English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to gratify ones passions U شهوت رانی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
to pander any one's lust U وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
Other Matches
salaciousness U شهوت رانی
voluptuousness U شهوت رانی
salacity U شهوت رانی
salaciously U از روی شهوت رانی
libidinously U از روی شهوت رانی
sapphic vice U شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
dump U شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
voluptuous U شهوت پرست شهوت انگیز
he has a rage for money U برای گرد کردن پول شهوت
She is passionately fond of tennis . U شهوت تنیس باز ی کردن دارد
orthodromy U کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics U کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
to give a lecture U سخن رانی کردن
boats U قایق رانی کردن
boat U قایق رانی کردن
to go on the stump U سخن رانی کردن
platforms U سخن رانی کردن
platform U سخن رانی کردن
circumnavigate U دورتادورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی کردن
to row a race U در مسبابقه کرجی رانی شرکت کردن
floatable U قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
hobbled U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbling U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobble U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hopple U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
hobbles U وسیلهای به پای اسب برای وادار کردن او به گامهای معین در ارابه رانی
desire U شهوت
conoupiscence U شهوت
carnality U شهوت
lust U شهوت
passion U شهوت
eros U شهوت
ruts U شهوت
rut U شهوت
desiring U شهوت
appetites U شهوت
appetite U شهوت
concupiscence U شهوت
desires U شهوت
sexiness U شهوت انگیزی
alloerotism U شهوت دگرگرا
graphomania U شهوت نوشتن
tasty <adj.> U شهوت انگیز
lecherous U شهوت پرست
flesh U جسم شهوت
salacious U شهوت پرست
satyriasis U شهوت پرستی
genital eroticism U شهوت تناسلی
anaphrodisia U کاهش شهوت
anaphrodisiac U کاهنده شهوت
organ eroticism U شهوت اندامی
obscene U شهوت انگیز
lascivious U شهوت انگیز
erotism U شهوت گرایی
orality U شهوت دهانی
urethral erotism U شهوت میزراهی
urolagnia U شهوت ادراری
voluptuate U شهوت انگیزکردن
oral eroticism U شهوت دهانی
lewdness U شهوت پرستی
lustfully U از روی شهوت
anal eroticism U شهوت مقعدی
red-hot <adj.> U شهوت انگیز
sensuality U شهوت پرستی
alloeroticism U شهوت دگرگرا
anal erotism U شهوت مقعدی
liking U شهوت ومیل
eroticism U شهوت گرایی
juicy <adj.> U شهوت انگیز
anality U شهوت مقعدی
lustiest U قوی شهوت انگیز
libido U شهوت جنسی هوس
libidos U شهوت جنسی هوس
luscious U دلپذیر شهوت انگیز
lusty U قوی شهوت انگیز
to provoke passion U شهوت انگیز بودن
rut U مست شهوت شدن
libidinal U وابسته به شهوت جنسی
Lust for power and riches. U شهوت قدرت وثروت
libidinous U وابسته به شهوت جنسی
burn U دراتش شهوت سوختن
oestrum U شهوت ومستی جانوران
voluptuously U از روی شهوت پرستی
lasciviously U از روی شهوت پرستی
pornography U نوشته شهوت انگیز
passionately U بطور شهوت امیز
burns U دراتش شهوت سوختن
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. U شهوت کلام دارد
voluptuously U بطور شهوت انگیز
lustier U قوی شهوت انگیز
ruts U مست شهوت شدن
voyeurism U اطفاء شهوت با نگاه
impassion U برسر شهوت اوردن
lust U حرص واز شهوت داشتن
voyeur U اطفا کننده شهوت بانگاه
voyeurs U اطفا کننده شهوت بانگاه
to g. with passion U دراتش شهوت یاعشق سوختن
lesbians U وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
lesbian U وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
satyriasis U نعوظ یا شدت حس شهوت درمرد
venery U شهوت پرستی خوشگذرانی جنسی
lewd U ناشی از هرزگی شهوت پرست
lesbianism U دفع شهوت زنی با زن دیگر
She is blinded by passion . U شهوت او را کور کرده است
bawdry U شهوت پرستی [غیر مصطلح]
femoral U رانی
rani U رانی
ranee U رانی
crural U رانی
pornographic U وابسته به عکس یانوشته شهوت انگیز
pornographer U نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
