English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (25 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
dump U شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
dragway U مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragstrip U مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
off roader U شرکت کننده درمسابقه موتورسیکلت رانی درزمینهای ناهموار برای چندصد مایل
drag racing U مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت
trialling U مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
moto U بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
speedway U مسابقه موتورسیکلت رانی بین تیمهای 4 نفره درمسیرهموارخاکی
off road racing U مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل
canoes U قایق رانی
yachting U قایق رانی
canoe U قایق رانی
moto cross U مسابقه موتورسیکلت رانی درمسیر خاکی محدود تپه و پیچ جاده و پرش در دو بخش 03یا 54 دقیقه
boat U قایق رانی کردن
boats U قایق رانی کردن
orthodromy U کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics U کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
floatable U قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
row a race U مسابقه کرجی رانی دادن
outroll U شکست دادن حریف
shut down U شکست دادن حریف
hole job U شکست دادن حریف با شروع بهتر
hole shot U شکست دادن حریف با شروع بهتر
wipe out U شکست دادن حریف با امتیاز زیاد
handicap U مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps U مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
sailing U قایقرانی با قایق بادی
rani U رانی
crural U رانی
femoral U رانی
ranee U رانی
salaciousness U شهوت رانی
oratorship U سخن رانی
oarsmanship U کرجی رانی
ejection U بیرون رانی
voluptuously U باشهوت رانی
voluptuousness U شهوت رانی
wheelchair U ویلچر رانی
wheelchairs U ویلچر رانی
motoring U اتومبیل رانی
salacity U شهوت رانی
d. of a speech U سخن رانی
extrusion U روزن رانی
inguinal U کشاله رانی
repression U واپس رانی
speedboating U قایقرانی سرعت
ease all U درکرجی رانی ایست
aerostation U کشتی رانی هوایی
libidinously U از روی شهوت رانی
pultrusion process U فرایند کشش رانی
platforms U سخن رانی کردن
drive way U مسیر اتومبیل رانی
platform U سخن رانی کردن
inland navigation U کشتی رانی در رودخانه ها
innavigable U غیرقابل کشتی رانی
extrudate U محصول روزن رانی
magnetic potential U نیروی مغناطیس رانی
loxodromics U کشتی رانی در خط مایل
pawn push U پیاده رانی شطرنج
ox goad U نیزه گاو رانی
cabotage U کشتی رانی ساحلی
pawn roller U پیاده رانی شطرنج
funeral oration U سخن رانی برسرجنازه
regatta U مسابقه کرجی رانی
regattas U مسابقه کرجی رانی
to go on the stump U سخن رانی کردن
to gratify ones passions U شهوت رانی کردن
shippable U قابل کشتی رانی
to give a lecture U سخن رانی کردن
shipping company U شرکت کشتی رانی
harness race U مسابقه ارابه رانی
lectureships U سمت سخن رانی
lectureship U سمت سخن رانی
seaworthy U قابل کشتی رانی
auto racing U مسابقه اتومبیل رانی
harness racing U ارابه رانی تک اسبه
sailing orders U دستور کشتی رانی
salaciously U از روی شهوت رانی
sprinting U مسابقه اتومبیل رانی
auto drome U پیست اتومبیل رانی
nautically U از لحاظ کشتی رانی
motor vehicle passenger U مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
harness horse U اسب مخصوص ارابه رانی
car passenger U سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
red flag U پرچم قرمز اتومبیل رانی
ride [American E] U سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
lift U سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
Carpool U هم سفری [گردشگری] [خودرو رانی]
coasting U کشتی رانی در طول ساحل
motor vehicle passenger U سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
contact electromotive force U نیروی برق رانی مجاورتی
matinee U مسابقه ارابه رانی در روز
active emf U نیروی برق رانی موثر
loxodromic U وابسته به کشتی رانی در خط مایل
oceanshipping U روشهای کشتی رانی دراقیانوس
effective electromotive force U نیروی برق رانی موثر
matinTes U مسابقه ارابه رانی در روز
navigation river U رودخانه قابل کشتی رانی
car passenger U مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
matinees U مسابقه ارابه رانی در روز
portolano U راهنمای کشتی رانی با شرح بنادر
sapphic vice U شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
starter U راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
starting motor U راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
under- U در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
starter motor U راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
