Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
vector
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectors
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectorial
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
radius vector
U
شعاع حامل
actinoid
U
دارای شعاع مانند شعاع
weapon carrier
U
کامیون حامل جنگ افزار کامیون حامل توپ
ignites
U
اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
igniting
U
اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignite
U
اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignited
U
اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
downstream radius of crest
U
شعاع انحنای ستیغ در پایاب شعاع انحنای ستیغ در پایین دست
point of no return
U
نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
ranged
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
ranges
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
range
U
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
osmose
U
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
light ship
U
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
lyophilization
U
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down
U
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
ratten
U
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wiped
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptised
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
chafe
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
instantiate
U
معرفی کردن بوسیله کنسرت
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
shield
U
بوسیله سپر حفظ کردن
shields
U
بوسیله سپر حفظ کردن
chafes
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafing
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
latches
U
بوسیله کلون محکم کردن
latch
U
بوسیله کلون محکم کردن
semaphore
U
بوسیله پرچم مخابره کردن
step down
U
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
electrotype
U
بوسیله برق چاپ کردن
wet down
U
بوسیله اب پاشی خیس کردن
to shield
U
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
postcards
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
roentgenize
U
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
photoengrave
U
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
postcard
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
electrolyze
U
تجزیه کردن بوسیله جریان برق
thermostats
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
latensify
U
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
thermostat
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
gravitating
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
faradize
U
بوسیله القای برق معالجه کردن
polices
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
gravitated
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitate
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
to proclaim meetings
U
بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
gravitates
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
whet
U
عمل تیز کردن بوسیله مالش
to file a petition
U
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
policed
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
police
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
percutaneous perspiration
U
عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
psychanalyze
U
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
to file an application to somebody
U
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
talk out
U
بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
scalded cream
U
سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
labiovelar
U
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
lixiviate
U
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
pyrogravure
U
نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
seam
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
maieutics
U
فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
radius
U
شعاع
beam
U
شعاع
rayless
U
بی شعاع
radius of curvature
U
شعاع خم
beams
U
شعاع
ray
U
شعاع
manual
U
عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
light beam
U
شعاع نور
light ray
U
شعاع نور
electron beam
U
شعاع الکترون
radius of curvature
U
شعاع انحناء
effective radius
U
شعاع موثر
mean radius
U
شعاع میانه
main beam
U
شعاع اصلی
ionic ray
U
شعاع یونی
ionic radius
U
شعاع یونی
nuclear radius
U
شعاع هسته
short-range
U
با شعاع عمل کم
radiates
U
شعاع افکندن
radiated
U
شعاع افکندن
radiate
U
شعاع افکندن
semidiameter
U
شعاع دایره
average radius
U
شعاع میانگاه
average radius
U
شعاع میانه
schwarzschild radius
U
شعاع شوارتزشیلد
atomic radius
U
شعاع اتمی
atomic radius
U
شعاع اتم
an incident ray
U
شعاع ساقط
radiating
U
شعاع افکندن
bohr radius
U
شعاع بور
short range
U
با شعاع عمل کم
casualty radius
U
شعاع تلفات
radius
U
شعاع دایره
radius of influence
U
شعاع تاثیر
stellate
U
شعاع دار
gyoradius
U
شعاع چرخش
corner radius
U
شعاع کنج
covalent radius
U
شعاع کووالانسی
radius
U
شعاع عملیات
short swing
U
پیچهای با شعاع کم
hydraulic radius
U
شعاع هیدرولیک
radius of curvatupe
U
شعاع انحناء
radius of extrados
U
شعاع برونسو
radial of a well
U
شعاع یک چاه
image ray
U
شعاع تصویر
radially
U
شعاع وار
radius of action
U
شعاع اثر
radius of action
U
شعاع عمل
radius of a well
U
شعاع یک چاه
radius of gyration
U
شعاع چرخش
radius gage
U
شابلون شعاع
within a radius of .kilometre
U
تا شعاع 6 کیلومتر
radiometer
U
شعاع سنج
triradiate
U
دارای سه شعاع
radius of intrados
U
شعاع درونسو
radius of giration
U
شعاع ژیراسیون
radius of curvature
U
شعاع خمیدگی
radius of giration
U
شعاع چرخش
sifting
U
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
lifemanship
U
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
to walk the chalk
U
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
radius of convergence
U
شعاع همگرایی
[ریاضی]
effective radius of a well
U
شعاع موثر چاه
wood ray
U
شعاع اوندی چوبی
light beam recorder
U
ثبات شعاع نور
very long
U
شعاع عمل زیاد
light ray bending
U
انحراف شعاع نور
medium range
U
با شعاع عمل متوسط
van der waals radius
U
شعاع وان در والس
sea room
U
شعاع مانور دریایی
searchlight sonar
U
سونار شعاع باریک
pencilled
U
پرتوی شعاع دار
damage radius
U
شعاع منطقه خسارت
damage radius
U
شعاع خطر مین
very short
U
شعاع عمل خیلی کم
double beam
U
شعاع مضاعف نور
destruction radius
U
شعاع تخریب مین
casualty radius
U
شعاع تولید تلفات
radiant
U
شعاع گستر درخشان
intermediate range
U
با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
sea room
U
شعاع عمل دریایی ازاد
visibility range
U
شعاع عمل دیدبانی یا دید
long-distance
U
با شعاع عمل زیاد طولانی
pi
U
نسبت پیرامون به شعاع دایره
pencil beam
U
شعاع نور بسیار باریک
long distance
U
با شعاع عمل زیاد طولانی
cruising range
U
شعاع عمل هواپیما یا کشتی
stave
U
حامل
vehicles
U
حامل
vehicle
U
حامل
gerent
U
حامل
carriers
U
حامل
vectors
U
حامل
carrier
U
حامل
bearer cheque
U
چک حامل
bearers
U
حامل
conveyer
U
حامل
bearer
U
حامل
porters
U
حامل
porter
U
حامل
vector
U
حامل
conveyor
U
حامل
spherical coordinate system
[with constant radius]
U
دستگاه مختصات کروی
[با شعاع ثابت]
supporting range
U
شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
isodose
U
دارای تابش یا اشعه برابر هم شعاع
transports
U
ترابری حامل
linkmen
U
حامل مشعل
carrier frequency
U
فرکانس حامل
linkman
U
حامل مشعل
bearing angle
U
زاویه حامل
bearer cheque
U
چک در وجه حامل
carrier frequency
U
بسامد حامل
carrier detect
U
تشخیص حامل
data carrier
U
حامل داده ها
bearer bond
U
سند حامل
carrier detect
U
کشف حامل
osborne shackle
U
قلاب حامل
transport
U
ترابری حامل
video carrier
U
حامل ویدئو
transporting
U
ترابری حامل
payable to the bearer
U
در وجه حامل
messenger
U
طناب حامل
bearer
U
در وجه حامل
bearers
U
در وجه حامل
transported
U
ترابری حامل
vehicles
U
حامل رسانه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com