sexiest U دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexy U دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexier U دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
ejection U بیرون رانی
wheelchairs U ویلچر رانی
motoring U اتومبیل رانی
extrusion U روزن رانی
wheelchair U ویلچر رانی
yachting U قایق رانی
canoes U قایق رانی
voluptuously U باشهوت رانی
d. of a speech U سخن رانی
oratorship U سخن رانی
oarsmanship U کرجی رانی
repression U واپس رانی
inguinal U کشاله رانی
canoe U قایق رانی
peeper U اطفا کننده شهوت بانگاه [اصطلاح روزمره]
peeping Tom U اطفا کننده شهوت بانگاه [اصطلاح روزمره]
pawn roller U پیاده رانی شطرنج
funeral oration U سخن رانی برسرجنازه
shipping company U شرکت کشتی رانی
extrudate U محصول روزن رانی
nautically U از لحاظ کشتی رانی
sailing orders U دستور کشتی رانی
innavigable U غیرقابل کشتی رانی
regatta U مسابقه کرجی رانی
regattas U مسابقه کرجی رانی
cabotage U کشتی رانی ساحلی
ox goad U نیزه گاو رانی
aerostation U کشتی رانی هوایی
shippable U قابل کشتی رانی
magnetic potential U نیروی مغناطیس رانی
lectureships U سمت سخن رانی
seaworthy U قابل کشتی رانی
lectureship U سمت سخن رانی
inland navigation U کشتی رانی در رودخانه ها
sprinting U مسابقه اتومبیل رانی
auto racing U مسابقه اتومبیل رانی
pultrusion process U فرایند کشش رانی
auto drome U پیست اتومبیل رانی
pawn push U پیاده رانی شطرنج
loxodromics U کشتی رانی در خط مایل
harness race U مسابقه ارابه رانی
ease all U درکرجی رانی ایست
harness racing U ارابه رانی تک اسبه
drive way U مسیر اتومبیل رانی
harness horse U اسب مخصوص ارابه رانی
matinees U مسابقه ارابه رانی در روز
drag racing U مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت
moto U بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
oceanshipping U روشهای کشتی رانی دراقیانوس
navigation river U رودخانه قابل کشتی رانی
red flag U پرچم قرمز اتومبیل رانی
matinTes U مسابقه ارابه رانی در روز
coasting U کشتی رانی در طول ساحل
trialling U مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
matinee U مسابقه ارابه رانی در روز
active emf U نیروی برق رانی موثر
lift U سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
Carpool U هم سفری [گردشگری] [خودرو رانی]
loxodromic U وابسته به کشتی رانی در خط مایل
effective electromotive force U نیروی برق رانی موثر
car passenger U مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
contact electromotive force U نیروی برق رانی مجاورتی
row a race U مسابقه کرجی رانی دادن
ride [American E] U سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
motor vehicle passenger U سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
car passenger U سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
motor vehicle passenger U مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
starting motor U راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
under U در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
under- U در قوس داخلی پیست اتومبیل رانی
starter U راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
portolano U راهنمای کشتی رانی با شرح بنادر
kite track U مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
starter motor U راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
eloge U سخن رانی بافتخارکسیکه درگذشته است
poeeping tom U ادمی که بانگاه باعضاء تناسلی واعضای برهنه اطفاء شهوت کند
circumnavigation U کسیکه دورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
icekhana U اتومبیل رانی روی سطح یخ بسته دریاچه
off road racing U مسابقه موتورسیکلت رانی در زمینهای ناهمواربطول چند صد مایل
speedway U مسابقه موتورسیکلت رانی بین تیمهای 4 نفره درمسیرهموارخاکی
circumavigator U کسی که دور گیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
tirm oval U پیست مسابقه اتومبیل رانی به شکل مثلث با گوشههای قوسی
tracked U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
tracks U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
track U پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
lap money U جایزه نقدی برای موفقیت درهر دور مسابقه اتومبیل رانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com