Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
primary vowel sounds
U
صداهای اصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
phonemes
U
صداهای ساده
pure tones
U
صداهای خالص
polyphony
U
صداهای متعدد وگوناگون
charivari
U
صداهای ناجوردرهم برهم هیاهو
in peal
U
دارای صداهای موزون یامنظم
phonendoscope
U
اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
cluttered
U
صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
clutters
U
صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
clutter
U
صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
auscultator
U
گوش کننده صداهای درونی بدن
twittered
U
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering
U
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitters
U
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitter
U
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
VL bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
monochord
U
الت یک سیمه که برای نمایش نسبت میان صداهای موسیقی بکار میرود
squelch circuit
U
یک نوع مدار رادیویی است که وفیفه ان کم کردن صداهای اضافی متن پیامها و یا ازبین بردن خرخر صدای رادیواست
yowling
U
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls
U
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowl
U
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled
U
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
mastered
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
U
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
U
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board
U
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
initial reserves
U
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
staple
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapling
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer
U
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
prototypic
U
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
main guard
U
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypal
U
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generations
U
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generation
U
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
mainstays
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
U
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file
U
فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit
U
یکای اصلی واحد اصلی
base camp
U
پایگاه اصلی کمپ اصلی
base unit
U
یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots
U
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
mattered
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
U
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
U
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP
U
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
pilot tunnel
U
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
authentic document
U
اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
bodies
U
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
body
U
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
source
U
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standbys
U
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby
U
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check
U
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass
U
قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output
U
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
majored
U
اصلی
majoring
U
اصلی
masters
U
اصلی
isogeny
U
هم اصلی
line link
U
خط اصلی
major
U
اصلی
elementarily
U
اصلی
ingrown
U
اصلی
head
U
اصلی
immanent
U
اصلی
organic
U
اصلی
genuine
U
اصلی
main deck
U
پل اصلی
main door
U
در اصلی
fundametal
U
اصلی
firsthand
U
اصلی
parent
U
اصلی
inherent
U
اصلی
cardinal
U
اصلی
arches
U
اصلی
cardinals
U
اصلی
arch-
U
اصلی
arch
U
اصلی
main attack
U
تک اصلی
main
<adj.>
U
اصلی
initialling
U
اصلی
initials
U
اصلی
primitive
U
اصلی
primal
U
اصلی
functional
U
اصلی
elementary
U
اصلی
normative
U
اصلی
fundamental
U
اصلی
elemental
U
اصلی
essential
U
اصلی
principals
U
اصلی
trunk
U
خط اصلی
trunks
U
خط اصلی
initial
U
اصلی
initialed
U
اصلی
initialing
U
اصلی
initialled
U
اصلی
main
U
خط اصلی
texts
U
اصلی
text
U
اصلی
main line
U
خط اصلی
master
U
اصلی
main lines
U
خط اصلی
principal
U
اصلی
primarily
U
اصلی
aboriginal
U
اصلی
aboriginals
U
اصلی
germinal
U
اصلی
primary
U
اصلی
mastered
U
اصلی
essentials
U
اصلی
intrinsic
U
اصلی
primordial
U
اصلی
first-hand
U
اصلی
quintessential
U
اصلی
seminal
U
اصلی
principle
U
اصلی
radical
U
اصلی
mainline
U
خط اصلی
basics
U
اصلی
originals
U
اصلی
mainline
U
اصلی
mainlining
U
اصلی
original
U
اصلی
mainlining
U
خط اصلی
mainlines
U
اصلی
mainlines
U
خط اصلی
mainlined
U
اصلی
basic
U
اصلی
primes
U
اصلی
essential
<adj.>
U
اصلی
main stem
U
خط اصلی
prime
U
اصلی
major
<adj.>
U
اصلی
primed
U
اصلی
quintessential
<adj.>
U
اصلی
substantive
[essential]
<adj.>
U
اصلی
rudimental
U
اصلی
vital
<adj.>
U
اصلی
native code
U
کد اصلی
radicals
U
اصلی
mainlined
U
خط اصلی
proto
U
اصلی
root segment
U
بخش اصلی
root name
U
نام اصلی
root directory
U
دایرکتوری اصلی
main line
U
نهر اصلی
inessentials
U
غیر اصلی
main lines
U
کانال اصلی
main lines
U
نهر اصلی
prime mover
U
محرک اصلی
main line
U
کانال اصلی
prime movers
U
محرک اصلی
proenomen
U
نام اصلی
principle point
U
مبداء اصلی
mainspring
U
انگیزه اصلی
mainspring
U
دلیل اصلی
habitats
U
جای اصلی
substance
U
ماده اصلی
substances
U
ماده اصلی
principal punishment
U
مجازات اصلی
primary
U
مقدماتی اصلی
principal planets
U
سیارات اصلی
principal in the first degree
U
مجرم اصلی
principal contractor
U
پیمانکار اصلی
principal clause
U
قضیه اصلی
principal cause
U
علت اصلی
principal axis
U
محور اصلی
primum mobile
U
محرک اصلی
habitat
U
جای اصلی
principal reason
U
علت اصلی
avenue
U
خیابان اصلی
avenues
U
خیابان اصلی
primary colours
U
رنگهای اصلی
meat
U
غذای اصلی
meats
U
غذای اصلی
main road
U
جاده اصلی
main road
U
راه اصلی
main roads
U
جاده اصلی
main roads
U
راه اصلی
principle axis
U
محور اصلی
headquarters
U
شعبه اصلی
principal stress
U
تنش اصلی
principal stress
U
خستگی اصلی
constituent
U
جزء اصلی
initialled
U
اصلی اغازی
initialled
U
پاراف اصلی
high-altar
U
محراب اصلی
crown cornice
U
کتیبه اصلی
crown cornice
U
قرنیز اصلی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com