Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
elutriation
U
شستشو با اب فرسایش انتخابی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
selective erosion
U
فرسایش انتخابی
attrition rate
U
میزان کاهش توان رزمی نواخت فرسایش سرعت فرسایش
arid erosion
U
فرسایش مناطق خشک فرسایش مناطق کم اب
electives
U
انتخابی
elective
U
انتخابی
adoptive
U
انتخابی
appointive
U
انتخابی
elected
U
انتخابی
optional
U
انتخابی
selectively
U
انتخابی
selective
U
انتخابی
referred brief
U
وکالت انتخابی
selective admission
U
پذیرش انتخابی
selectively
U
گزیده انتخابی
selective perception
U
ادراک انتخابی
elective mutism
U
خموشی انتخابی
selective attention
U
دقت انتخابی
selective
U
گزیده انتخابی
selective forgetting
U
فراموشی انتخابی
domicile of choice
U
اقامتگاه انتخابی
elected senator
U
سناتور انتخابی
command select system
U
سیستم فرمان انتخابی
hetman
U
سرتیپ انتخابی قزاق ها
selective breeding
U
تخم کشی انتخابی
random access memory
[RAM]
module
گذاره حافظ انتخابی
selective hardening
U
سخت گردانی انتخابی
candidate move
U
حرکت انتخابی شطرنج
selective inattention
U
عدم توجه انتخابی
plural vote
U
رای یک تن در چند حوزه انتخابی
selected fill
U
مصالح انتخابی برای خاکریزی
abrasions
U
فرسایش
wears
U
فرسایش
wear
U
فرسایش
abrasion
U
فرسایش
depletion
U
فرسایش
attrition
U
فرسایش
fraying
U
فرسایش
erosion
U
فرسایش
marquee
U
فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
shannon
U
انتخابی بین دو واقعه بااحتمال یکسان
marquees
U
فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
sever erosion
U
فرسایش نابهنجار
scuffed
U
خراش فرسایش
sheet washing
U
فرسایش سطحی
sheet washing
U
فرسایش رویی
soil erosion
U
فرسایش خاک
bioerosion
U
فرسایش زیستی
shore erosion
U
فرسایش ساحلی
beach erosion
U
فرسایش ساحلی
erodible
U
قابل فرسایش
accelerated erosion
U
فرسایش تشدیدی
attrition
U
فرسایش نیروها
weathering
U
فرسایش در اثرهوا
erosion
U
فرسایش وسایل
wind erosion
U
فرسایش بادی
weathring test
U
ازمایش فرسایش
surface erosion
U
فرسایش سطحی
rill erosion
U
فرسایش شیاری
gully erosion
U
فرسایش خندقی
erosion control
U
جلوگیری از فرسایش
scuffs
U
خراش فرسایش
scuff
U
خراش فرسایش
erodibility
U
قابلیت فرسایش
internal erosion
U
فرسایش داخلی
spark erossion
U
فرسایش الکتریکی
erosive
U
فرسایش دهنده
natural erosion
U
فرسایش نابهنجار
precession
U
فرسایش لوله
concrete erosion
U
فرسایش بتن
pot hole
U
دیگ فرسایش
nuclear corrosion
U
فرسایش هستهای
scuffing
U
خراش فرسایش
natural erosion
U
فرسایش طبیعی
electro erosion
U
فرسایش الکتریکی
lavation
U
شستشو
ablutions
U
شستشو
lixiviation
U
شستشو
leaching
U
شستشو
souse
U
شستشو
elution
U
شستشو
imbathe
U
شستشو
purification
U
شستشو
ablution
U
شستشو
laundered
U
شستشو
bathing
U
شستشو
bath
U
شستشو
launder
U
شستشو
wash
U
شستشو
laundering
U
شستشو
launders
U
شستشو
washed
U
شستشو
washes
U
شستشو
lotions
U
شستشو
bathed
U
شستشو
lotion
U
شستشو
cleaning
U
شستشو
embrocation
U
شستشو
embrocations
U
شستشو
washing
U
شستشو
scouring
U
شستشو
geologic erosion
U
فرسایش زمین شناسی
electro erosion process
U
فرایند فرسایش الکتریکی
abrasion of surface
U
فرسایش سطح فرش
electroerosive
U
فرسایش قوس الکتریکی
attenuation
U
فرسایش انرژی موج
texts
U
انتخابی دربرنامه که امکان ویرایش متن را فراهم میکند
text
U
انتخابی دربرنامه که امکان ویرایش متن را فراهم میکند
wash
U
شستشو دادن
rinser
U
شستشو کننده
imbathe
U
شستشو کردن
washable
U
قابل شستشو
washer
U
شستشو کننده
washers
U
شستشو کننده
levigate
U
شستشو دادن
washes
U
اب دادن شستشو
washes
U
شستشو دادن
washed
U
اب دادن شستشو
washed
U
شستشو دادن
purification
U
شستشو تصفیه
to take a bath
U
شستشو کردن
flush tank
U
حوضچه شستشو
cleaning room
U
اطاق شستشو
cleaning process
U
فرایند شستشو
cleaning door
U
دریچه شستشو
water extraction
U
آبگیری
[پس از شستشو]
ablutomania
U
وسواس شستشو
acid leach
U
شستشو با اسید
acid dip
U
شستشو با اسید
abluent
U
شستشو دهنده
debenzolation
U
شستشو با بنزول
wash out
U
شستشو کردن
wash
U
اب دادن شستشو
imbathe
U
شستشو دادن
wash oil
U
روغن شستشو
