Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 167 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
reverse slope
U
شیب معکوس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
negative
U
معکوس
negatives
U
معکوس
reciprocal
U
معکوس دوجانبه
reciprocal
U
معکوس
reciprocal
U
متقابل معکوس
complement
U
معکوس یک عدد دودویی
complemented
U
معکوس یک عدد دودویی
complementing
U
معکوس یک عدد دودویی
complements
U
معکوس یک عدد دودویی
backtracking
U
عمل پیمایش معکوس یک لیست
reversion
U
معکوس
reversion
U
برگرداندن شیب معکوس دادن
reversion
U
معکوس کردن
back up
U
معکوس ریختن
back-up
U
معکوس ریختن
convert
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
convert
U
معکوس
convert
U
معکوس کردن تازه کردن
converted
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converted
U
معکوس
converted
U
معکوس کردن تازه کردن
converting
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converting
U
معکوس
converting
U
معکوس کردن تازه کردن
converts
U
معکوس کردن بکیش دیگری اوردن
converts
U
معکوس
converts
U
معکوس کردن تازه کردن
conversely
U
بطور معکوس
conversely
U
معکوس
vice versa
U
معکوس
converse
U
:معکوس
converse
U
معکوس
conversed
U
:معکوس
conversed
U
معکوس
converses
U
:معکوس
converses
U
معکوس
conversing
U
:معکوس
conversing
U
معکوس
obverse
U
معکوس
countdown
U
شمارش معکوس
countdowns
U
شمارش معکوس
reverse gear
U
دنده معکوس
reverse gears
U
دنده معکوس
feedback
U
تزویج معکوس
inverse
U
معکوس
inverse
U
واژگونه معکوس
opposite
U
روبرو معکوس
opposites
U
روبرو معکوس
contrary
U
معکوس
reversible
U
معکوس
reverse
U
معکوس
reverse
U
معکوس کننده
reverse
U
معکوس کردن
reversed
U
معکوس
reversed
U
معکوس کننده
reversed
U
معکوس کردن
reverses
U
معکوس
reverses
U
معکوس کننده
reverses
U
معکوس کردن
reversing
U
معکوس
reversing
U
معکوس کننده
reversing
U
معکوس کردن
mirroring
U
معکوس نمودن
retrogress
U
ترقی معکوس کردن
retrogressed
U
ترقی معکوس کردن
retrogresses
U
ترقی معکوس کردن
retrogressing
U
ترقی معکوس کردن
upside down
U
معکوس
invert
U
قلب عبارت معکوس کردن نسبت
inverting
U
قلب عبارت معکوس کردن نسبت
inverts
U
قلب عبارت معکوس کردن نسبت
backfire
U
نتیجه معکوس گرفتن
backfired
U
نتیجه معکوس گرفتن
backfires
U
نتیجه معکوس گرفتن
backfiring
U
نتیجه معکوس گرفتن
gate
U
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gates
U
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
reversal
U
معکوس
reversals
U
معکوس
counter
U
معکوس
countered
U
معکوس
countering
U
معکوس
aerodynamic blockage thrust reverser
U
وسیلهای برای معکوس کردن نیروی جلوبر
aerofoil type offtake regulator
U
دهانه ابگیر خودکار با جریان معکوس به فرم ائرودینامیک
back azimuth method
U
گرای معکوس در اخراج اشعه
back conductance
U
برقرسانایی معکوس
back formation
U
اشتقاق معکوس
back resistance
U
مقاومت معکوس
back scattering
U
توزیع معکوس امواج رادیویی
back scattering
U
پخش معکوس امواج رادیویی
back splice
U
پیوند معکوس
back titration
U
تیتر کردن معکوس
back turns of armature
U
سیمپیچی معکوس ارمیچر
backset
U
معکوس وارونه
backward read
U
یک نوع مشخصه موجود دربعضی از سیستمهای نوارمغناطیسی که در ان واحدهای نوار مغناطیسی باحرکت در جهت معکوس می توانند داده ها را به حافظه کامپیوتر منتقل کنند
count down
U
از بالا به پایین شمردن شمارش معکوس
couple back
U
معکوس تزویج شدن
double quartan fever
U
نوبه ربع معکوس
draw back
U
کشیدن معکوس
high back resistance diode
U
دیود با مقاومت معکوس زیاد
Other Matches
obcordate
U
قلبی معکوس
obversion
U
استنتاج معکوس
reverse current
U
جریان معکوس
reverse control
U
کنترل معکوس
reverse bias
U
تغذیه معکوس
reverse bias
U
پیشقدر معکوس
reversal process
U
جریان معکوس
reversal film
U
فیلم معکوس
dis-
U
معکوس کردن
retroaction
U
عمل معکوس
negative relation
U
رابطه معکوس
invertible
U
معکوس شدنی
inverse ratio or proportion
U
نسبت معکوس
invert suger
U
قند معکوس
invert matrix
U
ماتریس معکوس
inverse feedback
U
واخوراند معکوس
inverse function
U
تابع معکوس
inverse ratio
U
نسبت معکوس
inverse relationship
U
ارتباط معکوس
inverter
U
معکوس کننده
inverted file
U
فایل معکوس
negative correlation
U
همبستگی معکوس
negative caster
U
گردش معکوس
lateral inversion
U
معکوس جانبی
reverse osmosis
U
اسمز معکوس
inverted structure
U
ساختار معکوس
inverted opening
U
گشایش معکوس
indian in reverse
U
هندی معکوس
inverse voltage
U
ولتاژ معکوس
set back
U
معکوس پس زدن
switcheroo
U
عمل معکوس
reverse video
U
ویدئوی معکوس
reverse polarity
U
پلاریته معکوس
reverse speed
U
سرعت معکوس
reverse thrust
U
تراست معکوس
reverse pitch
U
گام معکوس
king's indian in reverse
U
هندی شاه معکوس
reverse flow regin
U
ناحیه جریان معکوس
reverse current circuit breaker
U
مدارشکن جریان معکوس
inverted file
U
فایل معکوس شده
What invert sugar
U
قند معکوس چیست
reverse video
U
صفحه نمایش معکوس
de-
U
معکوس عمل کردن
one's complement
U
معکوس یک عدد دودویی
shift the rudder
U
معکوس کردن سکان
retroact
U
عمل معکوس کردن
reversed battery plate
U
صفحه باتری معکوس
inverse
U
تابع معکوس
[ریاضی]
inverse function
U
تابع معکوس
[ریاضی]
obvert
U
نتیجه معکوس گرفتن از
inverse electrode current
U
جریان الکتردی معکوس
inverse current
U
جریان ولتاژ معکوس
inverting circuit
U
مدار معکوس کننده
initial inverse voltage
U
ولتاژ معکوس نخستین
reverse polish notation
U
نشان گذاری لهستانی معکوس
high back resistance diode
U
دیود با مفاومت معکوس بالا
peak inverse anode voltage
U
اوج ولتاژ اندی معکوس
to invert a fraction
U
برخهای را برگرداندن کسری را معکوس کردن
reversed rolling moment
U
گشتاور ناشی از کنترل معکوس در صفحه غلتش
roll reversal
U
حالتی که سبب معکوس شدن کنترل میگردد
reversible propeller
U
ملخی که میتوان گام تیغههای انرا معکوس کرد
NOT function
U
تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
mesfet
U
دستگاه فعال اصلی که مدارهای مجتمع ارسنیک گالیم به منظورتقویت جریان و معکوس نمودن ان بکار می رودEffect SemiconductorField etal
unstart
U
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
recipocal milling
U
فرزکاری متقابل فرزکاری دوجانبه فرزکاری معکوس
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com