Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to lie east and west
U
شرقی غربی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Oriental rug
U
فرش شرقی
[از آنجا که امروزه فرش های شرقی در همه جا بافته می شوند، این لفظ به فرش دست باف که الهام گرفته از طرح های شرقی است اطلاق می شود.]
rhaeto romanic
U
زبان لاتین سوئیس شرقی وایتالیای شمال شرقی
warsaw treaty
U
پیمانی که عنوان اصلی ان "پیمان کمک متقابل اروپای شرقی " است و به سال 5591 در ورشوپایتخت لهستان منعقد شد وهدف ان کمک متقابل کشورهای اروپای شرقی به یکدیگر است و بیشتر جنبه نظامی دارد
oriental
U
شرقی
levantine
U
شرقی
levanter
U
شرقی
eastern
U
شرقی
eastward
U
شرقی
southeast
U
جنوب شرقی
mongolian draw
U
کشیدن شرقی
south eastern
U
جنوب شرقی
orientalizing style
U
سبک شرقی
eastern hemisphere
U
نیمکره شرقی
orientally
U
بسبک شرقی ها
greek church
U
کلیسای شرقی
north easterly
U
شمال شرقی
bagnio
U
زندان شرقی
south-eastern
U
جنوب شرقی
northeastward
U
شمال شرقی
turkey bath
U
حمام شرقی
northeastern
U
شمال شرقی
turkish closet
U
مستراح شرقی
north-easterly
U
شمال شرقی
the old world
U
نیم کره شرقی
tussah
U
کرم ابریشم شرقی
greek catholic
U
عضو کلیسای شرقی
eastermost
U
اقصی نقطهء شرقی
tussore
U
کرم ابریشم شرقی
dinghy
U
قایق هند شرقی
dinghies
U
قایق هند شرقی
easternmost
U
اقصی نقطهء شرقی
easternmost
U
شرقی ترین نقطه
tusseh
U
کرم ابریشم شرقی
byzantine
U
وابسته بروم شرقی
east end
U
قسمت شرقی لندن
northeastern
U
مربوط به شمال شرقی
southeaster
U
توفان جنوب شرقی
laura
U
صومعه کلیسای شرقی
northeaster
U
نسیم شمال شرقی
Hindoo
U
سبک شرقی
[معماری]
northeastward
U
بطرف شمال شرقی
southeastward
U
بطرف جنوب شرقی
eastermost
U
شرقی ترین نقطه
orientalism
U
عقاید یا سیاست شرقی
southeaster
U
باد جنوب شرقی
hesperian
U
غربی
westerly
U
غربی
occidental
U
غربی
breezing
U
بادشمال یاشمال شرقی بادملایم
southeasterner
U
ساکن نواحی جنوب شرقی
OCM
U
شرکت او سی ام تولیدکننده فرش شرقی
archimandrite
U
رئیس دیر در کلیسای شرقی
soputheasternmost
U
در دورترین نقطه جنوب شرقی
breeze
U
بادشمال یاشمال شرقی بادملایم
breezed
U
بادشمال یاشمال شرقی بادملایم
breezes
U
بادشمال یاشمال شرقی بادملایم
euroclidon
U
بادطوفانی شمال شرقی درمدیترانه
south western
U
جنوب غربی
ind
U
هند غربی
southwest
U
بادجنوب غربی
east elevation
U
نمای غربی
northwestwards
U
روبشمال غربی
westernmost
U
غربی ترین
westernization
U
غربی شدن
westernize
U
غربی شدن
westernize
U
غربی کردن
westwork
U
بدنه غربی
westernising
U
غربی شدن
westernising
U
غربی کردن
NW
U
شمال غربی
westernises
U
غربی شدن
westernises
U
غربی کردن
Western Sahara
U
صحرای غربی
westernised
U
غربی شدن
Wild West
U
ایالتهای غربی
westernised
U
غربی کردن
north-westerly
U
شمال غربی
north westerly
U
شمال غربی
sou'westers
U
جنوب غربی
westernized
U
غربی کردن
westernized
U
غربی شدن
west country whipping
U
بست غربی
north-western
U
شمال غربی
westerly
U
باد غربی
south-western
U
جنوب غربی
wester
U
باد غربی
westernizing
U
غربی شدن
westernizing
U
غربی کردن
north western
U
شمال غربی
western hemisphere
U
نیمکره غربی
wester
U
طوفان غربی
westernizes
U
غربی شدن
westernizes
U
غربی کردن
northwestern
U
شمال غربی
ORIA
U
اتحادیه واردکنندگان فرش های شرقی
neo platonism
U
فلسفه افلاطونی امیخته با تصوف شرقی
roaring forties
U
منطقه بادهای غربی
turk'shead
U
کاکتوس هند غربی
turk's capcactus
U
کاکتوس هند غربی
Western Samoa
U
کشور ساموآی غربی
southwest
U
واقع در جنوب غربی
southwestward
U
بسوی جنوب غربی
southwesterner
U
اهل جنوب غربی
southwestern
U
واقع در جنوب غربی
southwester
U
باد جنوب غربی
northwestwards
U
بطرف شمال غربی
northwester
U
طوفان شمال غربی
northwester
U
باد شمال غربی
libecchio
U
باد جنوب غربی
first world
U
واقع دراروپای غربی
narthex
U
ایوان غربی کلیسا
atlantic
U
دریای محیط غربی
libeccio
U
باد جنوب غربی
westernizing
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernizes
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernized
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernised
