Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
break out
U
شیوع یافتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
spreads
U
شیوع
break out
U
شیوع
spread
U
شیوع
rampancy
U
شیوع
prevalence
U
شیوع
rifeness
U
شیوع
accession
U
شیوع
outbreak
U
فهور شیوع
burst
U
شیوع قطاری
diffusion effect
U
اثر شیوع
outbreaks
U
فهور شیوع
bursts
U
شیوع قطاری
out break of a disease
U
شیوع ناخوشی
incidence
U
شیوع مرض
prevalence
U
تفوق درجه شیوع
epizoology
U
علم مطالعه خواص وبوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizootology
U
علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
epizootiology
U
علم مطالعه خواص و بوم شناسی و علل شیوع امراض حیوانی
propagates
U
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagated
U
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagate
U
گشترش یافتن یا نشر یافتن
propagating
U
گشترش یافتن یا نشر یافتن
epiphytology
U
علمی که درباره خواص و بوم شناسی وعلل شیوع امراض گیاهی بحث میکند
trial and error
<idiom>
U
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
morbidity
U
شیوع مرض حالت مرض
detects
U
یافتن
detecting
U
یافتن
detect
U
یافتن
discovers
U
یافتن
detected
U
یافتن
finds
U
یافتن
find
U
یافتن
discovering
U
یافتن
discover
U
یافتن
discovered
U
یافتن
deploys
U
گسترش یافتن
dwindling
U
تدریجاکاهش یافتن
learns
U
اگاهی یافتن
deploying
U
گسترش یافتن
deploy
U
گسترش یافتن
to be transferred
U
انتقال یافتن
to be through
U
فراغت یافتن
terminates
U
خاتمه یافتن
accrue
U
افزایش یافتن
dwindles
U
تدریجاکاهش یافتن
dwindled
U
تدریجاکاهش یافتن
dwindle
U
تدریجاکاهش یافتن
relaxing
U
تخفیف یافتن
relaxes
U
تخفیف یافتن
relax
U
تخفیف یافتن
transcend
U
برتری یافتن
learn
U
اگاهی یافتن
wind up
U
پایان یافتن
recuperate
U
بهبودی یافتن
expands
U
بسط یافتن
expanding
U
بسط یافتن
expand
U
بسط یافتن
attains
U
دست یافتن
attaining
U
دست یافتن
attained
U
دست یافتن
attain
U
دست یافتن
to get off
U
رهایی یافتن از
taper off
U
کاهش یافتن
to a greatness
U
بزرگی یافتن
to be prolonged
U
امتداد یافتن
transcends
U
برتری یافتن
transcending
U
برتری یافتن
transcended
U
برتری یافتن
sublate
U
تغییرشکل یافتن
to come to know
U
اگاهی یافتن
ensured
U
اطمینان یافتن
ensures
U
اطمینان یافتن
ensuring
U
اطمینان یافتن
waned
U
کاهش یافتن
insures
U
اطمینان یافتن
insuring
U
اطمینان یافتن
to grow better
U
بهبودی یافتن
to get rid of
U
رهایی یافتن از
ensure
U
اطمینان یافتن
diminishes
U
تقلیل یافتن
waning
U
کاهش یافتن
to reach for knowledge
U
برای یافتن
to pull round
U
بهبودی یافتن
to look oneself again
U
بهبود یافتن
diminish
U
نقصان یافتن
wanes
U
کاهش یافتن
diminish
U
تقلیل یافتن
diminishes
U
نقصان یافتن
to get ones hand in
U
دست یافتن به
to take courage
U
خرات یافتن
to gain the upper hand
U
غلبه یافتن
terminate
U
خاتمه یافتن
