Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
issue a guarantee
U
صدور ضمانتنامه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
export licence
U
جواز صدور مجوز صدور
surety bond
U
ضمانتنامه
bill of guarantee
U
ضمانتنامه
return of a guarantee
U
عودت ضمانتنامه
return of guarantee
U
عودت ضمانتنامه
bid holder
U
دارنده ضمانتنامه
bid bond
U
ضمانتنامه مناقصه
contract guarantee
U
ضمانتنامه قرارداد
claim under a guarantee
U
مطالبه تحت ضمانتنامه
claim guarantee form
U
مطالبه پرداخت ضمانتنامه
contract bonds and guarantees
U
ضمانتنامه ها و تضمیننامههای قرارداد
earnest money
U
ضمانتنامه شرکت در مناقصه
bid guarantee
U
ضمانتنامه شرکت در مناقصه
payment under a guarantee
U
پرداخت تحت ضمانتنامه
performance bonds
U
ضمانتنامه انجام کار
bid bond
U
ضمانتنامه شرکت در مناقصه
bail credit
U
اعتبار تحت ضمانتنامه
bid bond
U
ضمانتنامه شرکت در مناقصه یا مزایده
tender bond
U
ضمانتنامه شرکت در مناقصه یا مزایده
average bond
U
ضمانتنامه پرداخت خسارت دریائی
emanation
U
صدور
export
[to]
U
صدور
[به]
issuance credit
U
صدور
issuance
U
صدور
exportation
U
صدور
emissions
U
صدور
issuing
U
صدور
emission
U
صدور
export
U
صدور
exported
U
صدور
exporting
U
صدور
emission
U
صدور خروج
primary emission
U
صدور اولیه
specific emission
U
ضریب صدور
emission
U
صدور الکترون
issue note
U
برگه صدور
emissions
U
صدور خروج
emissions
U
صدور الکترون
secondary emission
U
صدور ثانوی
releases
U
اجازه صدور
release
U
اجازه صدور
released
U
اجازه صدور
thermionic emission
U
صدور گرمیونایی
export licence
U
پروانه صدور
exportable
U
قابل صدور
emission characteristic
U
مشخصه صدور
prescriptions
U
صدور فرمان
issued
U
صدور مطلب
prescription
U
صدور فرمان
electron emission
U
صدور الکترون
date in issuing
U
تاریخ صدور
issues
U
صدور مطلب
data export
U
صدور داده
date of issuance
U
تاریخ صدور
emissive power
U
قدرت صدور
issue
U
صدور مطلب
field emission
U
صدور میدانی
billing
U
صدور صورتحساب
export bounty
U
جایزه صدور
to request issuance
U
تقاضای صدور کردن
the export of ... is granted the premium.
U
صدور ... جایزه دارد.
issues
U
انتشار دادن صدور
prohibition
U
صدور حکم منع
issued
U
انتشار دادن صدور
photo emission effect
U
صدور نور- برقی
photo electric emission
U
صدور نور- برقی
bond issue
U
صدور اوراق قرضه
perfecting bail
U
صدور قرارقبولی کفالت
issue
U
انتشار دادن صدور
secondary emission characteristic
U
مشخصه صدور ثانوی
secondary emission ratio
U
شدت صدور ثانوی
issue
[of something]
[ID card or check]
U
صدور
[چیزی]
[کارت شناسایی]
[چک]
prejudication
U
صدور رای پیش از رسیدگی
issuable
U
قابل صدور انتشار دادنی
stare decisis
U
قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
court of record
U
در CL فقط اینگونه محاکم حق صدور حکم جریمه و زندان را دارند
indicts
U
تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicting
U
تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicted
U
تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
prohibitive tax
U
مالیات گزافی که صدور یاورود کالا را غیر ممکن می سازد
indict
U
تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
procedendo
U
حکم پادشاه در مورد تسریع دادرسی به قاضی یی که صدور رای را به تاخیرانداخته است
surrogates
U
نماینده نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسنادازدواج است
surrogate
U
نماینده نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسنادازدواج است
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
dumping
U
صدور کالا به کشوردیگر و فروش ان به بهای کمتر از بهای عادی به منظور فلج ساختن صنایع داخلی ان کشور
antedated cheque
U
چک به تاریخ مقدم بر تاریخ واقعی صدور
arrest
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrested
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrests
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
quando acciderint
U
وقتی مدیرترکه در مقابل غرماء متوفی به دفاع در دست نبودن مالی از متوفی متوسل میشودمحکمه با صدور حکمی باعنوان بالا مقرر می دارد که هر گاه مالی از متوفی بدست اید باید به غرماء داده شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com