Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
formation
U
شکل گیری
forming
U
شکل گیری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
avoidance
U
کناره گیری احتراز
dipstick
U
میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
dipstick
U
میله اندازه گیری روغن موتور
dipsticks
U
میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
dipsticks
U
میله اندازه گیری روغن موتور
detachment
U
کناره گیری
detachments
U
کناره گیری
molded
U
قالب گیری
molds
U
قالب گیری
mould
U
قالب گیری
moulded
U
قالب گیری
moulds
U
قالب گیری
sounding
U
اندازه گیری عمق اب
extraction
U
عصاره گیری
barn
U
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barns
U
واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
carat
U
معیار اندازه گیری کیفیت طلا
carats
U
معیار اندازه گیری کیفیت طلا
isolationism
U
سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
sound
U
اندازه گیری عمق اب
sounded
U
اندازه گیری عمق اب
soundest
U
اندازه گیری عمق اب
sounds
U
اندازه گیری عمق اب
poll
U
حوزه رای گیری
polled
U
حوزه رای گیری
polls
U
حوزه رای گیری
dimension
U
اندازه گیری
dimensions
U
اندازه گیری
phone
U
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned
U
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phones
U
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoning
U
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
word
U
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
worded
U
روش اندازه گیری سرعت چاپگر
private
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
shoot
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
throughput
U
نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
logic
U
عمل کامپیوتری یا تابعی که تصمیم گیری میکند. قط عات کامپیوتر یا سیستم دیجیتال
correct
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correcting
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
corrects
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
detector
U
گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
detectors
U
گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
layer
U
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
layers
U
لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
orientation
U
جهت گیری
area
U
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
areas
U
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
survey
U
نمونه گیری
surveyed
U
نمونه گیری
surveys
U
نمونه گیری
analogue
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
precision
U
اندازه گیری دقیق
listing
U
لیست گیری
listings
U
لیست گیری
meter
U
وسیله اندازه گیری
meter
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meter
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meters
U
وسیله اندازه گیری
meters
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meters
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
circuit
U
وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
circuits
U
وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
measure
U
اندازه گیری کردن
measure
U
اندازه گیری
blank
U
ممانعت از امتیاز گیری حریف
blankest
U
ممانعت از امتیاز گیری حریف
syntheses
U
نتیجه گیری
synthesis
U
نتیجه گیری
SE
U
خطای معیار اندازه گیری
restriction
U
جلو گیری
restrictions
U
جلو گیری
polygamy
U
تعدد زوجات چند زن گیری
tax
U
سخت گیری مالیات بستن
taxed
U
سخت گیری مالیات بستن
taxes
U
سخت گیری مالیات بستن
intelligence
U
طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
fuel
U
تقویت سوخت گیری کردن
fuel
U
سوخت گیری کردن
fueled
U
تقویت سوخت گیری کردن
fueled
U
سوخت گیری کردن
fuelled
U
تقویت سوخت گیری کردن
fuelled
U
سوخت گیری کردن
fuelling
U
تقویت سوخت گیری کردن
fuelling
U
سوخت گیری کردن
fuels
U
تقویت سوخت گیری کردن
fuels
U
سوخت گیری کردن
intensity
U
اندازه گیری قدرت سیگنال یا شدت نور منبع نور
time
U
آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
time
U
اندازه گیری زمان یک عملیات
timed
U
آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
timed
U
اندازه گیری زمان یک عملیات
times
U
آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
times
U
اندازه گیری زمان یک عملیات
severity
U
سخت گیری دقت
petrol
U
بنزین گیری کردن
sponsorship
U
عهده گیری اعانت
Other Matches
He's a wet blanket.
U
او
[مرد]
آدم روح گیری
[نا امید کننده ای یا ذوق گیری]
است.
his severity relaxed
U
از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
digamy
U
دو زن گیری دو شوهر گیری
stream gaging
U
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter
U
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
with the utmost rigour
U
با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
point voting system
U
سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
compression molding process
U
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
declinating station
U