to gain in nealth
U
بهبودی یافتن
to extricate oneself
U
رهایی یافتن
terminated
U
خاتمه یافتن
accrue
U
گسترش یافتن
to get fame
U
شهرت یافتن
accrues
U
افزایش یافتن
wane
U
کاهش یافتن
to undergo a change
U
تغییر یافتن
accruing
U
گسترش یافتن
accruing
U
افزایش یافتن
dominate
U
تفوق یافتن
dominated
U
تفوق یافتن
dominates
U
تفوق یافتن
accrues
U
گسترش یافتن
to quit oneself of
U
رهائی یافتن از
recuperated
U
بهبودی یافتن
diverge
U
انشعاب یافتن
hunt out
U
با جستجو یافتن
luxuriated
U
شکوه یافتن
hold out
U
بسط یافتن
luxuriates
U
شکوه یافتن
get out
U
رهایی یافتن
luxuriating
U
شکوه یافتن
achieve
U
دست یافتن
achieved
U
دست یافتن
achieves
U
دست یافتن
luxuriate
U
شکوه یافتن
immix
U
امیزش یافتن
diverged
U
انشعاب یافتن
diverges
U
انشعاب یافتن
pick up health
U
بهبود یافتن
look oneself again
U
بهبود یافتن
lay hands on something
U
چیزی را یافتن
keep one's head above water
U
رهایی یافتن
recover
U
بهبودی یافتن
recovering
U
بهبودی یافتن
recovers
U
بهبودی یافتن
achieving
U
دست یافتن
end
U
خاتمه یافتن
center
U
تمرکز یافتن
bunchout
U
برامدگی یافتن
scant
U
تخفیف یافتن
tensing
U
تشدید یافتن
outspread
U
گسترش یافتن
tense
U
تشدید یافتن
tensed
U
تشدید یافتن
tenser
U
تشدید یافتن
tenses
U
تشدید یافتن
shrinks
U
کاهش یافتن
shrinking
U
کاهش یافتن
ended
U
خاتمه یافتن
ends
U
خاتمه یافتن
convect
U
انتقال یافتن
come through
U
وقوع یافتن
come round
U
شفا یافتن
come off
U
وقوع یافتن
come off
U
تحقق یافتن
circumfuse
U
گسترش یافتن
shrink
U
کاهش یافتن
tensest
U
تشدید یافتن
meliorate
U
بهبود یافتن
recuperates
U
بهبودی یافتن
centralisation
U
مرکزیت یافتن
centralization
U
مرکزیت یافتن
lessen
U
تقلیل یافتن
recvperate
U
بهبودی یافتن
lessened
U
تقلیل یافتن
lessening
U
تقلیل یافتن
lessens
U
تقلیل یافتن
pull round
U
بهبودی یافتن
protend
U
امتداد یافتن
conquers
U
پیروزی یافتن بر
conquering
U
پیروزی یافتن بر
recuperating
U
بهبودی یافتن
overpower
U
استیلا یافتن بر
overpowered
U
استیلا یافتن بر
overpowers
U
استیلا یافتن بر
prefer
U
ترجیح یافتن
preferring
U
ترجیح یافتن
prefers
U
ترجیح یافتن
specialization
U
تخصص یافتن
conquer
U
پیروزی یافتن بر
pickup
U
بهبودی یافتن
alter
U
تغییر یافتن
perennate
U
دوام یافتن
penetract
U
راه یافتن
overspread
U
بسط یافتن
overmatch
U
تفوق یافتن
overmaster
U
برتری یافتن بر
outreach
U
برتری یافتن
overcome
U
غلبه یافتن
overcomes
U
غلبه یافتن
overcoming
U
غلبه یافتن
acceding
U
راه یافتن
acceding
U
دست یافتن
altered
U
تغییر یافتن
altering
U
تغییر یافتن
alters
U
تغییر یافتن
accede
U
دست یافتن
accede
U
راه یافتن
acceded
U
دست یافتن
acceded
U
راه یافتن
accedes
U
دست یافتن
accedes
U
راه یافتن
misalign
U
تغییر یافتن
centered
U
تمرکز یافتن
developments
U
تکامل یافتن
development
U
تکامل یافتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com