English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
cranial index U صد برابر نسبت بین طول جمجمه وارتفاع ان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rescous U مقاومت در برابر قانون تمرد نسبت به مامورین دولت
vertical control operator U متصدی اندازه گیری تراز وارتفاع
histogram U نمایش طرز انتشار وفواصل وارتفاع سلول ها از هم
howitzer U توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
field events U مسابقه پرشهای طول وارتفاع و بانیزه مسابقههای پرتاب وزنه و دیسک و چکش
field event U مسابقه پرشهای طول وارتفاع و بانیزه مسابقههای پرتاب وزنه و دیسک و چکش
cobb doglas production function U ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
leverage U نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
lift fan U توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
ohm's law U جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
liftjet U توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
double U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
vertical control U کنترل ارتفاع نقاط اندازه گیری تراز وارتفاع نقاط
densities U سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density U سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
craniums U جمجمه
cranium U جمجمه
scalps U جمجمه
scalp U جمجمه
crania U جمجمه
acranial U بی جمجمه
brainpan U جمجمه
skulls U جمجمه
skull U جمجمه
attributable U قابل نسبت دادن نسبت دادنی
prorata U برحسب نسبت معین بهمان نسبت
isodomun U [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon U [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
phrenology U جمجمه خوانی
craniology U جمجمه شناسی
skull U جمجمه فرق سر
death's head U جمجمه مرده
phrenologist U جمجمه شناس
cranioscopy U جمجمه نگاری
pan- U کفه جمجمه
craniometer U جمجمه پیما
phrenologist U جمجمه خوان
craniometry U جمجمه سنجی
pan U کفه جمجمه
pans U کفه جمجمه
craniologist U جمجمه شناس
cranial index U شاخص جمجمه
cranial capacity U گنجایش جمجمه
skull and crossbones U جمجمه و دو استخوان
skulls U جمجمه فرق سر
sconce U جمجمه استعداد
cranial nerve U عصب جمجمه
craniate U جمجمه دار
phrenology U جمجمه شناسی روانی
pericranium U قسمت خارجی جمجمه
microcephalia U سر کوچکی جمجمه کوچک
phrenological U وابسته به جمجمه خوانی
osteocranium U قسمت استخوانی جمجمه
endocrane U سطح درونی جمجمه
phrenology U علم براهین جمجمه
craniological U وابسته به جمجمه شناسی
sagittal U وابسته به درز سهمی جمجمه
cumuli U ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
cumulus U ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
nationallism U مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
sensitive to corrosion U حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
triplicate U سه برابر سه برابر کردن
without recourse U عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
crossbones U تصویر دو استخوان متقاطع درزیر جمجمه که نشان پرچم دزدان دریایی است
pithecanthropus U انسان اولیه میمون نمای دورهء پلیوسن که جمجمه اش در جاوه کشف شده
splash proof enclosure U حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
phrenologically U ازروی علم براهین جمجمه موافق قواعد این علم
breasts U برابر
breast U برابر
tripling U سه برابر
opposite U برابر
level with each other U برابر
triples U سه برابر
tripled U سه برابر
triple U سه برابر
for U در برابر
squaring U برابر
paripassu U برابر
ninefold U نه برابر
equalled U برابر
equals U برابر
equaling U برابر
equalling U برابر
equaled U برابر
square U برابر
equal U برابر
squared U برابر
opposites U برابر
one fold U یک برابر
one hundred times as many U صد برابر
squares U برابر
abreast U برابر
doubled up U دو برابر
he is twice the man he was U دو برابر
sixfold U شش برابر
doubled U دو برابر
homological U برابر
identical U برابر
tantamount U برابر
sextuple U شش برابر
versus U در برابر
bracketed U برابر
eq U برابر با
vs U در برابر
euqal U برابر
equipollent U برابر
two fold U دو برابر
three fold U سه برابر
even <adj.> U برابر
symmetric U برابر
tenfold U ده برابر
decuple U ده برابر
double U دو برابر
as much a U دو برابر
threefold U سه برابر
equaled U برابر مساوی
counterbalances U نیروی برابر
doubled U دو برابر بزرگتر
counterbalanced U نیروی برابر
doubled up U دو برابر کردن
double U اندازه دو برابر
doubled up U : دو برابر دوتا
counterbalance U نیروی برابر
peering U برابر بودن با
equivalents U برابر مشابه
senary U شش برابر ششگانه
equalization U برابر کردن
double U دو برابر بزرگتر
doubled U : دو برابر دوتا
double U : دو برابر دوتا
millionfold U یک میلون برابر
money worth U برابر پول
septuple U هفت برابر
doubled U دو برابر کردن
double U دو برابر کردن
nip and tuck U تقریبا برابر
peer U برابر بودن با
peered U برابر بودن با
doubled U اندازه دو برابر
equivalent U برابر مشابه
equal U برابر مساوی
equaling U برابر مساوی
antithesis U برابر نهاده
quintuple U پنج برابر
quadraple U چهار برابر
triply U بطور سه برابر
triple precision U دقت سه برابر
triplex U سه برابر کردن
octuple U هشت برابر
against payment U در برابر پول
parallelize U برابر کردن
triple precision U با دقت سه برابر
trebly U بطور سه برابر
treble our casualties U سه برابر تلفات ما
peer to each other U برابر با یکدیگر
anti thesis U برابر نهاد
equals U برابر مساوی
antitheses U برابر نهاده
doubled up U دو برابر بزرگتر
equalled U برابر مساوی
doubled up U اندازه دو برابر
sevenfold U هفت برابر
manifold U چند برابر
equalling U برابر مساوی
identical U کاملا" برابر
levels U سطح برابر
levelled U سطح برابر
leveled U سطح برابر
level U سطح برابر
sextuple U شش برابر کردن
mustn't U برابر است با not must
fair play U شرایط برابر
reduplicate U دو برابر کردن
prallelize U برابر کردن
equalizers U برابر کننده
equalizer U برابر کننده
multiple U چند برابر
counterweight U وزنه برابر
counterweights U وزنه برابر
equilateral U دو پهلو برابر
level out U برابر کردن
equality gate U برابر سازی
leveler U برابر کننده
leveller U برابر کننده
equalze U برابر کننده
lifelong U برابر یک عمر
under the same conditions U شرایطی برابر
parallels U برابر خط موازی
dead even U دقیقا برابر
parallel U برابر خط موازی
doubler U دو برابر کننده
paralleled U برابر خط موازی
paralleling U برابر خط موازی
plains U صاف برابر
plainest U صاف برابر
parallelled U برابر خط موازی
plainer U صاف برابر
plain U صاف برابر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com