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
U
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
moving iron instrument
U
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
scorification
U
کف گیری
dewatering
U
اب گیری
skimmed
U
کف گیری
retractaion
U
پس گیری
monogyny
U
یک زن گیری
recature
U
پس گیری
luting
U
گل گیری
catch
U
بل گیری
skims
U
کف گیری
lutation
U
گل گیری
skim
U
کف گیری
recapture
U
پس گیری
exorcisms
U
جن گیری
exorcism
U
جن گیری
bias
U
سو گیری
recaptures
U
پس گیری
biases
U
سو گیری
recaptured
U
پس گیری
recapturing
U
پس گیری
resumption
U
از سر گیری
refuels
U
سوخت گیری
halieutics
U
ماهی گیری
stricture
U
سخت گیری
rigorousness
U
سخت گیری
samplery
U
نمونه گیری
cavils
U
خرده گیری
retired ness
U
کناره گیری
river capture
U
رود گیری
interpolation
U
درون گیری
renouncement
U
کناره گیری
refuel
U
سوخت گیری
caviled
U
خرده گیری
ablactation
U
از شیر گیری
caviling
U
خرده گیری
cavilled
U
خرده گیری
refueling
U
سوخت گیری
removal of cinder
U
تفاله گیری
punctiliousness
U
نکته گیری
refuelled
U
سوخت گیری
embrasures
U
دراغوش گیری
embrasure
U
دراغوش گیری
removal of phosphorus
U
فسفر گیری
refuelling
U
سوخت گیری
cavil
U
خرده گیری
removal of slag
U
شلاکه گیری
refueled
U
سوخت گیری
strictures
U
سخت گیری
extracts
U
عصاره گیری
extracting
U
عصاره گیری
extracted
U
عصاره گیری
extract
U
عصاره گیری
timing
U
زمان گیری
sound absorbing
U
صدا گیری
spile
U
سوراخ گیری
measurer
U
اندازه گیری
standardization
U
معیار گیری
subsumption
U
نتیجه گیری
takeovers
U
تحویل گیری
takeover
U
تحویل گیری
module
U
اندازه گیری
stripping
U
رنگ گیری
acceleration lane
U
خط سرعت گیری
threctia
U
کناره گیری
biases
U
سمت گیری
follow up
U
پی گیری کردن
creels
U
تورماهی گیری
silting up
U
لای گیری
garth
U
سد یا بندماهی گیری
gaging
U
اندازه گیری
levying
U
سرباز گیری
levying
U
باج گیری
levy
U
سرباز گیری
levy
U
باج گیری
levies
U
سرباز گیری
levies
U
باج گیری
levied
U
سرباز گیری
levied
U
باج گیری
scorification
U
تفاله گیری
creel
U
تورماهی گیری
inquiry
U
خبر گیری
inquiries
U
خبر گیری
scotomization
U
نادیده گیری
sedimentation
U
لای گیری
separatism
U
کناره گیری
bias
U
سمت گیری
paralysis
U
زمین گیری
luting
U
درز گیری
lodgment or lodge
U
منزل گیری
lodgment
U
موضع گیری
gauging
U
اندازه گیری
lodgement
U
موضع گیری
insuperability
U
دشوار گیری
dialing
U
شماره گیری
ingurgtation
U
فرا گیری
measuring bridge
U
پل اندازه گیری
modules
U
اندازه گیری
churning
U
کره گیری
abdication
U
کناره گیری
sampling
U
نمونه گیری
stamping
U
قالب گیری
moulding
U
قالب گیری
laxity
U
اسان گیری
vendetta
U
انتقام گیری
vendettas
U
انتقام گیری
permissiveness
U
اسان گیری
knoit
U
تغ تغ خرده گیری
invalidism
U
زمین گیری
intussusception
U
در خود گیری
derivation
U
مشتق گیری
derivations
U
مشتق گیری
fueling
U
سوخت گیری
crackdown
U
سخت گیری
crackdowns
U
سخت گیری
conscription
U
سرباز گیری
loading capacity
U
بار گیری
introsusception
U
در خود گیری
voting
U
رای گیری
limit of inflammability
U
حد اتش گیری
nitrification
U
نیتروژن گیری
nitrification
U
ازت گیری
monogyny
U
یک جفت گیری
i am in a bad f.
U
بد گیری امدم
i. and evdevolution
U
ریشه گیری
attrition
U
کناره گیری
renunciation
U
کناره گیری
noise suppression
U
پارازیت گیری
recruitment
U
توان گیری
paralytic disability
U
زمین گیری
originationu
U
سرچشمه گیری
palsy
U
زمین گیری
number dialling
U
شماره گیری
ensue
U
پی گیری کردن
ensued
U
پی گیری کردن
ensues
U
پی گیری کردن
recruitment
U
سرباز گیری
implantation
U
لانه گیری
impressmeat
U
باز گیری
integration
U
انتگرال گیری
extrapolation
U
قیاس گیری
modeling
U
سرمشق گیری
measurement
U
اندازه گیری
measurements
U
اندازه گیری
sternly
U
با سخت گیری
interpolations
U
درون گیری
wrestling
U
کشتی گیری
inarm
U
در اغوش گیری
mensuration
U
اندازه گیری
inarm
U
در بغل گیری
mechanical disadvantage
U
نیرو گیری
measurment
U
اندازه گیری
piscatology
U
فن ماهی گیری
chronicity
U
دامن گیری
decalcification
U
کلسیم گیری
extrapolations
U
قیاس گیری
censoriousness
U
خرده گیری
damage control
U
اسیب گیری
crabber
U
خرچنگ گیری
commensurateness
U
اندازه گیری
criticalness
U
خرده گیری
collier
U
ذغال گیری
coring
U
مغزه گیری
blank experiment
U
ازمایش مچ گیری
resignation
U
کناره گیری
calk
U
درز گیری
resignations
U
کناره گیری
conclusion
U
نتیجه گیری
decarburization
U
کربن گیری
catch trial
U
کوشش مچ گیری
cased
U
قالب گیری
decision making
U
تصمیم گیری
calk
U
درز گیری
conclusions
U
نتیجه گیری
coppering
U
مس گیری لوله
complementation
U
متمم گیری
corf
U
سبدماهی گیری
coring
U
نمونه گیری
declipping
U
لکه گیری
differentiation
U
مشتق گیری
amphimixis
U
جفت گیری
dust removal
U
گرد گیری
nitpicking
U
بهانه گیری
metering
U
اندازه گیری
stake-out
U
زیرنظر گیری
stake-outs
U
زیرنظر گیری
nagging
U
خرده گیری
dial up
U
شماره گیری
embracery
U
دراغوش گیری
sewed up
<idiom>
U
تصمیم گیری
backing up
U
پشتیبان گیری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com