English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bright finish U صافکاری براق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blinding U صافکاری
spreading U صافکاری
blindingly U صافکاری
smoothest U صافکاری کردن
smooths U صافکاری کردن
smoothen U صافکاری کردن
smoothed U صافکاری کردن
smooth U صافکاری کردن
blindage U صافکاری ساختمان
pallets U ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
pallet U ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
roughdry U بدون صافکاری و اتو کشی خشک کردن
splendid U براق
nitid U براق
mirror finish U براق
splendidly U براق
mercerized U براق
flossy U براق
glossy U براق
glazy U براق
glace U براق
ganoidean U براق
ganoidal U براق
sleekest U براق
sleeker U براق
sleek U براق
gloss U براق
bright U براق
brighter U براق
brightest U براق
shiny U براق
sheeny U براق
silken U براق
lucid U براق
relucent U براق
glazed brick U اجر براق
glitzy U براق و نورانی
lustring U پارچه براق
glitziest U براق و نورانی
glitzier U براق و نورانی
lutestring U پارچه براق
buffs U براق کردن
glitter U براق شدن
buff U براق کردن
glazes U براق کردن
glaze U براق کردن
polish U براق کردن
silvery U براق صاف
glitters U براق شدن
glittered U براق شدن
angora cat U گربهء براق
polishes U براق کردن
comprest tile U کاشی براق
ganoidal U دارای فلسهای براق
jet-black U سیاه براق و تیره
clear varnish coat U روکش لاکی براق
ganoidean U دارای فلسهای براق
lusterware U فروف سفالین براق
azulejo U [کاشی سفالی براق]
beady eyes U چشمان ریز براق
rhinestones U سنگ مصنوعی بیرنگ و براق
glossily U بطور براق و جلا داده
shines U براق کردن روشن شدن
shine U براق کردن روشن شدن
rhinestone U سنگ مصنوعی بیرنگ و براق
chatoyant U سنگ براق وصیقلی وموجدار
bright luster U صیقل کاری کاملا" براق
panne U پارچه فریفی شبیه مخمل براق
tags U جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
tag U جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
brushed U برس خورده به طوری که کرک یا خواب آن شق و براق باشد
wampumpeag U صدف براق وزیبایی که سرخ پوستان امریکایی بجای پول مصرف میکردند
wampum U صدف براق و زیبایی که سرخ پوستان امریکایی بجای پول مصرف میکردند
opalite U ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
english shepherd U سگ گلهء انگلیسی که دارای اندازهء متوسط وبرنگ سیاه براق ودارای خالهای قهوهای یاخرمایی است
straw yellow U رنگ زرد براق مایل به قرمز رنگ زرد کهربایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com