embrocate
U
شستشو دادن
weatherability
U
قابلیت عدم فرسایش در هوا
rain wash
U
فرسایش ناشی از ریزش باران
restraint
U
نیروی خستگی یا فرسایش بار
corrosion
U
زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
wear
U
فرسایش خوردگی جنگ افزارها
restraints
U
نیروی خستگی یا فرسایش بار
wears
U
فرسایش خوردگی جنگ افزارها
tubber
U
گازر شستشو دهنده
wash off
U
با شستشو پاک کردن
scrubbing process
U
فرایند شستشو و تصفیه
sediment escape
U
ساختمانهای تخلیه و شستشو
wash away
U
با شستشو پاک کردن
wash out
U
محو کردن شستشو
leaching
U
تصفیه بوسیله شستشو
bathe
U
استحمام کردن شستشو
bathes
U
استحمام کردن شستشو
rinses
U
با اب پاک کردن شستشو
lave
U
چکیدن شستشو کردن
rinse
U
با اب پاک کردن شستشو
dehydration
U
[آبگیری فرش پس از شستشو]
rinsed
U
با اب پاک کردن شستشو
planation
U
مسطح شدن زمین در اثر فرسایش
change (one's) mind
<idiom>
U
مغز کسی را شستشو دادن
shampoo
U
باشامپویا سرشوی شستشو دادن
back blowing
U
عمل شستشو و توسعه چاه
shampoos
U
باشامپویا سرشوی شستشو دادن
absterge
U
تمیز کردن شستشو دادن
detritus
U
ذراتی که در نتیجه عمل فرسایش از زمین جدامیشوند
fastness of color
U
عدم تغییر رنگ
[در برابر نور، آب و فرسایش]
soliflucation
U
فرسایش خاک یا زمین به وسیله یخ زدن و اب شدن یخ
abstergent
U
شستشو دهنده ماده پاک کننده
anti wear
U
مواد افزودنی جهت کاهش سایندگی و فرسایش پشم
bed plate
U
صفحه فلزی که در کف ابگیرنصب میشود تا از فرسایش جلوگیری کند
trap
U
نقط ه توقف انتخابی که اجرا برنامه در آنجا متوقف میشود وثباتها بررسی می شوند
fusible read only memory
U
MORP که از ماتریسی از اتصالات موجود تشکیل شده که به طور انتخابی به برنامه وصل می شوند
lavage
U
انجدان رومی شستشوی معده یازخم شستشو دادن
needle bath
U
شستشو در زیر ابی که با دانههای خیلی ریز بر تن میریزد
leachate
U
مایعی که بوسله شستشو ازخاک یا واسطه دیگری بگذرد
bleaching materiel
U
پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
color fastness
U
درجه و میزان ثبات رنگ در مقابل نور و شستشو
lixiviate
U
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
natural erosion
U
فرسایش طبیعی که گاهی با پدیده خاک زائی در حالت تعادل است
jetty
U
سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
jetties
U
سنگ چینی یا تیربندی که در مقابل فرسایش درهنگام لاروبی انجام میشود
bolster
U
کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
special degration
U
نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
bolstered
U
کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
rill erosion
U
این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود
polygonal soil
U
زمین چند دامنهای که شیبهای ان در اثر فرسایش یخ یا برف تولید شده باشد
reventment
U
روکش کردن سطح زمین به منظور جلوگیری از فرسایش ناشی از باد و باران
bolsters
U
کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
text
U
کاهش فضای لازم در متن انتخابی , استفاده از یک کد برای نمایش بیشتر از یک حرف و حذف فضا بین علامتهای نقل قول و...
earom
U
Only Read Alterableحافظه فقط خواندنی تغییرپذیرالکتریکی RO که میتواند بدون پاک کردن تمام اصلاعات ذخیره شده به طور انتخابی تغییرکند
texts
U
کاهش فضای لازم در متن انتخابی , استفاده از یک کد برای نمایش بیشتر از یک حرف و حذف فضا بین علامتهای نقل قول و...
apron
U
لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
aprons
U
لایه حفافتی از سنگ یا مواددیگر که در کنار تاسیسات ابی جهت جلوگیری از فرسایش ساخته میشود
one pocket billiard
U
بیلیارد با 51 گوی هدف که هر بازیگر سعی دارد 8 گوی را در کیسه انتخابی خوداندازد
trace
U
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traced
U
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
traces
U
نقاط قط ع انتخابی که برنامه اجرا درآنجا توقف میشود و ثبات بررسی میشود
raw wool
U
پشم خام
[پشمی که هیچگونه عملیات سفیدگری یا شستشو روی آن صورت نگرفته باشد.]
packets
U
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet
U
بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
picking list
U
فهرست کالاهای انتخابی فهرست انتخاب
attenuation factor
U
ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com