English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
blue brittleness U شکنندگی ابی رنگ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
hardness U شکنندگی
fragility U شکنندگی
brittle point U نقطه شکنندگی
brittle temperature U دمای شکنندگی
brittleness temperature U دمای شکنندگی
brittleness U تردی و شکنندگی
brittleness U شکنندگی
cold brittleness U شکنندگی سرد
cold short U شکنندگی در سرما
cold shortness U سرد شکنندگی
cold working U شکل دادن به قطعات فلزی دردمای معمولی که باعث افزایش شکنندگی سختی واستحکام و کاهش خاصیت تورق پذیری یا مفتول پذیری ان میگردد
embrittlement by aging U شکنندگی با کهنگی
frangibility U شکنندگی
friability U شکنندگی
hot brittleness U قابلیت شکنندگی گرم
hot shorteness U شکنندگی حاصل از گرما
hot shortness U شکنندگی حرارتی
precipitation brittleness U شکنندگی رسوبی
red shortness U شکنندگی- سرخ
ricketiness U شکنندگی
temper brittleness U شکنندگی حالت سختی شکنندگی بازپخت
to anneal U سخت کردن [روند گرمایش و سرمایش آهسته جهت سفت شدن و کاهش شکنندگی] [فلزات] [مهندسی]
ferrous sulfate U دندانه آهن [جهت تولید رنگ های تیره تر و کاهش تردی و شکنندگی الیاف پشم]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com