English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
write protect notch U شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
write protect U غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
nick U شکاف دادن بریدگی
nicks U شکاف دادن بریدگی
nicking U شکاف دادن بریدگی
nicked U شکاف دادن بریدگی
write protect ring U حلقه حفافت از نوشتن
joggle U بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggles U بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggling U بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggled U بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
write protect tab U حفافت دیسک لغزان از نوشته شدن اطلاعات جدید به وسیله یک شکاف که روی دیسک ایجاد میشود
cavitation U بریدگی حاصله ازحرکت پروانه کشتی بریدگی شیار
crash protected U دیسک که حاوی نوک محافظ یا سیستم محافظ اختلال داده است
surge protector U محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
escorts U محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorting U محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escort U محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorted U محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
splash proof enclosure U حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
shield U بدنه محافظ دیواره محافظ
shields U بدنه محافظ دیواره محافظ
guarding U صفحه محافظ روکش محافظ
guards U صفحه محافظ روکش محافظ
guard U صفحه محافظ روکش محافظ
gill slit U شکاف دستگاه تنفس ماهی شکاف برانشی
photodigital memory U سیستم حافظه کامپیوتری که از لیزر برای نوشتن داده روی فیلم ای که بعدا چندین بار قابل خواندن است ولی نه نوشتن استفاده میکند. WORM نیز گفته میشود. حافظه نوشتن یک بار
scrawled U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawl U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawls U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
scrawling U با شتاب نوشتن خرچنگ قورباغهای نوشتن نامرتب وغیر استادانه نقاشی کردن
encipher U برمز نوشتن رمز نوشتن
notches U بریدگی
rift U بریدگی
rifts U بریدگی
incisions U بریدگی
gully U اب بریدگی
incisure U بریدگی
hyphens U بریدگی
breaking U بریدگی
hyphen U بریدگی
gullies U اب بریدگی
incision U بریدگی
gash U بریدگی
gashed U بریدگی
gashes U بریدگی
gashing U بریدگی
scissor U بریدگی
score U بریدگی
scored U بریدگی
gulleys U اب بریدگی
scores U بریدگی
scission U بریدگی
kert U بریدگی
jaggy U بریدگی
detruncation U بریدگی
kerf U بریدگی
jag U بریدگی
jaggedness U بریدگی
notch U بریدگی
cut U تخفیف بریدگی
dry gap bridge U پل مخصوص اب بریدگی
dented U دندانه بریدگی
cut U برش بریدگی
cuts U برش بریدگی
dents U دندانه بریدگی
cuts U تخفیف بریدگی
denting U دندانه بریدگی
dent U دندانه بریدگی
ground water trench U بریدگی اب زیرزمینی
corner cut U بریدگی گوشه
kert U جای بریدگی با
edge notched U با بریدگی لبهای
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
grips U بریدگی برای گذراندن اب
gripping U بریدگی برای گذراندن اب
gripped U بریدگی برای گذراندن اب
grip U بریدگی برای گذراندن اب
boutonniere U بریدگی یاشکاف جای دکمه
DVD U درایو دیسک DVD که به کاربر امکان نوشتن , پاک کردن و نوشتن مجدد داده روی دیسک DVD میدهد
erasable U قطعه حافظه فقط خواندنی که توسط ولتاژ اعمال شده به سوزن نوشتن آن برنامه ریزی است و داده بهاین سوزن نوشتن اعمال میشود وتوسعه اشعه مافوق بنفش پاک میشود
sight window U بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
he dose not know how to write U نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
inlaid work U [نقش تزئینی فقط با استفاده از یک نوع مواد در بریدگی، تورفتگی یا فرورفتگی دیوار]
cell protection U حفافت سل
protection U حفافت
egis U حفافت
preservation U حفافت
safekeeping U حفافت
custody U حفافت
conservation U حفافت
safe guard U حفافت
security U حفافت
collective protection U حفافت جمعی
storage protection U حفافت حافظه
system security U حفافت سیستم
conservable U قابل حفافت
degree of protection U میزان حفافت
shields U حفافت کردن
data protection U حفافت داده ها
collective protection U حفافت گروهی
protection U عمل حفافت
shield U حفافت کردن
format U حفافت حافظه و..