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernises
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernising
U
تمدن غربی را پذیرفتن
westernize
U
تمدن غربی را پذیرفتن
southwestwards
U
بسوی جنوب غربی
ASEAN
U
مخفف همبستگی ملل جنوب شرقی آسیا
fox grape
U
انگور ترش نواحی شمال شرقی امریکا
lascar
U
نظامی وملوان هند شرقی توپچی هندشرقی
Eastern design
U
طرح های شرقی
[مربوط به شرق آسیا ]
Monaco
U
ناحیه " موناکو" واقع در جنوب شرقی فرانسه
seato forces
U
نیروهای کشورهای پیمان جنوب شرقی اسیا
southwester
U
توفان یا تندباد جنوب غربی
western
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerners
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerns
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
Benin
U
کشور بنین در افریقای غربی
jonah crab
U
خرچنگ بزرگ امریکای غربی
Ivory Coast
U
کرانهی مرکزی و غربی افریقا
piedmont
U
ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
westerner
U
غربی وابسته به مغرب یا باختر
eastern european mutual assisstance trea
U
پیمان کمک متقابل اروپای شرقی treaty warsaw
razorback
U
خوک نیمه وحشی دورگه جنوب شرقی اتازونی
joshua tree
U
درخت خنجری یا ابره ادم جنوب شرقی امریکا
finlander
U
اهل فینلاند ذرشمال غربی روسیه
New World
U
نیمکره غربی یا دنیای جدید امریکا
khowar
U
زبان رایج درشمال غربی پاکستان
GIs
U
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
harmattan
U
بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
GI
U
انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
Cornish
U
وابسته به کورنوال درجنوب غربی انگلستان
denier
U
نوعی مسکوک در فرانسه و اروپای غربی
Indian style
U
[سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
troy
U
شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
st helena
U
جزیره سنت هلن درجنوب غربی افریقا
Nahavand
U
شهر نهاوند
[در شمال غربی ایران نزدیک همدان]
granger road
U
راه اهنی که ازایالات غربی غله بارکرده میاورد
west lndies
U
جزایر هند غربی واقع بین اتازونی و امریکای جنوبی
golden horde
U
سپاهیان مغول که در قرن سیزدهم اروپای شرقی رامورد تاخت و تاز قرار دادند
monroe doctrine
U
سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
rio treaty
U
پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
c
U
سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
albanega
U
[دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
Ivy League
U
نام گروهی از دانشگاههای قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده که با هماتحادیهی ورزشی و غیره دارند
western european union
U
ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
Common Market
U
بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
cross-in-square
U
[کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
Persian rug
U
[فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.]
western european union
U
اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
orientalize
U
خاوری شدن شرقی ماب شدن
south-east
U
جنوب شرقی سوی جنوب شرق
marshall plan
U
طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
south-west
U
جنوب غربی سوی جنوب باختر
Alhambra
U
تزئینات الحمرا
[در ساختمان غربی اسپانیا استفاده می شود که شامل مجموعه ای از غرفه های به هم متصل شده با دو حیاط بزرگ در هر گوشه می شود.]
north by cast
U
میان شمال و شمال شرقی
south east
U
جنوب خاوری جنوب شرقی
north east
U
شمال شرق شمال شرقی
northeast
U
شمال شرقی شمال شرق
north-east
U
شمال شرقی در شمال شرق
colombo plan
U
طرح ایجاد شده به وسیله وزیران خارجه ملتهای مشترک المنافع بریتانیا در سال 0591 که هدف ان تشریک مساعی درکمک به رشد اقتصادی کشورهای اسیایی جنوب وجنوب شرقی است
south west
U
جنوب باختر جنوب غربی
north west
U
شمال غرب شمال غربی
north-west
U
شمال غربی در شمال غرب
northwest
U
شمال غرب شمال غربی
european unclear a energy agency
U
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
to lie east and west
U
واقع شدن شرقی وغربی واقع شدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com