English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
test town U شهر مورد ازمایش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
test case U شخص یاچیز مورد ازمایش
test cases U شخص یاچیز مورد ازمایش
gage length U طول قطعه مورد ازمایش
working section U قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
Other Matches
use testing U ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
pilot method U عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
tryout U ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
assays U محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assay U محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
continous immersion test U ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
flight test U ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
test element U دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
insulation test U ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
soil examination U بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
service test U ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
flight test U ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
creep test U ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
confident test U ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
clean U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleaned U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleanest U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
cleans U کامپیوتری که کمترین کد پایه ROM مورد نیاز را برای راه اندازی سیستم از دیسک دارد. هر زبان مورد نیاز هم باید بار شود
environmental test U ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
tube tester U دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
area of operational interest U منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
tests U ازمایش
tested U ازمایش
g U ازمایش
vetting U ازمایش
checking U ازمایش
examen U ازمایش
screening U ازمایش
assay U ازمایش
shied U ازمایش
assays U ازمایش
experimentation U ازمایش
experimenting U ازمایش
shy U ازمایش
trial U ازمایش
shyer U ازمایش
testing U ازمایش
experimented U ازمایش
shying U ازمایش
experiment U ازمایش
shies U ازمایش
shyest U ازمایش
experiments U ازمایش
trials U ازمایش
consolidation test U ازمایش تحکیم
absorption test U ازمایش جذب
self test U ازمایش خودکار
automatic testing U ازمایش خودکار
automatic check U ازمایش خودکار
check point U نقطه ازمایش
shear test U ازمایش برشی
shop test U ازمایش کارگاهی
gaff U ازمایش سخت
alpha testing U ازمایش الفا
experimentally U از راه ازمایش
sedimentation test U ازمایش تهنشینی
quizzes U ازمایش کردن
buzzer test U ازمایش بیرز
saturation testing U ازمایش اشباعی
cold water test pressure U ازمایش فشار اب
bulging test U ازمایش برامدگی
chalktest U ازمایش اب ناپذیری با گچ
comparison test U ازمایش مقایسهای
hydraulic pressure test U ازمایش فشار اب
burn in U ازمایش روشن
buckling test U ازمایش خمشی
cadmium test U ازمایش با کادمیم
quiz U ازمایش کردن
beta test U ازمایش بتا
compressive test U ازمایش تحکیم
beta testing U ازمایش بتا
approving U ازمایش کردن
blank experiment U ازمایش مچ گیری
break proof U ازمایش شکست
regression testing U ازمایش رگرسیون
examination U امتحان ازمایش
test specimen U نمونه ازمایش
experience U تجربه ازمایش
test specimen U نمونه ی ازمایش
experiences U تجربه ازمایش
tester U ازمایش کننده
tester U دستگاه ازمایش
testing load U بار ازمایش
testing of materials U ازمایش مصالح
testing of materials U ازمایش مواد
testing stand U سکوی ازمایش
testing stand U میز ازمایش
testing time U زمان ازمایش
experiencing U تجربه ازمایش
approve U ازمایش کردن
approves U ازمایش کردن
temptations U ازمایش امتحان
test set U دستگاه ازمایش
test bay U میدان ازمایش
test bed U میز ازمایش
test bed U صفحه ازمایش
test clip U گیره ازمایش
test course U مسافت ازمایش
test element U وسیله ازمایش
test equipment U وسایل ازمایش
test hole U چاه ازمایش
test model U نمونه ی ازمایش
examinations U امتحان ازمایش
test piece U نمونه ازمایش
test plan U طرح ازمایش
test room U اطاق ازمایش
test series U سری ازمایش
temptation U ازمایش امتحان
test bay U حوزه ازمایش
test bar U میله ازمایش
stripping test U ازمایش زدودگی
triaxial shear test U ازمایش سه محوری
triaxial test U ازمایش سه بعدی
examined U ازمایش کردن
turing's test U ازمایش تورینگ
two stage experiment U ازمایش دو مرحلهای
stripping test U ازمایش زدودن
furnace U بوته ازمایش
furnaces U بوته ازمایش
gauges U ازمایش کردن
gauged U ازمایش کردن
gauge U ازمایش کردن
spot test U ازمایش فوری
trial and error U ازمایش ولغزش
test announcement U نتیجه ازمایش
examining U ازمایش کردن
examines U ازمایش کردن
examine U ازمایش کردن
tensile test U ازمایش کشش
tensile test U ازمایش کششی
to bring to the proof U ازمایش کردن
try U سنجیدن ازمایش
tries U سنجیدن ازمایش
teasthole U گمانه ازمایش
tally plate U برچسب ازمایش
system testing U ازمایش سیستم
torsion test U ازمایش پیچش
triable U ازمایش کردنی
trial and erroe U ازمایش و خطا
trial and error U ازمایش و خطا
weathring test U ازمایش فرسایش
retrials U ازمایش مجدد
probation U ازمایش امتحان
experimentalist U اهل ازمایش
explosion proof U ازمایش- انفجار
factorial design U ازمایش فاکتوریل
fatigue test U ازمایش خستگی
final test U ازمایش نهائی
test tube U لوله ازمایش
experimental design U طرح ازمایش
examination of the soil U ازمایش خاک
evaluation score U نمره ازمایش
retrial U ازمایش مجدد
doubling test U ازمایش تا شویی
drift test U ازمایش رانش
drop test U ازمایش سقوطی
drop test U ازمایش ضربهای
assays U ازمایش سنجش
assay U ازمایش سنجش
preliminary test U ازمایش مقدماتی
gage U ازمایش کردن
hammer test U ازمایش سقوطی
hanging test U ازمایش کشش
insulation voltage U فشار ازمایش
intelligence test U ازمایش هوش
izod test U ازمایش ایزود
line tester U ازمایش کننده خط
load test U ازمایش بار
lucas test U ازمایش لوکاس
triers U ازمایش کننده
trier U ازمایش کننده
trial U ازمایش امتحان
trials U ازمایش امتحان
test U ازمایش کردن
tension test U ازمایش کشش
hardness test U ازمایش سختی
image test U ازمایش تصویر
impact test U ازمایش ضربه
inspection test U ازمایش کار
tests U ازمایش کردن
tested U ازمایش کردن
flattening test U ازمایش توزیعی
material testing U ازمایش مصالح
program testing U ازمایش برنامه
rattler test U ازمایش تردی
probationership U ازمایش کاری
crippling test U ازمایش لهیدگی
test cases U قضیه در ازمایش
test case U قضیه در ازمایش
cup test U ازمایش قاشقی
random test U ازمایش نامنظم
cupping test U ازمایش فنجانی
rattler test U ازمایش تورق
deep drawing test U ازمایش کاسگری
division check U ازمایش تقسیم
random test U ازمایش پیشامدی
psychometry U ازمایش هوش
test tubes U لوله ازمایش
probational U ازمایش امتحان
tensile impact test U ازمایش کشش ضربهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com