circumnavigate U دورتادورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی کردن
eloge U سخن رانی بافتخارکسیکه درگذشته است
kite track U مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
under U در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
to row a race U در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
brush U به حداکثر سرعت رفتن اسب درمسابقه
brushes U به حداکثر سرعت رفتن اسب درمسابقه
icekhana U اتومبیل رانی روی سطح یخ بسته دریاچه
circumnavigation U کسیکه دورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
to pander any one's lust U وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
drag bike U موتورسیکلت مخصوص مسابقه سرعت
circumavigator U کسی که دور گیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
tirm oval U پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
tracks U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
track U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
tracked U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
lap money U جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
kill off U سرعت گرفتن غیرعادی درمسابقه دو استقامت برای خسته کردن حریفان
hobbles U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hopple U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbled U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobble U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbling U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
lines U رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
line U رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
outclassed U شکست فاحش حریف
outclasses U شکست فاحش حریف
outclassing U شکست فاحش حریف
outclass U شکست فاحش حریف
holed U فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing U فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holes U فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole U فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
pit U منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pits U منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
toe weight U وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
motorcycle with side car U موتورسیکلت با جای اضافی وجدا موتورسیکلت با سایدکار
booster cable [jumper cable] U کابل باتری به باتری [اتومبیل رانی ]
bump start U اغاز مسابقه با هل دادن موتورسیکلت
speedboats U قایق موتوری سرعت
speedboat U قایق موتوری سرعت
flank speed U حداکثر سرعت قایق
drag boat U قایق موتوری مسابقه سرعت
hull speed U حداکثر سرعت نظری قایق
planing hull U بدنه قایق که در سرعت زیاداز اب بیرون می اید
outdo U بهتر از دیگری انجام دادن شکست دادن
outdoes U بهتر از دیگری انجام دادن شکست دادن
outdoing U بهتر از دیگری انجام دادن شکست دادن
privileged U مجاز به ادامه مسیر و گرفتن سرعت درصورت رسیدن قایق دیگر به ان
accelerates U سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerated U سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate U سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerating U سرعت دادن سرعت گرفتن
knock out U شکست دادن
trounce U شکست دادن
smiting U شکست دادن
defeat U شکست دادن
set down U شکست دادن
checkmate U شکست دادن
defeated U شکست دادن
to put to the worse U شکست دادن
to f.down U شکست دادن
skunks U شکست دادن
trouncing U شکست دادن
defeating U شکست دادن
smites U شکست دادن
smite U شکست دادن
outgeneral U شکست دادن
get the better of (someone) <idiom> U شکست دادن
defeats U شکست دادن
skunk U شکست دادن
trounces U شکست دادن
to lay prostrate U شکست دادن
trounced U شکست دادن
routed U کاملا شکست دادن
crush U شکست دادن پیروزشدن بر
rout U کاملا شکست دادن
routs U کاملا شکست دادن
crushes U شکست دادن پیروزشدن بر
crushed U شکست دادن پیروزشدن بر
obstruction U خطای قرارگرفتن بین گوی و حریفی که به سمت گوی می دودبقصد ممانعت حریف نه گرفتن گوی هر مانع بزرگ در مسیر قایق
obstructions U خطای قرارگرفتن بین گوی و حریفی که به سمت گوی می دودبقصد ممانعت حریف نه گرفتن گوی هر مانع بزرگ در مسیر قایق
bite the dust <idiom> U از پا درآوردن -کشتن ،شکست دادن
floor U بزمین زدن شکست دادن
floored U بزمین زدن شکست دادن
floors U بزمین زدن شکست دادن
vanquishing U پیروز شدن بر شکست دادن
to eat somebody alive U کسی را کاملا شکست دادن
vanquishes U پیروز شدن بر شکست دادن
shellac U شکست مفتضحانه خوردن یا دادن
worst- U شکست دادن وخیم شدن
shellack U شکست مفتضحانه خوردن یا دادن
drub U چوب زدن شکست دادن
worst U شکست دادن وخیم شدن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com