storage protection U حفافت انباره
data encryption U حفافت داده
x ray protection U حفافت رونتگن
formats U حفافت حافظه و..
protect U حفافت کردن
guarding U حفافت کردن
guard U حفافت کردن
shielded U حفافت شده
line differential protection U حفافت دیفرانسیلی خط
anodic protection U حفافت اندی
anti skid protection U حفافت از لغزش
guards U حفافت کردن
protection ring U حلقه حفافت
protects U حفافت کردن
physical security U حفافت تاسیسات
overcurrent device U دستگاه حفافت
protect by fuse U حفافت با فیوز
protection key کلید حفافت
protection level U سطح حفافت
impedance protection U حفافت امپدانس
protecting U حفافت کردن
safety gap U دهانه حفافت
maintenance U حفافت کردن
file protection U حفافت فایل
cathode protection U حفافت کاتدی
file protection U حفافت پرونده
self protection U حفافت از خود
soil conservation U حفافت خاک
safe keeping U حفافت توجه
safeguard U حفافت کردن
memory protection U حفافت حافظه
safeguards U حفافت کردن
block protection U حفافت بلوک
armor protection U حفافت زرهی
safeguarding U حفافت کردن
safeguarded U حفافت کردن
guarding U محافظ
protective U محافظ
shelterer U محافظ
keepers U محافظ
herder U محافظ
preserver U محافظ
guard U محافظ
guards U محافظ
guardian U محافظ
keeper U محافظ
preservative U محافظ
screens U محافظ
screening, screenings U محافظ
screened U محافظ
screen U محافظ
guardians U محافظ
preservatives U محافظ
file protect ring U حلقه حفافت پرونده
copy protection U حفافت دربرابر کپی
data encyption standard U استاندارد حفافت داده
shield U حفافت کردن درمقابل
custody of goods U حفافت یا نگهداری کالا
cryptosecurity U حفافت مکاتبات رمزی
file protect ring U حلقه حفافت فایل
protected location U مکان حفافت شده
shields U حفافت کردن درمقابل
insulation against vibration U حفافت در برابر ارتعاش
cryptoguard U مسئول حفافت رمز
flood protection U حفافت در مقابل طغیان
conservation programs U برنامههای حفافت منابع
anticorrosive protection U حفافت در برابر خوردگی
drip proof enclosure U حفافت در مقابل ریزش اب
distance protection U وسیله حفافت فاصله
environmental conservation U حفافت محیط زیست
keeps U حفافت امانت داری
keep U حفافت امانت داری
insulation protection U حفافت عایق بندی
protective fire U اتشهای حفافت کننده
software protection U حفافت نرم افزاری
ward U محجور حفافت بخش
wards U محجور حفافت بخش
high tension protection U حفافت فشار قوی
overload protection U حفافت بار زیاد
overvoltage protection U حفافت فشار زیاد
unprotected field U میدان حفافت نشده
to keep watch and ward U حفافت یادفاع کردن
power system protection U حفافت سیستم قدرت
protected field U میدان حفافت شده
protecting ring U حلقه حفافت کننده
positional protection device U دستگاه حفافت درگاه
shielding region U ناحیه حفافت کننده
bulwark U دیواره محافظ
bulwarks U دیواره محافظ
helmets U ماسک محافظ
squirrel cage U قفسه محافظ
keeper [protector] [presever] U نگاهدار [محافظ ]
jet blast deflector U توری محافظ
helmet U ماسک محافظ
frigates U ناو محافظ
frigate U ناو محافظ
parried U محافظ باش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com