English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 56 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
approach gradient U شیب گرایش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
orientation U گرایش جهت
sentimentality U گرایش بسوی احساسات
disposition U گرایش
bop U Protocol Bit-Orinted پروتکل با گرایش بیت
bopped U Protocol Bit-Orinted پروتکل با گرایش بیت
bopping U Protocol Bit-Orinted پروتکل با گرایش بیت
bops U Protocol Bit-Orinted پروتکل با گرایش بیت
attitude U گرایش
attitudes U گرایش
tendencies U گرایش
tendency U گرایش
propensities U گرایش
propensity U گرایش
trend U گرایش
trends U گرایش
tend U متمایل بودن به گرایش داشتن
tended U متمایل بودن به گرایش داشتن
tending U متمایل بودن به گرایش داشتن
tends U متمایل بودن به گرایش داشتن
gravitation U گرایش
radicalism U گرایش به سیاست افراطی تندروی و افراط
tendentious U دارای گرایش ویژه وعمدی
action tendency U گرایش به عمل
cenotrope U گرایش مشترک
coenotrope U گرایش مشترک
central tendency measures U اندازههای گرایش مرکزی
measures of central tendency U اندازههای گرایش مرکزی
character oriented protocol U پروتکل با گرایش کاراکتری پروتکل کاراکترگرا
chemotropism U گرایش شیمیایی
christianization U گرایش به مسیحیت
coanda effect U گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
common business oreinted language U زبان با گرایش متداول تجاری
compressive strength U قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
determining tendency U گرایش تعیین کننده
diatropism U گرایش
guild socialism U سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
ism U سیستم عملی گرایش
phototropism U گرایش بطرف نور
pressure tendency U گرایش فشار
propensity to borrow U گرایش به استقراض
propensity to consume U گرایش به مصرف
propensity to hoard U گرایش به احتکار
propensity to import U گرایش به واردات
propensity to invest U گرایش به سرمایه گذاری
propensity to save U گرایش به پس انداز
reconversion U گرایش مجدد
sentimentalism U گرایش بسوی احساسات
simplism U گرایش بسادگی وبی الایشی
snobol U Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
tropism U گرایش
upward tendency U گرایش صعودی
pro-active U گرایش به ایجاد وقایع
jump on the bandwagon <idiom> [پیوستن به گرایش یا فعالیتی محبوب]
sexual orientation U گرایش جنسی
Enantiodroma U گرایش به تغییر چیزها به متضادشان
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com