویی متنی
tetragraph
U
کلمه رمز چهار حرفی برای اسم گذاری و مشخص کردن وسایل
predicted score
U
نمره پیش بینی شده
telephone dial
U
صفحه نمره گیر تلفن
plate proof
U
نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده
microgroove
U
سه شاخه قابل تعویض میان صفحات گرامافون
angle og sideship
U
زاویه بین صفحات تقارن وجهت حرکت
pages
U
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
stacks
U
ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی
stacked
U
ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی
paged
U
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
x plate
U
صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
stack
U
ذخیره موقت صفحات در سیستم حافظه مجازی
destinations
U
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
destination
U
صفحه مقصد در مجموعهای صفحات متصل بهم
interleave
U
برگ سفید لای صفحات کتابی گذاشتن
page
U
تعداد صفحات که چاپگر در یک دقیقه چاپ میکند
annual average score
U
میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
I give you full marks for that .
U
نمره ات بیست است ! ( آفرین و مرحبا )
The police officer took down the car number .
U
افسر پلیس نمره اتوموبیل را برداشت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com