English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
class consciousness U شعور طبقهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
horse sense U شعور حیوانی شعور ذاتی وطبیعی
single stage U یک طبقهای
class consciousness U اگاهی طبقهای
class barrier U مانع طبقهای
class mobility U تحرک طبقهای
class culture U فرهنگ طبقهای
multistage U چند طبقهای
class status U پایگاه طبقهای
class struggle U مبارزه طبقهای
class inclusion U درون گنجی طبقهای
intraclass coefficient U ضریب درون طبقهای
caste system U نظام طبقهای منفصل
three decker U هرچیز سه طبقهای یا سه لایهای
sottish U بی شعور
good sense U شعور
of no understanding U بی شعور
mother wit U شعور
limen U شعور
witless U بی شعور
clouding of consciousness U تیرگی شعور
sensed U هوش شعور
sense U شعور معنی
sense U شعور هوش
sense U هوش شعور
sensed U شعور معنی
sensed U شعور هوش
senses U شعور معنی
senses U شعور هوش
senses U هوش شعور
brutish U بی شعور درشت
reason U خرد شعور
reasons U خرد شعور
instincts U شعور حیوانی
instinct U شعور حیوانی
elite U طبقه ممتازه هرجامعه و بخصوص طبقهای که قدرت حاکمه را در دست دارد
witling U ادم بی شعور و کم عقل
You have cobwebs in your head. <idiom> U تو شعور نداری [اصطلاح]
negligence U اهمال تفریط معیار ان در CL رفتارو دقتی است که یک فرد بافهم و شعور عادی در امورخود معمول می دارد
intergeneric U بین انواع نژادی بین طبقهای
without understanding U فهم چیز فهم نافهم بی ادراک بی شعور
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com