English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 115 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
practices U شیوه ها
procedures U شیوه ها
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
gait U شیوه راه رفتن
oratory U شیوه سخنرانی
practice U شیوه
flop U شیوه فاسبوری
flopped U شیوه فاسبوری
flopping U شیوه فاسبوری
flops U شیوه فاسبوری
approach U شیوه
approached U شیوه
approaches U شیوه
copier U مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
copiers U مقلد شیوه دیگران درخط وانشاء
pace U شیوه تندی
pace U شیوه گام برداشتن
paced U شیوه تندی
paced U شیوه گام برداشتن
paces U شیوه تندی
paces U شیوه گام برداشتن
modus vivendi U شیوه زیست
majority rule U شیوه رای گیری بر مبنای اکثریت ازاد
method U شیوه
method U ایین شیوه
methods U شیوه
methods U ایین شیوه
order U شیوه
norm U شیوه
norms U شیوه
modus operandi U شیوه کار
pen U شیوه نگارش
penned U شیوه نگارش
penning U شیوه نگارش
pens U شیوه نگارش
pattern U شیوه
patterns U شیوه
tactic U رزم شیوه
tactic U جنگ فنی وابسته به رزم شیوه
technique U شیوه
techniques U شیوه
idiosyncrasies U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
leverage U شیوه بکار بردن اهرم
mentalities U شیوه اندیشه
mentality U شیوه اندیشه
civics U شیوه کشورداری
procedure U روش شیوه
procedure U شیوه
idiosyncratic U وابسته به طرزفکر یا شیوه ویژه کسی
mode U شیوه
modes U شیوه
elocution U شیوه سخنوری
device U شیوه
devices U شیوه
process U شیوه
processes U شیوه
style U شیوه
styled U شیوه
styles U شیوه
styling U شیوه
do U شیوه
idiom U شیوه
idioms U شیوه
shaken U موافق شیوه
assets liabilities technique U شیوه محاسن- معایب
box and one U دفاع به شیوه چهار جا گیر ویک یار گیر
cloze technique U شیوه بندش
concertina fold U شیوه تا کردن کاغذ
critical incidents technique U شیوه رویدادهای شاخص
eastern cut off U شیوه قیچی پرش ارتفاع
eastern roll U شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
employment practice U شیوه استخدامی
endorcement procedure U شیوه اجرا
error choice technique U شیوه خطا گزینی
flamboyant gothic U شیوه گوتیک شعله اسا
flooding technique U شیوه غرقه سازی
habitude U شیوه
holtzman inkblot technique U شیوه لکههای هولتسمان
iconic mode U شیوه تصویرسازی حسی
impasto U شیوه رنگ زنی غلیظ
latinity U شیوه نوشتن یا سخن گفتن بزبان لاتینی
lever watch U شیوه بکار بردن
mannerist U کسیکه بیک جور انشا یا شیوه خو گرفته است
megapode U یکجور مرغ بزرگ پاکه شیوه اش ساختن پشههای خاک است
methode U شیوه
mode of production U شیوه تولید
mode of vibration U شیوه ارتعاش
vibrational mode U شیوه ارتعاش
modulus operadi U شیوه با طرز کار
object method of teaching U شیوه امزش بانشان دادن چیزهای موضوع درس یاتصویرانها
orientalize U شیوه یا ایین خاوریان راپیروی کردن
orientalizing style U شیوه خاورمابی
parataxic mode U شیوه ادراکی خود- محوری
point style U شیوه معماری که نشان برجسته ان طاقهای نوک تیزاست
pointillism U شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری
pop goes the weasel U یکجور رقص روستایی که شیوه ان اینست که رقصنده از زیر دست انهامی گذرد
preferred cognitive mode U شیوه شناختی مرجح
prestressing method U شیوه پیش تنیدگی
prototaxic mode U شیوه ادراکی ابتدایی
research method U شیوه پژوهش
scholasticism U شیوه تعلیم وفلسفه مذهبی قرون وسطی
severe style U شیوه جدی
Other Matches
Gigantic Order U [شیوه ستون سازی توسکاری همراه با شیوه غول ستونی] [معماری]
custom U شیوه
technic U صناعت شیوه
sound practices U شیوه های درست
modality U روند [پردازه] [شیوه] [روش]
arch order U [شیوه ی ستون بندی طاق]
Giant Order U شیوه غول ستونی [معماری]
virgilian U به شیوه virgil شاعر نامی روم
Religion was portrayed in a negative way. U دین به شیوه ای منفی توصیف شده بود.
The means of payment will appear unchanged. U شیوه های پرداخت تغییر نخواهند کرد.
to take action to prevent [stop] such practices U اقدام کردن برای اینکه از چنین شیوه هایی جلوگیری شود
Composite Order U [شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
oil on canvas [painting technique] U رنگ روغنی نقاشی روی کرباس [شیوه نقاشی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com