Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
partnership
U
شرکت تضامنی
partnerships
U
شرکت تضامنی
general partnership
U
شرکت تضامنی
unlimited liability company
U
شرکت تضامنی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
capital stock
U
سهام انتشار نیافته شرکت تضامنی
Other Matches
joint and several
U
تضامنی
joint responsibility
U
مسئوولیت تضامنی
joint guarantor
U
ضامن تضامنی
joint and several responsibility
U
مسئوولیت تضامنی
joint and several liability
U
مسئوولیت تضامنی
joint and several reponsibility
U
مسئوولیت تضامنی
joint and several guarantee
U
ضمانت تضامنی
letterheads
U
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterhead
U
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation
U
شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
constituent company
U
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
limited company
U
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
international finance corporation
U
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company
U
شرکت مادر شرکت مرکزی
private
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
outsource
U
به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
collective guarantee
U
مسئولیت دسته جمعی مسئولیت تضامنی
components
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless
U
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
houses
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
business group
U
شرکت سهامی
[شرکت]
body corporate
U
شرکت شرکت سهامی
army component
U
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
component command
U
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
participation
U
شرکت
company
U
شرکت
association
U
شرکت
companies
U
شرکت
partnership
U
شرکت
corporations
U
شرکت
business
U
شرکت
concerns
U
شرکت
consociation
U
شرکت
corporation
U
شرکت
associations
U
شرکت
concern
U
شرکت
partnerships
U
شرکت
businesses
U
شرکت
cahoot
U
شرکت
enterprises
U
شرکت
incorporation
U
شرکت
EIS
U
ول شرکت
house
U
شرکت
handing
U
شرکت
houses
U
شرکت
housed
U
شرکت
hand
U
شرکت
fellowsh
U
شرکت
contribution
U
شرکت
contributions
U
شرکت
firm
U
شرکت
firms
U
شرکت
enterprise
U
شرکت
firmest
U
شرکت
firmer
U
شرکت
contributed
U
شرکت کردن
to sit out
U
شرکت نداشتن در
to play at
U
شرکت کردن در
partook
U
شرکت کردن
affiliated company
U
شرکت وابسته
trading company
U
شرکت تجارتی
acting company
U
شرکت عامل
associativity
U
شرکت پذیری
contributing
U
شرکت کردن
associative
U
شرکت پذیر
associated company
U
شرکت وابسته
artieles of association
U
شرکت ناور
articles of assosiation
U
اساسنامه شرکت
contributes
U
شرکت کردن
article of association
U
اساسنامه شرکت
article of a company
U
اساسنامه شرکت
principal
U
شرکت اصلی
voluntary partnership
U
شرکت اختیاری
principals
U
شرکت اصلی
play ball with someone
<idiom>
U
شرکت منصفانه
sit in on
<idiom>
U
شرکت درجلسه
society
U
شرکت کمیته
societies
U
شرکت کمیته
subsidiary
U
شرکت تابعه
subsidiaries
U
شرکت تابعه
private enterprise
U
شرکت خصوصی
joint-stock company
U
شرکت سهامی
winding up
U
انحلال شرکت
airline
U
شرکت هواپیمایی
participating
U
شرکت کننده
joint-stock companies
U
شرکت سهامی
airlines
U
شرکت هواپیمایی
C.O
U
مخفف شرکت
aiding and abetting
U
شرکت در جرم
corporatism
U
شرکت گرایی
joint stock
U
شرکت سهامی
electric company
U
شرکت برق
house flag
U
پرچم شرکت
parent company
U
شرکت مادر
economic unit
U
خانوار شرکت
parent company
U
شرکت اصلی
doctor to the company
U
پزشک شرکت
dissolution of partner ship
U
فسخ شرکت
winding up of a company
U
انحلال شرکت
dissolution of a company
U
انحلال شرکت
datapro
U
یک شرکت تحقیقاتی
participable
U
شرکت کردنی
employer's liability insurance company
U
شرکت بیمه
parcenary
U
شرکت مشاع
parcenary
U
شرکت در ارث
inveluntary partnership
U
شرکت قهری
invalidation of company
U
بطلان شرکت
intel corporation
U
شرکت اینتل
insurance company
U
شرکت بیمه
holding company
U
شرکت مالک
holding company
U
شرکت مرکزی
memorandom of association
U
اساسنامه شرکت
memorandum of association
U
اساسنامه شرکت
go into
U
شرکت کردن در
giant corporation
U
شرکت بزرگ
microsoft corporation
U
شرکت مایکروسافت
ncr corporation
U
شرکت NCR
pall bearer
U
شرکت میکند
participable
U
شرکت بردار
participative
U
شرکت کننده
corporativism
U
شرکت گرایی
proprietary company
U
شرکت خصوصی
commercial firm
U
شرکت تجارتی
commercial company
U
شرکت تجاری
joint stock company
U
شرکت سهامی
shipping agent
U
شرکت حمل
civil partnership
U
شرکت مدنی
champerty
U
شرکت در دعوا
certificate of incorporation
U
شرکت نامه
shipping company
U
شرکت کشتیرانی
sit out
U
شرکت نداشتن در
stock company
U
شرکت سهامی
subsidiary company
U
شرکت فرعی
branch of a company
U
شعبه شرکت
take a hand at
U
شرکت کردن در
proportional liability partnership
U
شرکت نسبی
company law
U
قوانین شرکت
corporately
U
بصورت شرکت
private company
U
شرکت خصوصی
corporate appraisal
U
ارزیابی شرکت
cooperative society
U
شرکت تعاونی
mutual company
U
شرکت تعاونی
cooperative company
U
شرکت تعاونی
cooperative
U
شرکت تعاونی
compulsory partnership
U
شرکت قهری
private corporation
U
شرکت خصوصی
company union
U
اتحادیه شرکت
company secretary
U
منشی شرکت
company seal
U
مهر شرکت
company network
U
شبکه شرکت
tandy corporation
U
شرکت Tandy
partakes
U
شرکت کردن
partaken
U
شرکت کردن
partake
U
شرکت کردن
entrepreneurs
U
موسس شرکت
assisted
U
شرکت جستن
partaking
U
شرکت کردن
share
[in]
U
شرکت
[سهم]
[در]
entrepreneur
U
موسس شرکت
a stand-alone company
U
یک شرکت مستقل
contributor
U
شرکت کننده
founders
U
موسس شرکت
foundering
U
موسس شرکت
to take part
[in]
U
شرکت داشتن
[در]
equity
U
حق صاحبان شرکت
equities
U
حق صاحبان شرکت
assist
U
شرکت جستن
assists
U
شرکت جستن
unity
U
وحدت شرکت
entry
U
شرکت کننده
business
U
شرکت تجاری
foundered
U
موسس شرکت
assisting
U
شرکت جستن
founder
U
موسس شرکت
liquidation
U
تصفیه شرکت
complicity
U
شرکت در جرم
businesses
U
شرکت تجاری
corporation
U
شرکت سهامی
corporations
U
شرکت سهامی
accession
U
شرکت در مالکیت
managers
U
یس بخش در شرکت
contributors
U
شرکت کننده
participation
U
شرکت کردن
manager
U
یس بخش در شرکت
stand in
U
شرکت کردن
participation
U
شرکت در جرم
participated
U
شرکت کردن
participant
U
شرکت کننده
participants
U
شرکت کننده
participate
U
شرکت کردن
participates
U
شرکت کردن
contribute
U
شرکت کردن
stand-ins
U
شرکت کردن
stand-in
U
شرکت کردن
naps
U
بهترین شرکت کننده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com